سلام بچه ها من اومدم با پارت دوم.ممنون ک رمانمو میخونید و نظر میدید.و ممنون از نویسنده عزیز رمان ماه کامل.میخوام بدونین من و خواهر دوقلوم این رمانو از تابستون امسال شروع کردیم و از هیچ کس تقلید نکردیم.ممنون ک دنبال میکنید...
رفتم روی میز صبحانه نشستم. مامان گفت: «مگه نگفتم برو تو اتاقت!» گفتم:«ماماااااان! حوصله ندارم تا طبقه بالا برم.» «باشه عزیزم! همینجا بمون» م م م م !!!عجب صبحانه ای. انقدر گرسنم بود که صبحانه رو زود بلعیدم. صبحانه پنکیک و مربای تمشک داشتیم. صبحانه ی مورد علاقم بود. البته غلات صبحانه با شیر تازه هم دوست دارم.🤤🥞🥞🥞🥞
بعد از صبحانه گلادیس وسایل تولد رو آماده می کرد. مامان هم داشت شیرینی و کیک سفارش می داد. و منم بی صبرانه منتظر اومدن پدرم بودم. برای اینکه زمان به نظرم زودتر بگذره،رفتم تو اتاقم و مطالعه کردم. 📚📚📚📖📖📖📓📓📓 سرم رو که از توی کتاب بالا آوردم،دیدم هوا تاریک شده.وای! زمان چقدر زود گذشت. انقدر غرق کتابخوندن بودم که نفهمیدم زمان چطور سپری شد.
انقدر کتاب خونده بودم که سرگیجه سراغم اومده بود. دیدم ظرف ناهار کنار تختم مونده. اصلا نفهمیدم گلادیس کی اومد!کی ظرف ناهار رو کنارم گذاشت!کی رفت! جوری غرق کتابخوندن بودم که یادم رفته بود ناهار بخورم.راستی گرسنه هم بودم شکمم به غارو غور افتاد.
انقدر کتاب خونده بودم که سرگیجه سراغم اومده بود.
دیدم ظرف ناهار کنار تختم مونده. اصلا نفهمیدم گلادیس کی اومد!کی ظرف ناهار رو کنارم گذاشت!کی رفت!
جوری غرق کتابخوندن بودم که یادم رفته بود ناهار بخورم.راستی گرسنه هم بودم شکمم به غارو غور افتاد. با همون حالت گنگی که داشتم رفتم طرف راه پله.
راستی گرسنه هم بودم شکمم به غارو غور افتاد. با همون حالت گنگی که داشتم رفتم طرف راه پله. یاد اتفاق صبح افتادم.پشتم هنوز درد میکرد. رفتم پایین که چیزی بخورم.گلادیس داشت شام درست میکرد و مامان نگران روی مبل نشسته بود. «مامان!خبری از بابا نشد؟مگه نباید تا حالا میرسید؟» مامان با همون صورت نگران سری تکون داد که هر کسی بود میفهمید منظورش « نه »هست.
رفتم تو آشپزخانه «گلادیس یه چیزی بده بخورم.» چشم خانم مک کلاود!ناهارتون رو نخوردین؟اومدم داشتید کتاب میخوندید.» _«نه اصلا حواسم نبود.» این حرفم رو طوری گفتم که حرص گلادیس رو در بیارم. گلادیس ی ساندویچ از تو یخچال درآورد و به من داد. منم آن را بلعیدم و کمکم داشتم نگران میشدم...
خب بچهها این پارت هم تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه.آنچه گذشت نذاشتم ولی بجاش زود گذاشتم.ولی برای پارت بعد حتما میزارم. نظر فراموش نشه منتظر پارت بعدی باشید. صفحه بعد آنچه خواهید خواند هست حتما ی نگا بندازین
آنچه در پارت بعدی بخش اول تلپاتی(دو قلوی گم شده)خواهید خواند: سوفی تلویزیون رو روشن میکنه و چیز خیلی درد ناک و نگران کننده ای میبینه چیزی ک عملا خبر وحشتناکی هستش.ماد سوفی بیماری قلبی داره و با شنیدن این خبر غش میکنه و میره بیمارستان.در نتیجه سوفی و گلادیس توی خونه تنها میمونن... پارت بعد هیجانی هستش از دست ندید.در ضمن اگه نظرات کمتر از سه تا باشه پارت بعدی رو دیر میزارم.و اینکه تو نظرات بگید از چیه رمانم خوشتون و بدتون میاد.واینکه دوستون دارم❤️❤️❤️بای
سلام از داستانت خیلی خوشم اومد خیلی قشنگ بود
😍😍😍😍😍😍😍😍😍😙😙😙😙😙
چقدر طول کشید که داستانت منتشر بشه؟؟؟
برای من 5 روزه ولی هنوز منتشر نشده
😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢
آره خیلی طول میکشه متل من پنج شبش روز طول میکشهتا میاد.ممنون ک کامنت گذاشتی عزیزم.تو تست هایی ک میزاری دوست داشتی ب طرف دارات هم معرفی کن
عالی عزیزم تازه داستانت رو خوندم ...و دنبالش میکنم...زودتر بزارش واقعا از داستانت خوشم اومد ..👌👌
ممنون عزیزم.پارت سوم رو ی هفته ای هست گذاشتم نمیدونم چرا نمیاد تو سایت🙁🙁
از رمانت خیلی خوشم اومده
بعدی رو زود تر بزار
اینم از کامنت که گفتی بزارم
خیلی ممنون واسه کامنتت عزیزم.
منم از رمان تو خیلی خوشم میاد عالیه
خیلیییییی قشنگ نوشته بودی عالی👌👌
ممنون عزیزم
چرا نمی زاریییییییی 😭😭😭😭😭
اوه راستی من طرفدار جدیدتم
و از اون اتاق اسرار امیز خیلی خوشم میا فکر کنم اتاق خواهر دو قلو ی شخسیت اصلی باشه (( اسمش یادم نیست )) وایییییییی زود تر بزار
بله تقریبا درست حدس زدی.پارت دوم رو دیروز گذاشتم ولی تو بررسی هست طول میکشه احتمالا فردا پس فردا میاد
ممنون از همگی خیلب خوشحالم ک رمانم داره خونده میسه این برام خیلی ارزش داره.من امروز مورخ 21/9/99 پارت یوم رو قرار دادم در حال بررسب هستش
عالیه حتما بعدی رو زود زود بزار❤️❤️❤️
چشم حتما
اگه خوشت اومد رمانو ب بقیه هم معرفی کن
عالی بود زودتر بعدی رو بزار داستان منم بخون😉😉😘
مگه نویسنده رمان زندگی عجیب من نیستی؟🤨رمانتو خیلی وقته دنبال میکنم عزیزم.ممنون ک نظر دادی
سلام عشقم خیلی ممنونم که منو معرفی کردی هردومون همدیگرو حمایت کنیم باشه؟😘😘😘راستی چیزایی که ازش خوشم میاد:خیلی هیجانی و خنده داره😂چیزی که ازش خوشم نیومد:چرا از چند صفحه بعدش هی متنا تکراری شدن؟؟😕😟از اینش یکم گیج شدم
سلام عزیزممممم❤️❤️❤️❤️
ممنون حتما حمایت میکنیم همو
ببهشید اون مشکلی ک گفتی ب خاطر این پیش اومد ک ویط نوشتنم ب خاطر امتحانا فاصله افتاد.قلقش از دستم در رفت😟😟ولی سعی میکنم اینبار تکراری ننویسم