اینم قسمت ۱۷ باید لذت ببرید 😂 خیلی برای این یکی زحمت کشیدم ❤️ فراموش نشه من عاشقانه و طنز مینویسم❤️ نظر بدین ثواب داره❤️ تأکید میکنم من عاشقانه و طــنــز مینویسم❤️
ادامهی قسمت قبلی👈🏻 از دید مرینت 👈🏻آدرین گفت : پس امشب شانزه لیزه ساعت ۱۰ یادت نره کفشدوزدوزی 😘💖. گفتم : بــــاشـــــه پیشی یه وقت دیر نکنی 😁! گفت : من برای ملاقاتِ تو هیچ وقت دیر نمیکنم❤️. گفتم : حالا ببینیم و تعریف کنیم 😂. گوشی رو قطع کردم و رفتم شام خوردم . ساعت ۹:۳۰ بود ، رفتم توی تختم و خودم رو به خواب فروزدم تا مامان و بابام فکر کنن من خوابم ، بعد از چند دقیقه رفتم روی پشت بوم. گفتم : تیکی 🐞خال ها روشن 🐞، تبدیل شدم و یویو رو انداختم و رفتم سمت شانزه لیزه 🇨🇵. وقتی رسیدم به اطراف نگاه کردم اما گربه رو ندیدم ...
نفس عمیق کشیدم 😔 یه بوی خیلی خوبی میومد 🙂 در واقع یه بوی آشنا میومد 🤔🧐 فـهـمـیـدم🤩 این بوی اُدکلن آدرینه 😍 تنها عطری که این بو رو میده 😁، به اطراف نگاه کردم اما بازم گربه رو ندیدم 😳 یهو یه نفر از پشت اومد و چشمام رو گرفت 🤗❤️ گفت : حدس بزن من کی هستم 😆. گفتم : مطمئن نیستم 😋، مایکل جکسون ؟ گفت : نه 😁. گفتم : جانی دِپ ؟ گفت : نه 😁. گفتم : مهران غفوریان ؟ گفت : نه 😅. گفتم : جواد رضویان ؟ گفت : نه 😂. گفتم : دیگه داره سخت میشه 😬 ، آیتاللّٰه آدرین آگراست ؟ (🤣) گفت : آفرین بالاخره درست گفتی 👏🏻. دستش رو از روی چشمام برداشت ، برگشتم دیدم گربهی سیاهه 😍. گفتم : خب برای امشب چه برنامه ای داری ❤️؟ گفت : اول همدیگه رو میبوسیم 😗 بعد میریم بستنی میخورم و همو میبوسیم 😙 بعد میریم بالای برج ایفل و همو میبوسیم 😚 بعد میریم رستوران و همو میبوسیم 😘 بعد من تو رو میرسونم خونه و همو میبوسیم 💏😍بعدش من برات آهنگ میخونم و همو میبوسیم😁. گفتم : بوسه ی دیگه ای توی برنامهت نیست 😂؟ گفت : دسته آخر من میرم و تو برام بوس میفرستی 😅. گفتم : این برنامه رو خودت تنهایی چیدی 🤣؟ گفت : نه بابا ، همش برنامهی پلگ بود😅. گفتم : بیشتر از این نمیشد از پلگ انتظار داشت😄.
گفت : بانوی من ❤️ بهم توجه کن یکم تغییر کردم 😎. به سر و وضع گربه ی سیاه نگاه کردم ، 😲😯😮😍، گفتم : روی لباس مخصوصت کت و شـلـوار پـوشـیـدی 🤩!!!!!!!!!!! خیلی بهت میاد 😍. گفت : فقط برای تو تیپ زدم 🖤. گفتم : اما من لباس دیگه ای با خودم ندارم 😓😰. گفت : من که بخاطرِ لباس عاشقت نشدم 🤗❤️. گفتم : ممنون 🙃💖. گفت : البته اگه لباس هم نداشتی باز من عاشقت بودم 😂. گونهش رو محکم گرفتم و گفتم : خب اول باید چیکار کنیم 😇؟ گفت : یه بوس بِدی ممنون میشم 😁. یَقهی کُتش رو گرفتم و بوسیدمش 💏😘.
