سلام اینم داستان من و جیمین اگر نظر بدین خیلی خوب می کنم
اینجا شما اسمتون ت یا یونگی هست و شما یک خواننده معروفید تو گروه بی بلک که اولین عضو هستید و سه دوست دیگه به نام یونجی میا ی لیا هستند در زمن شما پولدار هم هستید بریم شروع کنیم 💙
راستی شما تازه از آمریکا بر میگردین شروع ببخشید خانم صندلی من چنده صبر کنید ۱۲ هست داشتم میرفتم که دیدم یک پسر داره تو کاوین ۱۳ که کنار من بود می نشست من خجالتی بودم و حالا به هر سختی بود نشستم که دیدم اون پسره جیمین هست و لی
یکهو دید منو و گفت شما یونگی نیستیند گفتم بله خودمم گفت اینجا چیکار میکنی گفتم سری زدم به مادر بزرگم خنده کیونش منو کشته بود یکهو دیدم خوابش برده منم هیچینگفتم و تکون نخردم تارو شونم بخوابه بهد از ۱ ساعت صدای نشستن روی زمین آمد و من جیمین را بیدار کردم و رفتیم اونجا یک ماشین واسه من اومد و واسه اون هم اعضای بی تی اس شمارشو به من داد و رفت من هم سوار ماشین شدم و رفتم وقتی رسیدم دم در
در را باز کردم و رفتم تو یونجی فیلم میدید لیا غضا درست میکرد و میا کتاب میخوند که وقتی مرا دیدن اومدن و مرا بقل کردند و یکهو یادم اومد که
به جیمین زنگ بزنم بعد رفتم تماس تصویری گرفتم بعد جواب داد کلی حرف زدیم گفت چطوره که امروز هممون بریم پارک گفتم باشه بعد به یونجی میا و لیا گفتن باشه گفتم اول تیپ خوب بزنیم من نیم تنه قرمز باشلوار چسپون پوشیدم و موهام را خرگوش بستم یونجی شلوار سیاه و نیم تنه سیاه میا و موهای اسبی میا با موهای باز و لباس سفید نیم تنه و شلوار سفید و لیا هم
ولیا هم موهای گوجه ای لباس نیم تنه بنفش و شلوار کرمی رفتیم پارکی که جیمین گفت و دیدیمشون سلام کردیم کلی حرف زدیم که من گفتم جیهوپ کجاست و نامجون گفتند اونها نخواستند بیا و گفتم ما که
اومدیم پارک چرا با وسایل بازب نکنیم گفتند باشه و کلی وسایل سوار شدیم بعد گوشیم زنگ خورد جوابشو دادم باید یک آهنگ بخونم اسمش aih اینه
به بی تی اس گفتم شما هم میاین گفت آرع گفتم خوبه و رفتیم کنسرت خیلی خوب بود
این پارت هم تموم شد پارت بعد دوست دختر جیمین هم میا که رزی هست 🖤
پارت بعدی را میگذارم