مجددا سیلام علیک😁😊👋 من اومدم با پارت چهارم داستان من و جیمین چون توی نظرات داستان قبلیم(من و جین) دیدم خیلی ها دلشون خواسته درباره جیمین بنویسم پس تصمیم گرفتم زودتر واستون بزارمش💜❤
برگشت به حالت قبلی داستان(از زبان من زمان حال) : خیلی خوشحال بودم توی روز اولی که اومده بودم کره اینجوری غافلگیر شدم و بی تی اس رو دیدم تازه به جمع دوستای خوبشون اضافه شدم😊😊😊😊حس خیلی خوبیه کاش اگه خوابم هیچوقت بیدار نشم... اما خوشبختانه خواب نیست و من واقعا به ارزوم رسیدم😍😍😍😍 از بابت بلیط ویژه کنسرت هم که دارم ذوق مرگ میشم😅 مدتی بعد: خب بالاخره به هتلم رسیدم حالا دیگه برم یه دوش کوچولو بگیرم و آماده شم کم کم 😍❤ خیلی حس خوبیهههههه ایشالا نصیب همه ی ارمیا بشه(اینکه برن کنسرت بی تی اس) .....
حالا کدوم لباسمو بپوشم(دیالوگ معروف همه دختران سرزمینم از جمله خودم😂) اها کت قرمزم با شومیز سفید زیرش و دامن سیاه گوگولیم و اون کفش قرمزام 😊 وای خدایا چقدر کیوت بشم من😅 موهام رو هم دم اسبی میبندم😊✌ خب دیگه حاضر شدم البوم هام رو هم برداشتم چون گفته بودم ازشون اون موقع امضا نمیگیرم نگفتم که موقع کنسرت هم نمیگیرم(😂✌) خب بلیطم رو هم که جین بهم داده بود برداشتم و.... ای وای ارمی بمبمممم... نزدیک بود یادم بره......
توی ماشین نشستم و دارم میرم سمت سالن ساعت حدوووود ۴ بعداز ظهره خوبه دیر نرسیدم ، کنسرت حدود ۲ یا ۳ ساعت دیگه شروع میشه☺😍. وقتی میرسم جمعیت زیادنننن😶😶😶عرررر خدایا نوبتم میشه؟ ایشالا سه سال دیگه میشه😂😅 همینطوری توی صف وایسادم که یهو یکی از پشت دستمو میگیره میکشتم کنار... اول یکم میترسم چون مرده کلاه گذاشته سرش و ماسک زده ولی بعد میگه:نترس جیمینم. من:😰😰هوه خیالم راحت شد....
من:چرا اینجوری میکنی جیمینا؟ جیمین: تو مگه بلیط ویژه نداری؟. من:خب اره... . جیمین خب چرا تو صفی؟. من:نباید باشم؟. جیمین: نه دیگه من این بیل... چیزه یعنی... جین این بلیط رو داد که انقدر معطلی صف رو نکشی و زودتر بیای تو دیگهههه(نکته:جیمین دلش میخواسته بیشتر پیشش باشی دیگه چون دوست داره💜). من:ببخشید نمیدونستم 😅😅😅. جیمین:عیبی نداره حالا با من بیا میریم تو با هم😊. من:باشه... .
جیمین هنوز دستمو وِل نکرده دارم ذوق مرگ میشم😍😍 از درون دارم جیغ مکشممممم اخه از بیرون نمیشه آبروم میره😅😂. بعداز یه چند ثانیه ای که صبر میکنیم دیگه میریم تو جیمین میگه میتونی بشینی رو صندلیت ایناهاش راستی خیلی کیوت تر شدیا😊😉. من :ممنون.... . وای یا پنج تَن آل عَباااااا 😧😧😧😧😦😦😦😦وای قلبم اون به من گفت کیووووووت الان دیگه شک ندارم سالم نمیرسم خونهههههه یا سکته مغزی میکنم فلج میشم یا سکته قلبی میزنم میمیرم(😂😂😂)
حدود دو ساعت بعد: کنسرت دیگه الانه که شروع بشه ارمی بمبم رو در میارم و اماده میشم که اعضا میان روی صحنه من:جیغغغغغغ هورااااااا عرررررررررررررر(دارم همراه بقیه ی ارمیا تشویقشون میکنم😂). کنسرت که شروع شد اونا کلی اهنگ خونده ن مثل فِیک لاو، دی اِن اِی، آیدول و... خیلی کِیف داد خداییش ولی یه چیزی فکر منو درگیر کرده جیمین همش موقع اجرا نگاهش رو به من بود 😶 بزار ببینمممم اون عاشششش... نه بابا یعنی امکان نداره عاشقم شده باش اما... 😶😶😶😶.....
سعی کردم زیاد یه این موضوع فکر نکنم که یهو دیدم یکی داره صدام میکنه برگشتم دیدم یه دختر جوونه گفت: اینو اقای... هیچی فقط این نامه رو بخون. و بعدش رفت نامه رو که باز کردم دیدم نوشته: فردا شب بیا به رستوران اسکوچا(اسم رو از خودم در اوردم) یه غافلگیری خفن از طرف j.n😘. جی اِن دیگه کیه خدایا؟... . اگه ادم ربایی باشه که توی جای شلوغی مثل رستوران اسکوچا که اسمش زبان زده تو کره قرار نمیزاره پس میرم ببینم چه خبره... . 😊....
فردای همان روز : دیشب اصلا نفهمیدم کی خوابم برد ولی خسته ام بودم وای خدایا من اصلا حواسم نیست امروز یه قرار دارم. ساعت چنده؟ ساعت ده صبحه اگه الان مامانم بود میگفت تا لنگ ظهر خوابیدم 😂😂😂😂😂 برم یه دوری تو کره بزنم برگردم 😁 . اماده میشم و از خونه میزنم بیرون یه دوری تو کره میزنم و یه چندتا سوغاتی میگیرم واسه خواهرم و مامان بابام بعدشم یه غذایی میخورم و برمیگردم هتل 😀. خدایش خوش گذشت....
وای یا خداااا ساعت ۵ چه خبر هههه چقدر زود میگذره دو دیقه رفتم بیرون برگشتم الکی الکی شد حدود ۶ ساعت ای بابا سه ساعت دیگه قرار دارم زود باشم به کارام برسم 😨😨😨.... دوش که گرفتم دیگه بهترین لباس هامم که دارم می پوشم ارایشم... بکنم... اره یکم ارایش هم میکنم😊 حیف تخم مرغ ندارم برای خودم بشکنم چشم نخورم 😅😅😅.خب دیگه اماده میشه ساعت ۷ ولی بهتره راه بیفتم کره بخوای تا سر کوچه بری میشه نیم ساعت انقدر شلوغ پلوغه دیر نکنم بهتره ......
حدس میزدم که یکم دیر برسم یه حدود ده دیقه ای البته زیاد نیست🕑 به رستوران که میرسم میبینم زیادم شلوغ نیست یکم میترسم😶 اما میرم تو در رو که باز میکنم یهو میبینم یه پسریه شبیه جیمین... نه خود جیمینه که جلوی در نه جلوی پای من زانو زده و یه گل توی دستشه❤... . کُپ کردم نه دارم فلج میشم.... جیمین:خانم *ا/ت* با......... خب اینم از پایان پارت ۴ امیدوارم خوشتون بیاد 😊.