خب این هم از پارت دوم امیدوارم خوشتون بیاد
خب توی پارت قبلی جایی تموم شد که جیمین یک چیز خیلی عجیب دید😉
دیدم یک دختر که به نظر میومد ارمی باشه یکهو به طرف دیوار کشیده شد؟؟؟؟؟؟؟!!! 😮😮😮
(دوستان یک لحظه بر میگردیم به یک ساعت قبل.. 😌) از زبان شما:وای یک ساعت دیگه کنسرته سریع باید اماده شم دل تو دلم نیست باید خوشگل ترین لباسامو بپوشم چون امروز قراره از نزدیک جیمین و ببینم😍😍😘😘😢
(حالا بیایم به زمان کنسرت) از زبان شما:من داشتم به طرف سالن کنسرت حرکت میکردم که یکهو احساس کردم یکی منو به طرف خودش کشید😨😱😳اون یک مرد بود 🙁من اونو نمیشناختم😧یکهو منو به طرف جلو هل داد و من افتادم و سرم به دیوار خورد که یک دفعه بی هوش شدم...
از زبان جیمین:من سریع به سمت دیوار رفتم دیدم دختره سرش به دیوار خورده بیهوش شده 😶😨 که دیدم مرده دختره رو بلند کردو با خودش برد...... منم بدون اینکه به کسی بگم دنبالش راه افتادم دیدم اونو توی یک ون مشکی گذاشت و برد.....
از زبان جیمین:من سریع به سمت دیوار رفتم دیدم دختره سرش به دیوار خورده بیهوش شده 😶😨 که دیدم مرده دختره رو بلند کردو با خودش برد...... منم بدون اینکه به کسی بگم دنبالش راه افتادم دیدم اونو توی یک ون مشکی گذاشت و برد.....
وقتی به اون انبار متروکه رسیدیم دیدم دختره رو بلند کردن و بردن تو انبار😕 من مونده بودم چیکار کنم نمیتونستم که همین جوری ولش کنم🤔.......
از زبان شما:وقتی چشمامو باز کردم خیلی سرم درد میکرد فکر کنم خون ریزی کرده به هر حال هر جور که شد تونستم چشمامو باز کنم و وسط یک انبار خیلی تاریک به صندلی بسته شده بودم. 😭یکم سعی کردم که شاید طنابا پاره شن اما نشد😢 یکدفعه صدای پا شنیدم یک نفر داشت میومد به سمتم که یکدفعه.......
خب دوستان این پارت هم تموم شد امیدوارم لذت برده باشید اگه دید مشکلاتی داره تو کامنتا بهم بگید ممنون😍😘😇
مرسی که تست و خوندی کامنت فراموش نشه لاول یا😘😍😊