گفت : خب دیگه بریم بستنی بخوریم 😄🍦🍧؟؟ گفتم : آره بزن بریم 😁😍. گفت : پس پیش به سوی آندره ی بستنی فروش . رفتیم به سمت آندره ی بستنی فروش ، توی پاریس هیچ کس به پای اون نمیرسه . وقتی رسیدیم گربه گفت : سلام آندره 👋🏻 دو تا بستنی مَشتی بده که دهنم آب افتاد 😃🤤. آندره گفت : ببخشید گربه ی سیاه 😬 من روز های زوج بستنی میدم ، روز های فرد فقط فلافل دارم 😅. (🤣) . گربه گفت : مگه طرح ترافیک گیر آوردی 😡 که زوج و فرد کردی 😤. آندره گفت : شرمنده 😅. گربه بهم گفت : بانوی من ، فلافل میخوری 💛؟؟ گفتم : مـــــن 😠!! دخــتــر کـفـشـدوزکـی 😡!! صـاحـب و نـگـهـبـان مـعـجـزهگـرهـا 😤!!! مـحـافـظ پـاریـس 🤬!!! با این همه عــظــمــت 👿!! فـلافـل بخورم !!؟؟!؟؟؟؟ گفت : آره 😣 اگه دوست داری 😫😖. گفتم : معلومه که دوست دارم 🤩😍🤩🤩 البته بدون سس فلفل 😅. گفت : وای کفشدوزک منو ترسوندی 😳😬. گفتم : بس کن به جای این حرف ها فلافل رو بگیر 😁. بهم گفت : پس ۲ تا فلافل میگیرم ، یکی بدون سس فلفل و یکی بدون خیارشور 😉 آخه اگه خیارشور بخورم پوستم خراب میشه 😅. گفتم : خــجــالــت بکش خرسِ گُنده 😂 پوستت خراب میشه !!! گفت : پس فکر کردی چطوری این پوست اینقدر لطیف شده 😶. گربه به آندره گفت : پس ۲ تا فلافل بده ، یکی بدون سس فلفل و اون یکی بدون خیارشور 😐. خب خلاصه بعد از خوردن نوشابه و فلافل ، گفتم : خب پیشی الان باید چیکار کنیم ؟ گفت : بازم باید یه بوس بِدی 😇. دوباره همدیگه رو بوسیدیم 💏💗.
گربه گفت : بزن بریم سمت برج ایفل 😀. گفتم : هر کی دیر تر برسه باید اون یکی رو شام دعوت کنه 😋. گفت : منو به یه چالش دعوت میکنی 🙃! از همین الان خودت رو بازنده فرض کن 😂. گفتم : مسابقه از همین الان شروع میشه 🏁😈. من از گربه زودتر حرکت کردم و رفتم 😂. گربه گفت : ای نامـــرد 😆 تو تقلب کردی 💔😼. با سرعت به سمت برج میرفتم و باد به صورتم میخورد 💨🌬️، خیلی زود به برج ایفل رسیدم یویو رو انداختم و از برج بالا رفتم ، یهو گربه رو دیدم که از پشت داره میاد . بعد از یه مسابقه ی خیلی سخت بالاخره من برنده شدم 😋 . گربه که داشت نفس نفس میزد گفت : با.....با......با اینکه.....داشتی ....تقلب میکردی ....اما نزدیک بود .....برنده بشم 😄😸. گفتم : خب پس یه شام به من باید بدی 😁. گفت : بـــاشــــه 🙄❤️. گفتم : خب احتمالا الان برنامه اینه که همو ببوسیم 💘💕!! گفت : دقیقاً 😋 خیلی شیطون شدی بانوی من ❤️. گفتم : حرف نباشه، یه بوس بده 💋😘، 💏....
