اینم از پارت 4
*صبح روز بعد* جین: کسی جین هو رو ندیده نامجون: مگه تو اتاقش نیست جین: رفتم اتاقش که بگم بیاد صبحونه که دیدم نیست وسایل هاشم نیست جی هوپ: حالا که بهش فکر میکنم جین هو دیشب وسایل هاش رو فرستاد خونشون
شوگا: پس یعنی رفته خونشون تهیونگ: چه خبرتونه انقدر سروصدا میکنین جین: جین هو تو اتاقش نیست و دیشب وسایل هاش رو فرستاده خونشون نامجون: احتمالا جین هو برگشته خونه تهیونگ: جان؟ برگشته خونشون همه با هم: اره جین: وقتی که داشتیم از خونه جین هو میومدیم بیرون شنیدم که پدرش گفت بزار جین هو برگرده خونه تنبیهش میکنم
همه با هم: تنبیهش میکنه؟ جین: اره تهیونگ: من میرم خونه جین هو بقیه: ماهم باهات میایم *زود لباس هاشون رو عوض کردن و راه افتادن* شوگا: حالا چرا باید بدوییم جونگ کوک: چون اگه به ماشین میگفتیم بیاد باید نیم ساعت منتظرش میموندیم شوگا: راست میگی تهیونگ: به جای اینکه حرف بزنین سریع تر بدویید
جین: تهیونگ هممون داریم میدوییم تهیونگ*صداش رو بالا برد*: سریع تر بدویید همه باهم: باشه *بلاخره رسیدن خونه جین هو همین که در رو باز کردن دیدن که جین هو رو زمین افتاده و صورتش با چاقو زخمی شده* تهیونگ*جین هو رو از رو زمین بلند کرد*: جین هو خوبی جین هو: اره خوبم
پدر جین هو: جین هو تو از ارث محروم میشی و جین لینگ رئیس بعدی میشه جین لینگ: ولی من از گوشت و خونه شما نیستم در حالی که جین هو از گوشت و خونه شماست. مادر جین هو: اینکه کدومتون از گوشت و خونه مایین مهم نیست جین لینگ: ولی.... پدر جین هو: همین که گفتم جین هو از ارث محروم میشه و جین لینگ رئیس بعدی میشه
مادر جین هو: جین هو میری اتاقت و تا4 روز هم از اتاقت بیرون نمیای نامجون: لازم نیست بره اتقش ما اون رو با خودمون میبریم جین: هروقت خواست بیاد اینجا حداقل2 نفر از ماهم باهاش میان همه با هم: راست میگن پدر جن هو: باشه میتونین با خودتون ببرینش ما وسایلش رو بعدن میفرستیم
شوگا: جین هو این چسب زخم رو بزن رو زخمت جین هو: ممنون شوگا: من باید برم یه جایی جین و نامجون: ما هم باید بریم بقیه: ماهم. تهیونگ: باشه خداحافظ بقیه: خداحافظ تهیونگ: خب زودباش بیا بریم خونه جین هو: باشه تهیونگ: چرا بدون اینکه به ما بگی برگشتی خونت جین هو: حدس میزدم تنبیه بشم بخاطر همین نمیخواستم نگرانتون کنم
*جین هو و تهیونگ برگشتن خونه و بقیه هم 10 دقیقه بعد از اونها رسیدن خونه* نامجون: جین هو کجاست تهیونگ: تو اتاقشه داره لباس عوض میکنه *یهو صدای جیغ جین هو میاد همه میرن اتاق جین هو* جین: جین هو غیب شده جونگ کوک: بچه ها اونجا خون ریخته جی هوپ: حتما خونه جین هوعه
تهیونگ: باید دنبالش بگیردیم *3ساعت بعد در یک کارخانه متروکه* جین: اونجا یک دختره *همه به سمت اون دختر دویدن* جونگ کوک: امکان نداره این اتفاق واسه جین هو افتاده باشه نامجون: برای چی لباس جین هو خونیه جین: فعلا وقت این سوال ها نیست باید زود ببریمش بیمارستان بقیه: راست میگی
*رسیدن بیمارستان و جین هو داره عمل میشه* دکتر: همراهان خانم جین هو اعضا بی تی اس: ما همراهه شیم دکتر: یه خبر بد ممکنه خانم جین هو هیچ وقت چشماش رو باز نکنه جونگ کوک: یعنی بمیره؟ دکتر: بله ممکنه بمیره. تهیونگ: امکان نداره نمیتونم باور کنم *دکتر دوباره میره داخل اتاق عمل* *تهیونگ اشک از چشماش سرازیر میشه* جین*همونطور که بغض کرده*: تهیونگ گریه نکن دکتر گفت ممکنه نگفت قطعا نامجون*همراه با بغض*: باید امیدوار باشیم که زنده بمونه باید مثبت فکر کنیم تهیونگ*همونطور که داره گریه میکنه*: باید ادمایی که این کار رو با جین هو کردن پیدا کنیم و بدیم دست پلیس. بقیه*همراه با بغض*: راست میگی