سلام بچه ها خب پارت دو رو میخوام بنویسم اگه خوشتون اومد لطفاً لایک کنید
از زبون ا/ت:باید اعتراف میکردم که خیلی جذاب بود در همین فکر بودم که یهو اون پسره گفت(تهیونگ):میدونی عاقبت ففضولی تو کار ما چیه؟ گفتم:خواهش میکنم ولم کنید هق من هیچی هق ندیدم😭😭داشتم اینا رو میگفتم که یه دستمال آورد تا بیهوشم کنه اما من نباید گیر اونا میوفتادم اگه گیر میوفتادم قطعا زنده نمیموندم اما اون زورش خیلی بیشتر از من بود کم کم خوابم می گرفت که یهو همه جا سیاه شد.
از زبان تهیونگ: وای خدای من چه خوشگل بود تا حالا دختر به این خوشگلی ندیده بودم اما خب باید میبردمش پیش ريس برای همین پدی مخصوص بیهوشی بود و من همیشه دو،،سه تا توی جیب لباسم داشتم رو در آوردم و گرفتم جلوی دهنش اولش خیلی تقلا کرد اما بعد از چند ثانیه داروی بیهوشی کار خودش رو کرد و دختره افتاد تویه بغلم انداختمش رویه شونه هام و بردمش پیش ريس.
بعد از اینکه رسیدم پیش ريس بچه ها هم از کشتی اومدن بیرونم اومدن پیش ما.جین:ريس این کیه؟؟؟ تهیونگ:حتما جاسوسه . شوگا که تا الان محو گردن ا/ت شده بود جواب داد:نه تهیونگ: اما اگه باشه چی؟شوگا:به این گردنبندی که روی گردنشه نگاه کن (بچه یه نکته مادر ا/ت لحظه ی مرگش یه گردنبند به ا/ت داد که روی اون اسم ا/ت بود. ا/ت بعد از مرگ مادر اون رو همیشه به گردن داشت)نوشته پارک ا/ت پس اسمش ا/ته اما اسم ا/ت تویه لیست اسامی جاسوسایی که جیهوپ بهم داد نیست.
جیمین:پس شاید... نامجون:شاید چی؟ جیمین پس شاید اون از مردم بومی این محلست؟(آفرین موچیم همیشه منتقیه❤️❤️)جین:من این جارو مثل کف دستم میشناسم این دوروورا نه خونه هست نه روستایی . جئون کوک:خب ريس فعلا باید بریم داره دیر میشه شوگا:باشه. تهیونگ: پس ریس با این چیکار کنم؟ شوگا:بیارش شاید به درد بخوره . تهیونگ:چشم.
خب بچه ها این پارت ۲ هم تموم شد اگه خوشتون اومد لطفاً لایک کنید. 😘😘😍😍
لطفاً لایک کنید🥺🥺🥺
بوس الماچ😂😘
😍😘❤️😘😍😘
عالی بود😘😘👏🏻👏🏻
مرشی😘