سلام من امیر هستم دوست شما اولین بارمه تست درست می کنم این تست بعدا به میراکلس که خودم طرفدارشم وصل میشه اما اولاش کمه وقاتی پاتیه زیاد نگران نشید چون قسمت دوم خیلی جبران می کنم. بریم سراغ داستان.
مایکل تو باید از انگشترا محافظت کنی اما شما چی رئیس من یه کاری می کنم و یهو به نفر از پشت سر به رئیس تیر کمان زد رئیس تیر خورد باید از قدرتم استفاده می کردم اما رئیس اجازه نداد من این همه قدرت داشتم.ویهو رئیسو بردن رئیس اگوارد نه.
راستی خودمو معرفی نکردم من زمان برگردون هستم مایکل اسنوبن نگهبان پنج انگشتر ابر قدرت البته اینا واسه ده سال قبله. الآن فقط می تونم از طریق دروازه وارد گذشته بشم.
اسم رئیسمو رو خودم گذاشتم رئیس اگوراد تو گذشته تا رد گم کنم.البته تو آینده من هنوز مایکل اسنوبن هستم.من پولدار ترین فرد تو آمریکا بودم صاحب پنج شرکت کاراگاهی تو پنج مرکز دنیا.نیویورک.پاریس.ریو دوژانیرو.لندن وتوکیو ژاپن.
آهان نگفتم انگشتر ها پنج عنصر سیاره زمین هستن که شامل: آب،آتش،باد،زمین و هوا میشه من صاحب قدرت آتش بودم مرد آتش افزار.
آهان نگفتم انگشتر ها پنج عنصر سیاره زمین هستن که شامل: آب،آتش،باد،زمین و هوا میشه من صاحب قدرت آتش بودم مرد آتش افزار.
آنجلا اونم یه اشراف زاده مثل من بود من اونو دوست داشتم مدرسه که میرفتم دوست داشتم با اون باشم ولی روم نمی شد.راستی من نگفتم من فقط15 سالمه اما یه قهرمانم ومدیر شرکت کاراگاهی تو پنج پایتخت مختلف دنیا.
وقتی برای اولین بار مدرسه رفتم همه بچه ها بغیر از آنجلا و چند تا دختر پسر افاده ای بقیه ازم امضا می خواستن.منم که عاشق طرفدارام بودم به همشون یکی یکی امضا دادمو و باهاشون سلفی گرفتم. دخترای برزیلی همشون میومدن دور من اما اونا دنبال پول من بودن اونا همشون دور من می چرخیدن اما من اهمیت نمی دادم.
من انگشتر آتش دستم بود و منتظر خطر بودم چون بعضی از شرور های شیطان سفت به ریو اومده بودن اما اولش پلیس جلوشونو گرفت.راستی من یه همکارم داشتم نمی دونستم کی بود ولی انگشتر هوا دست اون بود. اونم مثل بقیه دور من می پلکید اما ما فقط همکار بودیم.اسمش دختر آب وهوایی بود اون موهای آبی وچشمای بادومی داشت.وقتی تو مدرسه بودم دیدم یهو مرد حیوان نما دشمن همیشگیم دوباره ظاهر شده.
وگفتم آتش فشان فوران وتبدیل شدم. از زبان آنجلا.اون کسی که انگشترو بهم داد گفت رئیسم کیه ولی گفت که انگشترو ازم نمی گیره همکارمه دیدم مرد حیوان نما اومده و آتش افزار داره باهاش مبارزه می کنه.منم گفتم هوا طوفانی شو وتبدیل شدم. گزارشگر معروف آلیس بوکا گزارش می کرد بازهم مرد حیوان نما به ریو هجوم آورده که یهو یه چیزی از پشت به ما حمله کرد.
بچه ها مرسی بابت گوش دادن به داستانم دفعه بعدی جبران می کنم ببخشید اگه کم بود.نظراتتونو بگید ازش استفاده می کنم.