گفتم : خب شیطون 😄 الان چیکار کنیم؟ گفت : هر چی تو بگی 💖. گفتم : بیا یکم به ماه 🌜🌝🌒 نگاه کنیم 😄. گفت : حتما 💙. چند دقیقه به آسمون نگاه کردیم ، حس کردم گربه به جای اینکه به آسمون نگا کنه فقط به من زل زده 💗. گفتم : ماه خیلی روشن و زیباست مگه نه ☺️؟ گفت : ماه اگه میدونست تو وجود داری هیچ وقت نمیدِرَخشید 😍 ، با این کارش فقط داره آسمون رو تیره و تار میکنه ❤️ تا وقتی تو هستی هیچ چیز از تو زیباتر وجود نداره 😻. گفتم : واقعاً اینجوری فک میکنی 💜؟؟ گفت : من فک نمیکنم ، من فقط عشق میکنم 💘❣️. گفتم : بس کن من جنبه ندارم 🤭 . گفت : خب حالا بریم رستوران ؟ گفتم : باشه بریم 🙂
رسیدیم به رستوران ، گفتم : گربه منظورت از رستوران این بود 😱. گفت : آره مگه چیه 😅؟ گفتم : این گرون ترین و مجلل ترین رستوران کشوره 😲 و من اصلاً لباس مجلسی ندارم . گفت : خب از طلسم شانس استفاده کن🙃. گفتم : طلسم شانس که اینجوری کار نمیکنه 🙄. گفت : حالا شاید ایندفعه بشه ، لطفاً امتحان کن 🙏🏻. گفتم : باشه ، 🐞طلسم شانس 🐞 یهو یه لباس مجلسی خیلی شیک کفشدوزکی ظاهر شد 🤯😲. گفت : پس طلسم شانس اینجوری کار نمیکنه 🤣؟ گفتم : تا الان که همیشه طلسم شانس بر خلاف میل من عمل میکرد 😳 ، میگم پول این رستوران چقدر شد ؟ گفت : این پول ها برای من چیزی نیست 😁 لوس نشو بیا بریم داخل 😋. لباس رو پوشیدم و گفتم : باشه 😅. رفتیم داخل و گارسون اومد و گفت : بفرمایید میز شما از این طرف هستش . رفتیم و نشستیم . به گربه گفتم : میگم چرا رستوران خالیه ؟ چرا کسی نیست 🤨 ؟ گفت : من برای تمام شب رستوران رو رِزِرو کردم 🙃 ، تا کسی مزاحم نشه و نخواد ازت عکس و امضا بگیره 🙂. گفتم : خیلی هم عالی ، میگم ما اگه قرار بود بیام اینجا پس چرا رفتیم فلافل خوردیم 😂؟ گفت : اون پیش غذا بود 🤣. گارسون اومد و گفت : امشب شام چی میل دارین ؟ گربه بهم گفت : من که غذای مخصوص سرآشپز میخورم 😁 ، تو چی میخوری ؟ گفتم : من از غذای مخصوص سرآشپز خاطره ی خوبی ندارم 😅. گفت : آره خوب یادمه 🤣 ، توی هواپیما بودیم 😂. گفتم : من الان ماهی خاویار 🐟 میخوام 😏. گارسون گفت : بله حتما . گارسون رفت و گربه بهم گفت : میخوای تا وقتی غذا رو میارن یکم برقصیم 💞؟ گفتم : با کمال میل 😍 ، اما آهنگ که پخش نمیشه 😅. گربه یه بشکن زد و سریع آهنگ پخش شد ( همون آهنگی که توی تولد کلویی و اردوی نیویورک پخش شد ) 🎵 دستم رو گرفت و با هم رفتیم وسط ( عکس همین پارت ) 💗 دست همدیگه رو گرفتیم و ملایم شروع کردیم ، دیگه به رقصیدن با این آهنگ عادت کرده بودم😅 . اولین بار بود که چیزی برای گفتن نداشتم ❣️ فقط نگاهم به گربه ی سیاه بود ، مثل خواب و رویا بود 💖 بعد از چند دقیقه گربه ی سیاه یهو جلوم زانو زد 😮😯. به خودم گفتم : مرینت دفعه ی قبلی که داشتی با آدرین