
زندگی پر ماجرا مرینت و آدرین از دست ندین داستان رو😜😜❤❤❤❤
من مرینتم یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی فقط یه رازی دارم من دختر کفشدوزکی هستم🐞🐞❤❤ تیکی:مرینت بیدار شو مرینت مدرست دیر شد. مرینت:تیکی خوابم میاد بزار بخوابم واییی مدرسه تیکی چرا منو بیدار نکردی وایی خدا دیرم شد.تیکی:من صد بار صدات کردم دختر تو بیدار نشدی بعدش الان به من میگی بیدارت نکردم. مرینت :تیکی ببخش حالا میدونی که دیشب داشتیم با دشمن خواب مبارزه میکردیم.تیکی:اره میدونم مری جونم حالا بدو مدرسه دیر شد.مرینت:وایی راست میگی بدو رفتم پایین. سابین:دخترم صبحانه نخوردی بیا بخور. مرینت:نه مامان جون دیرم شده. سابین :باشه حداقل این کروسان ببر تو راه بخور. مرینت :باشه مامان جون راستی بابا کجاس .سابین:تو شیرینی پزی هستش. مرینت:ممنون مامانی خدافظ.سابین:خدافظ دخترم. تام: سلام دخترم. مرینت :سلام بابا جون و خدافظ خیلی دیرم شده .تام خدافظ عزیزم.
رسیدم مدرسه شانس خوبم هنوز زنگ نخورده بود رفتم داخل دیدم بچه ها جم شدن آدرین هم پیششون بود😍 رفتم پیششون. مرینت: سلام بچه ها الیا : سلام دختر کجا بودی .مرینت خواب موندم😅 الیا از دست تو 😂 مرینت چطورین خوبین . اره تو خوبی . آدرین:مرینت چطوری. مرینت:شلام یعنی سلام 😅😅 آدرین:😂😂😂😂
نینو:آدرین میای بعد از مدرسه بریم سینما. ادرین:نینو میدونی که پدرم نمیزارع.نینو:حالا ازش بپرس شاید گذاشت.ادرین :باشه نینو .نینو:دخترا شماهم میاین.الیا:اره نینو میایم.مرینت:الیا من نمیتونم بیام کار دارم.الیا :دختر گفتم میای.مرینت :باشه چرا عصبی میشی😂😂 الیا:مگه برا آدم اعصاب میزاری😂😂 آدرین:😂😂.نینو:😂😂 زنگ خورد و بچه ها رفتن سر کلاس کلویی: سابرینا مشقامو نوشتی؟.سابرینا:بله کلویی همه درساتو انجام دادم.کلویی: باشه .خانم بوستیه اومد.خانم بوستیه:سلام بچه ها خوبین بچه ها:ممنون.خانم بوستیه داشت درس میداد که یهو بوومممم صدای انفجار اومد.خانم بوستیه بچه ها برین خونه هاتون. مرینت در و پشت یه دیوار تغییر شکل داد. آدرین هم رفت پشت یه ماشین تغییر شکل داد. لیدی:این شرور کیه؟ گربه سیاه:سلام بانوی من 😍❤🐞 لیدی باگ: سلام پیشی میدونی شرور کیه .گربه سیاه:اره بانوی من آقای کبوتر هستش. لیدی باگ:بازم .گربه سیاه:اره😂
آقای کبوتر:هاهاها بلاخره کبوتر های من بردنیا حکومت میکنن. لیدی:آقای کبوتر زیاد امیدوار نباش. گربه سیاه:بانوی من راست میگه. آقای کبوتر :کبوتر های من به اونا حمله کنین.گربه سیاه: بانوی من تو که میدونی من به کبوتر حساسیت دارم. لیدی باگ:اره میدونم یه لحظه منتظر بمون . گردونه خوشانسی یه گیره؟اها فهمیدم پیشی بگیرش بزن به دماغت . گربه سیاه:ممنون بانوی من. لیدی:خواهش پیشی😉😉 بعد از شکست آقای کبوتر .وای من بازم شرور شدم نه😔😔 دختر کفشدوزکی:اشکال ندارع مهم اینه که دیگه تلاش کنین شرور نشین. گربه سیاه: بانوی من بریم.لیدی باگ :بریم
پیشی من دیگه برم دارم به حالت عادی بر میگردم خدافظ.گربه سیاه:باشه بانوی من خدافظ. مرینت:تیکی خال ها خاموش. تیکی:مرینت من خیلی گشنمه مرینت:باشه تیکی جون بیا کوکی . تیکی:ممنون مرینت گابریل:یه روز شکستتون میدم و همسرمو زنده میکنم هاهاها. ادرین :خسته شدیما.پلگ:آدین من گشنمه .ادرین :بیا پنیر بگیر
دوستان لطفاً بهم بگین اسم آقای کبوتر چیه. و بگین ادامه داستان چیکار کنم و داستانمو ادامه بدم❤❤❤
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود💕
راستی آجی می شم توی یه تستی ازم درخواست کرده بودی ببخشید جواب ندادم آخه من با کسایی که نمی شناسم حرف نمی زنم ولی الان یه مقدار تست هات رو انجام دادم و باهات آشنا شدم💕خب فکر کنم می دونی روناکم ۸ سالمه
دوستان تست های دیگه منو هم سر بزنین
عالی بود کیوتم 🧃 اسم آلیا کبوتر آلیا رامیر هست 🐰
ممنون عزیزم
عالی بود منتظر پارت بعدم اسم اقای کبوتر اقای رامیر ھست
ممنون حتما
پارت بعد تو برسیه من نوشتم تا چند پارت دیگه داستان قراره هیجانی بشه