سلام😀👋🏻یک تست قشنگ و جذاب براتون آوردم😁لطفا بخوانید😊برای اینکه بدونید از کجا شروع میشه از اول براتون شروع کردم و از پارت۲ داستان جذاب میشه😊لطفا نظر فراموش نشه😉
از زبان مرینت:تازه به پاریس رسیدیم😊تا از هواپیما خارج شدم گفتم:آ..آل..آلیا😧😧آلیا:چیه دختر؟چیزی ش...مرینت:آدرین..یهو رفتم زیر صندلی🤦♀️آلیا:چیکار میکنی😳مرینت:آدرین اومده دنبال مااااا😱😱😱😱آلیا: مرینت،چمدونت را بردار و برو بیرون😐سریععععع😠😠مرینت:باشخ نه یعنی باقش یعنی باخه...آلیا:یعنی باشششه😠🤦♀️مرینت:باشه😪 آدرین:سلام😀👋🏻مرینت:سلام🤤🤤🤤آدرین:پدرم اجازه داد بیام دنبالت چون تو نیویورک بد رفتاری کرد😔و مجبور شدم برم 😣😔😔قیافه ی مرینت:😦😥😥اشکالی نداره😔آدرین:سرم را پایین انداختم و اومدم ن.ز.د.ی.ک مرینت(وات؟😦) اما آلیا و نینو اومدن و رفتم عقب😐اونا را رسوندم و بعد نوبت مرینت شد😦گفتم:من واقعا متاستفم مرینت😔نباید زود میرفتم😔شرمنده ام😔مرینت:اون لحظه خیلی دلم میخواست به آدرین بگم که من د*و*س*ش*د*ا*ر*م.🥺🥺اما الان وقتش نیست😔😔😔توباید صبور باشی😔🥺به جاش گفتم:مشکلی نیست نگران نباش😊خندیدم اما درونم گریه بود🥺دلم میخواست که اون لحظه نتها بشم و فقط گریه کنم🥺😔😥😢
نزدیک های خونه شدیم😔و رسیدیم وقتی خداحافظی کردم منتظر ماندم تا آدرین بره.گفتم:خداحافظ👋🏻😔نرفتم خونه و سریع دویدم.دویدم و گریه کردم و به از اول سال با وقت هایی که با آدرین ب*و*د*م فکر کردم😔گریم گرفت و رفتم تو پارک🥺همون لحظه باران بارید🌧و یاد چتر آدرین افتادم😔☔🌂افتادم زمین...
افتادم زمین🥺اومدم گ.ر.ی.ه کنم که یهو دیدم😱😱😱😱تیکی کجاس؟😱😱😱حتما وقتی افتادم گمش کردم🤦♀️🤦♀️🤦♀️خیلی گشتم که آخر دیدم تیکی دست یک دختر کوچولو هست و داره به خونه میرود👩👶داد زدم:لطفا صبر کنید😬اصلا تو چت شده دختر فقط بلدی گریه کنی🤦♀️ یهو مادر دختر بچه گفت:بله؟گفتم:ببخشید این عروسک که دست دختر شماهست برای منه😬یعنی برای دخترخاله ی منه که دوسالشه😬😬گفت:اها من واقعا معذرت میخوام عزیزم😊گفتم:مچکرم😊بعد تیکی را داد به من😪😪😪😪وقتی اونا رفتن،گفتم:وااای خطر گذشت😪🤦♀️تیکی:باز خوب شد فهمیدی😂مرینت:مطمئن بودم الان از کیف میای بیرون و غر میزنی😂اما جات خالی بود😅😂😂قیافهی تیکی😂😂🤣 تیکی:خب لاقل غمت یادت رفت🤣 مرینت:اره راست میگی😂یهو گفتم:عطسه🤧🤧😖تیکی:حتما سرماخوردی😊مرینت:اره باید برم خونه😄
رفتم خونه و مامان به من شیر داغ داد🥛🤒 و یک پتو انداخت روی من و کم کم خوابم برد🥱😴😴😴بعد از یک یا دوساعت بیدار شدم و دیدم مامان داره درباره ی خاله ژولی صحبت میکنه.گفتم:خاله ژولی؟تیکی:خاله ژولی کیه؟مرینت:خاله ژولی خالمه که یک ۱۰سالی میشه تو برزیل زندگی میکنه🇧🇷تیکی:چرا برزیل؟مرینت:چون برید(پسرخالهی مرینت)تو پاریس از یک دختره خوشش میاد و اون میگه من از یکی دیگه خ.و.ش.م میاد در صورتی که اون یک سال با برید دوست بوده😬تیکی:بیچاره برید😬مرینت:اره ولی من اصلا با برید ر.ا.ب.ط.ه.خوبی ندارم😒 مامان:مرینت!😐مرینت:تیکی قایم شو😬
مامان:خوبی؟مرینت:بله مامان😁مامان خاله ژولی میخواد بیاد؟چرا؟😐مامان:خاله ژولی با برید و آلیس😊چون میخواد مدرسه ی مناسبی برای آلیس و برید پیدا کنه😊و تا زمانی که خونه پیدا کنن پیش ما میمونن(آلیس دخترخاله ی مرینت)باشه😁قیافه ی من وقتی مامان رفت بیرون😱😱😱😱😱😱😱برید میاد اینجا😱با آلیس😱تیکی:مگه چیه؟مرینت:آلیس و برید ممکنه بیان تو اتاق من🤦♀️🤦♀️🤦♀️تیکی:اوه😐
مرینت:اگه بیان تو اتاق من و یکی شرور بشه جلوی اونا تبدیل بشم؟😐اصلا نمیگن کجا میری؟🤦♀️😬😱تیکی:فعلا مشکل جدی تری داریم😬مرینت:چی از این مهمتر؟🤦♀️تیکی:عکس های آ.د.ر.ی.ن تو اتاق😐مرینت:واااااااای😱😱😱😱😱😱😱 رفتم پایین و گفتم:مامان خاله کی میاد؟ مامان:فردا😊مرینت:چییییی؟؟😱😱 مامان:فردا ساعت ۶باید بریم تو فرودگاه دنبالشون😊مرینت:عالی🤦♀️☹☹رفتم بالا تو اتاق🤦♀️تیکی:از نیویورک امدی لباس هات هنوز تو چمدونه🤦♀️مرینت:چی؟😱ساعت چنده؟😱(ساعت۱۰شب)عکس های زیر تخت،زیر پتو،روی دیوار،زیر فرش😱😱😱😱😱
مامان:مرینت وقته خوابه😊مرینت:😐😐باشه😐🤦♀️تا ساعت۵بیدار ماندم و اتاق را مرتب کردم😪عکس هارا گذاشتم توی جعبه ی که ک.ا.د.و.های تولد آدرین توش هست😁اومدم بخوابم و دیدم ساعت پنج صبح هست🤦♀️شاید بتونم یک ساعت بخوابم😪موبایلم را برداشتم و آهنگ مورد علاقهی خودم را گذاشتم وخوابیدم🎧😴 (بریم سراغ آدرین😁)از زبان آدرین:داشتم به امروز با م*ر*ی*ن*ت فکر میکردم😐حس بدی داشتم😔😔😔پس موبایلم را بداشتم و.....