میرقصیدی اون جلوت زانو زد ، اما فقط داشت بند کفشش رو میبست 😅 اما امکان نداره این اتفاق دوباره بیوفته 🤔🤨 ایندفعه قطعاً میخواد ازت خواستگاری کنه 😳 مرینت به خودت مسلط باش چیزی نیست فقط یه خواستگار اومده 😱 اون ازت درخواست ازدواج میکنه و تو میگی نخیر من قصد دارم ادامه تحصیل بدم 😳😟 یعنی چیز منظورم اینه که بهش میگی بله من باهات ازدواج میکنم ، 😫 وای خدا وای خدا وای وای واااااااااای 😱، خب باید توی چشمای اون نگاه کنی فقط همین 😬 . با یه عالمه استرس به آدرین نگاه کردم اما دیدم اون دوباره داره بند کفشش رو میبنده 🤯😱💔🔥(🤣) من اصلاً شانس ندارم 😩 بهش گفتم : تا غش نکردم منو بگیر 😩. قبل از اینکه از حال برم منو گرفت ، گفت : چی شده حالت خوبه ❤️؟ گفتم : دیگه کار رو با من نکن 💘. گفت : مگه چیکار کردم 😅. گفتم : دیگه جلوی من بند کفشت رو نبند 🖤! گفت : متوجه منظورت نمیشم اما باشه هر چی تو بگی 😁😅 ، اگه از رقصیدن خسته شدی بریم شام بخوریم؟ گفتم : آره این فکر خیلی بهتره 👍🏻. ما رفتیم نشستیم و غذا رو برامون آوردن 🙂🤤 . بعد از اینکه غذا رو نیست و نابود کردیم ، گربه گفت : آخ آخ آخ خیلی خوردم 😆 دیگه جا ندارم 😅. گفتم : مگه مجبوری اینقدر بخوری ؟ گفت : حالا یه غلطی کردم 😂. گفتم : حالا جون داری که بلند بشی 😁؟ گفت : آره 😄 . گفتم : پس بریم که دیر شد . گفت : بزن بریم 😊.....
از دید گربه سیاه 👈🏻 از رستوران اومدیم بیرون و رفتیم سمت خونهی مرینت🏬 بعد از چند دقیقه بالاخره رسیدیم به پشت بوم خونه ی مرینت . گفتم : خب بانوی من ❤️ میخوام برات یه آهنگ بخونم . گفت : اگه اون آهنگی که دوست ندارم رو بخونی از همینجا تو رو پرت میکنم پایین 😤😅😁. گفتم : باز من اومدم حس بگیرم و تو خرابش کردی 🤭. گفت : بسه دیگه طفره نرو ، سریع آهنگ رو بخون من خوابم میاد. گفتم : باشه باشه الان شروع میکنم❤️ ( ♫♫♫🎵کاش لحظه های رفتن نمی بارید اشک چشمام ،🎶 هق هق دلتنگیامو می شکستم توی رگهام ،🎵 دل پر تحملم از گریه ی من گله داره ،🎶 چهره ی سرخ غرورم از شکستم شـــــرمــســــاره ،🎵🎶❤️ بـــاغ پـــیـــونـــد مـــن و تــو پُـره از عـــطــر اقـــاقــی❤️🎶🎵 ، فصل آشنایی ما سبز خواهد ماند باقی 🎶، همه ی آنچه که دارم پیشکش سادگی تو 🎵، سوگلی ترانه هایم هدیه ی یه رنگی تو 🎵، فکر من مباش مسافر به ســپــیــده هــا بیَندیش 🎶، چشم فردا ها به راهه راه سختی مانده در پیش🎵 ، ای تولد دوباره فصل آغاز مـــن و تـــوســت 🎶، ای رهــــا از رِخوَت تن وقت پر کشــیـــدن توست 🎶، ای رها از رخوت تن وقت پر کشیدن توست 🎵🎶♫♫♫ ) گفتم : عزیزم چطور بود❤️؟ گفت : خیلی قشنگ بود 🤩 اما متوجه نشدم این عاشقانه بود یا حماسی 😅؟ گفتم : عاشقانه بود 😂. گفت : فک کنم الان دیگه وقت بوسه ست 🤭. گفتم : من که موافقم 😍. همو بوسیدیم 💏💕💋...
