
سلام بچه ها میخواستم بهتون بگم که همون طور که میدونید مدرسه ها شروع شده و منم تیزهوشانم و میدونید که خیلی سخت گیرن پس شاید یه ذره کم کار بشم ولی سعی میکنم بهتون سر بزنم
ادرین: چه فکری؟؟؟ مرینت: من میرم خونه ادوارد اینا ادرین: منظورت چیه؟؟؟ مرینت: منظورم اینه که من میرم به ادوارد میگم که من دیگه ادرینو دوست ندارم و میخوام با ادوارد باشم و اینجوری....... ادرین: حرفشو قطع کردم گفتم عمرا بزارم بری پیش اون مرتیک من نمیتونم بزارم بری جلو چشم اون مرینت: اینجوری میتونم برات اطلاعات بیارم که بفهمی چیکار میخواد بکنه و چیکار میخواد نکنه بعدشم من برای تو و خانوادت مثله یه خطر میمونم من نزدیکت باشم آسیب میبینی ادرین: کی این حرف زده؟؟؟ مرینت: کسی نگفته من خودم دارم میبینم ادرین: سخته برام مرینت: برای منم سخته ولی به بعدش که فکر میکنم میبینم ارزششو داره
مرینت: ادرین نشست رو نمیکت دستشو گذاشت زیر چونش تو فکر بود درکش میکردم براش خیلی سخت بود برای خودمم سخت بود ادرین: باشه برو ولی نه میذاری بهت دست بزنه و نه تو بهش دست میزنی حتی یک دقیقه هم با هم وقت نگذرونید مرینت: حسودی میکنی 😂😂 ادرین: نخیر 😐😐 مرینت: چرا حسودی میکنی 😂😂 ادرین: خب اره حسودی میکنم به هر چیزی که نگاه میکنی حسودی میکنم مرینت: 😂😂 نگران نباش تو چنان وارد قلبم شدی که هیچکس دیگه ای نمیتونه تو قلبم بره سندشو زدی به نام خودت ادرین: 😜😜😜
مرینت: از ادرین خدافظی کردم و رفتم سمت خونه خودمون وسایلمو جمع کردم و رفتم پایین مامانم بهم گفت مطمئنی میخوای بری پیش ادوارد؟؟؟( به مامانش گفت میخواد بره خونه ادوارد) مرینت: اره مامان مطمئنم ادوارد برای من مناسبه سابین: پس ادرین چی؟ مرینت:منو ادرین برای هم ساخته نشدیم خدافظ مامان سابین: مرینت رفت نشستم رو مبل عکس تامو برداشتم گفتم چرا تنهامون گذاشتی چرا دخترتو تو این وضعیت تنها گذاشتی من مطمئنم داشت دروغ میگفت تو خودت بهم گفتی که هیچکس بهتر از ادرین نمیتونه از مرینت محافظت کنه.......مرینت: سوار ماشینم شدم و رفتم سمت خونه ادوارد (رسید) مرینت: رفتم تو خونه ادوارد: از طبقه بالا نگاه کردم دیدم مرینت با یه چمدون اومده سریع رفتم تو اتاقم زنگ زدم به لوسی گفتم چیکار کردی که مرینت اومده پیش من؟؟ لوسی: بهت که گفتم یه برنامه هایی دارم( لوسی به ادوارد گفته بود که میخواد با مرینت حرف بزنه ولی نگفت چه حرفایی)
قطع کردم و بلند شدم رفتم سمت مرینت گفتم تو اینجا چیکار میکنی؟؟ مرینت: من اومدم پیش تو باشم راستش دیگه ادرینو دوست ندارم و میخوام یه فرصت بهت بدم ولی یه شرط داره ادوارد: چه شرطی؟؟ مرینت: دیگه نباید با ادرین بجنگی این جنگو تمومش کن ادوارد: خیله خب باشه من دیگه نمجنک برای بدست آوردن تو می جنگیدم مرینت: خب اتاق من کجاست؟؟؟؟ ادوارد: اتاقت با اتاق من یکیه مرینت: نهههههه ادوارد:🤨🤨🤨 مرینت تو دلش: همین اول کار گند زدم گفتم منظورم این بود که من هنوز باهات راحت نیستم اگه میشه فعلا جدا باشیم ادوارد: خیله خب دنبالم بیا