و آهنگ گوش دادم🎧به آهنگ مورد علاقهی خودم🎧(آهنگ مرینت)آهنگ گوش دادم و خوابیدم🎧😴داشتم به لیدی باگ فکر میکردم🥰 خوابم برد.😴از زبان مرینت:داشتم به آدرین فکر میکردم🥰خوابم برد😴(عکس همین پارت)🎧🎧
ممنون که خواندید😊پارت بعد را زود میگذارم😊نظر فراموش نشه😊
تو پارت بعد مشخصات آلیس و برید را خواهم داد😊خدانگهدار😊👋🏻
نتیجه 1
عالی بود😊ممنون که خواندی😊 پارت بعد را زود میگذارم😉 نظر فراموش نشه☺
نتیجه 2
عالی بود🙃ممنون که خواندی😄 پارت بعد را زود میگذارم😇 نظر فراموش نشه🙃
نتیجه 3
عالی بود😋ممنون که خواندی😄 پارت بعد را زود میگذارم😚 نظر فراموش نشه🙃
نتیجه 4
عالی بود😇ممنون که خواندی🥰 پارت بعد را زود میگذارم☺ نظر فراموش نشه😊
عالییی بود مرینت چه جاهایی عکس ادرینو گذاشته خداااا🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😂😂😂😂😂😂
بچه ها پارت دوم تایید شد😃😄😘برید بخونید😉❤🧡💛💚💙💜🤎
یعنی چی؟🤔
نیکی جون عالی بود ممنون 😍🥰
مرسی گل گلیه من😉🌸🌷⚘💙💛❤
خیلی قشنگ بود
بعدی رو زود بزار
مرسی عزیزم😀🙃😄نزدیک شش روز هست که گذاشتم،ممکنه فردا تایید بشه😉💛💛💛
سلام نیکی😄
من مانیسا هستم😀
خیلی داستانت عالیه😍😍😍
با داستان های دیگه فرق میکنه و راستی😊
این استیکر گذاشتنت واقعا انگار میتونم تو زهنم تصوّر کنم که مثلا تو داستانت اگه مرینت ناراخت بشه چی میشه😉
قیافه کدومشون چی میشه🙂
پس استیکر بزار😈
کلا استیکر بزار😁
اگه استیکر نزاری،،،،،،،،،،،،،،،،،،😶
نمیدونم باهات چیکار کنم🤐
استیکرو بزار دیگه😂
سلام😊مرسی عزیزم😊بله حتما استیکر میزارم😊اما کمتر چون بعضیا دوست ندارن😊😉
سلام نیکا جون همونطور که قول داده بودم به داستانت سر زدم عالی بود فقط زیاد از استیکر استفاده میکنی بیشتر بنویس استیکر کمتر بزار
مرسی عشقم😊بله میدونم همه همینو گفتن😅پارت دو درحال برسیه،از پارت۳به بعد کمتر از استیکر استفاده میکنم😊😁😉راستی اسمم نیکی هست😅😅😘❤
سلام بچه ها🙂👋🏻
یک نظرسنجی داریم دربارهی داستان😉
دوست دارید از پارت۳به بعد برای داستان آنچه خواهید دید بزارم؟😗حتما بگید که بزارم یا نه😉آخهاز پارت۳ قراره بزارمتون تو خماری🤣🤣🤣😁
اااامممم نمیدونم
بنظرم نکن
من میگم نزار چون سریال ها میگن آنچه خواهید دید این که سریال نیست این تسته حالا هرجور خودت بخوای
آنچه خواهید دید دوست دارم بزار
خسته نباشی افرین عالی ❤
مرسییییییی😄❤
عالیییییی بعدیییییییی لطفاااااااااا
راستی عاشقانش کن خیلی
مرسی😄❤گذاشتم درحال برسیه😊حتما فقط پارت اول اینجوری بود ولی پارت ۲عاشقانه اس😉😊پارت ۳به بعد هم هیجانیه هم عاشقانه😊
نیکی جون ببخشید میراکلس اینجوری نوشته میشه ( miraculous )
میدونم عشقم من حواسم نبود به عنوان اسم نوشتم اما باید به عنوان یک کلمه انگلیسی مینوشتم😊