گفتم : مرینت دیگه وقت رفتن شده ❤️ من باید برم 😸. گفت : شب خیلی خوبی داشتیم 😍 میدونی چی این شب رو بهتر میکنه 😘؟ گفتم : نه نمیدونم 😅؟ گفت : اینکه امشب پیش من بخوابی 💓💖. گفتم : نه نمیتونم 😅 باید برم خونه . گفت : فقط یه امشب پیش من بخواب 🤗 خواهش میکنم 🙏🏻خواهش میکنم🙏🏻 خواهش میکنم🙏🏻 خواهش میکنم🙏🏻💘. گفتم : امشب نمیشه 😿 شاید یه شب دیگه 💗. گفت : باشه درک میکنم ❣️ اما یه بوس دیگه باید بدی 😍. 💏 . گفتم : مرینت هر دفعه منو محکم تر بوس میکنی 😻. گفت : آخه هر دفعه بیشتر عاشقت میشم 💝💖...
گفتم : خب عزیزم☺️ با من کار نداری 😋؟ گفت : نه 💙 فقط مواظب خودت باش 💜. گفتم باشه عشقم ، خداحافظ👋🏻. من پریدم و رفتم ، به مرینت نگا کردم دیدم داره برام بوس میفرسته 😘😚. منم براش دست تکون دادم 👋🏻. رسیدم خونه و .....
نتیجه 1
نظر بده ثواب داره❤️
نتیجه 2
نظر بده ثواب داره❤️
نتیجه 3
نظر بده ثواب داره❤️
نتیجه 4
نظر بده ثواب داره❤️ و حدس بزن من کدوم استان زندگی میکنم 😁
بنظرم تو تو استان مکالزی زندگی میکنی
غفاری فامیلی منه بعد تو زدی غفوریان چه جالب
قسمت 18 و 19 عدم تایید شده ؟ 😶
چرا اینقدر طول کشید ؟😭
سلام بچه ها جون حتما یه سر به داستان های منم بزنید
چرا نمیزاری مردم بابا از بس اومدم تو سایت نگاه کردم گذاشتی یا نه
عالی بعدی رو بذار خواهش میکنم
خیلی خیلی خیلی عالی بود تروخدا پارت بعدی رو زود بزار الان خیلی وقته که گفتی در حال تاییده
تقصیر من نیست 😭 سایت خودش همیشه دیر تایید میکنه 😔
سلام اگر میشه تو هر روز بزار چون خیلی طول میکشه تا ناهید بشه ممنون
سلام به همه ی دوستان 👋🏻
قسمت ۱۸ و ۱۹ رو باهم گذاشتم داره تایید میشه ❤️
بین ۳ تا ۵ روز طول میکشید معمولاً تا تایید بشه 😅
یعنی میخوام توی قسمت های بعدی کامنت ها رو کولاک کنید 🤣
نه بابا 😲 دو تا قسمت با هم .❤😍
عالی و خنده دار بود بازم بذار♥️