(یه سری هم به ادرین بزنیم) ادرین: وقتی مرینت رفت زنگ زدم به جانی بهش گفتم هر چه سریعتر باید اطلاعات این زنو پیدا کنی جانی: باشه سعی خودمو میکنم ادرین:. قطع کردم باید زود تر یه آتو خوب ازش بگیرم تا بتونم مرینتو ازش دور کنم سوار ماشینم شدم و رفتم سمت شرکت..........(رسید)ادرین: رفتم تو شرکت میخواستم برم تو اتاقم که لوسی اومد پیشم لوسی: ادرین؟؟؟ ادرین: بله لوسی: نظرت درمورد مدیریت شرکت چیه؟؟ ادرین: من نمیتونم قبول کنم لوسی لوسی: چرا؟؟ ادرین: نمیخوام لوسی: به خاطر من نمیخوای؟؟؟ ادرین: نه نه نه اصلا اینجوری نیس من فقط امادگیشو ندارم تو برای من مهمی و حواسم بهت هست البته به عنوان یه دوست
لوسی: من نمیخوام برات مثله یه دوست باشم چرا درکم نمیکنی من عاشقتم ادرین: لوسی خواهشن ادامش نده من نمیتونم بیشتر از یه دوست بهت اهمیت بدم خواهش میکنم کاری نکن که روابط دوستیمونم به هم بخوره لوسی:😥😥 ادرین: دیدم یکم ناراحت شد شاید تند رفتم گفتم امشب برای شام بیا خونه من شامو با هم بخوریم باشه؟؟ لوسی: باشه و رفتم تو اتاق خودم باید همین جوری سعی کنم خودمو بهش نزدیک کنم گوشیم زنگ خورد ادوارد بود جواب دادم چیه؟؟.......مرینت: رفتم تو اتاقم وسایلمو چیدم رفتم بیرون دیدم ادوارد رفت تو اتاق خودش منم دنبالش بدون اینکه بفهمه رفتم در اتاقشو بست پشت در اتاق گوش وایسادم.... ادوارد: رفتم تو اتاقم زنگ زدم به لوسی گفتم چیکار کردی خواهرم؟؟.....مرینت: چیییی😨😨😨 یعنی کیه که ادوارد بهش میگه خواهرم؟؟؟؟........
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ببین من هنوز این پارت رو نخوندم ولی امیدوارم مری اون کاری که فک میکنم رو نکنه
عالییییییییی بود پارت بعد بیادددددد
تیزهوشان سخته ولی یک خواهش دارم شده دو هفته یکبار هم شده پارت بزار اخهههه همهههه دارن از تستچیییی می رن من امیدم به تو خونه منو تنها نمی زاری🤨🙁🙃
باشه
😘
راستی تو تیز هاشان ششم هم قبول شدی؟
اگه شدی چه کتابهایی خواندی آخه من امسال می رم ششم و می خوام هر طور شده قبول شوم و اینکه تیز هوشان خیلی سخته؟ آخه اکثرا بهم می گن بهت فشار می آید از نظر تو کار سختی و به ادم فشار می یاد
اجی ادواردولوسی بزن بگش که خیلی رو مخمن
ای بابا پس پارت بعد چی شد😁😂
گذاشتم کی منتشر شود خدا داند😅
منم امسال فرزانگان ۱ کرمان قبول شدم. تو فرزانگان چندی؟ کدوم شهر؟
فرزانگان ۳ مشهد
چند سالته؟ کلاس چندمی ؟
۱۵ دهم
شما کلاس چندمی؟ و اینکه چند سالته؟
من هفتم ۱۳ سالمه
عالی بود اجی میشی؟
اره اجیم باش 😘
مرسی من یلدام ۱۳ سالمه میگم نیکا جون شما چند سالتونه همسن منین؟
من ۱۵ سالمه
آها
عالی بود
بعدی
عالییی بود🧡❤
perfect😍