
برو بخون و لذت ببر🤤🦾🖤
سلام! من مرینت مارکز هستم من یک دختر ۱۸ ساله هستم دختر ملیا و دختر کیومرث وارث شرکت زنجیره ای ترابیتیا و رییس شرکت ماشین سازی اکوآلا و همین طور به همراه خواهرم وارث شرکت جواهر سازی دلونا🙂 در اصل من یک دختر تیلیادر هستم🌬️ دختری با ضریب هوشی ۱۸۵ که یکی از باهوش ترین ها توی امریکا و فرانسه هستم🤷 زندگیه من ماشین و موتور هست و همین طور همه ای کار های موسیقی خوانندگی هنری رقص باله شمشر بازی و همینطور بوکس و کاراته یعنی خلاصه من هرچی که شما فکر کنید رو بلدم👐🙂🖤 و یکی از تفریح هاتم بازی های یارانه ایی هست ، و نقاشی رو دیپار ها اونم یواشکی 😂 دختر پرحاشیه ایی تقریبا هستم ولی عکسک رو تا به الان توی روزنامه و... اینا تا به الان دیده نشده..من دو برادر و دو خواهر دارم یکی هری و تام و اون دوتا هم کارمن و کاترین هست و اسم دوستام هم کالیسا جکیسا جک سابریو.. هست زیاد ادم اجتماعی نیستم و کلا ۱۵ تا دوست صمیمی دارم👐🤷 من توی کالیفرنیا هستم شهری که زندگی من توی اون خلاصه می شه و تا به الان به هیچ پسری دوست و رابطه نداشتم🙂🦾 دختریم با قد ۱۷۰ و موهای تقریبا صورمه ایی منه روی پدرم رقته موهام از خودم بلند تر توی خونه راپونزل صدام می کنند چشمام هم روی مادرم رفته . دختری که عاشق همه ای رنگ ها هست به جز قهوهایی 😐💔 و چیزی که منو اروم می کنه بوکس و طراحی لباس و نقاشی رو دیوار.... ولی من طراحی رو به عنوان یک شغل نمی پذیرم 🙂 در واقع دختری مهربون و باحالم ولی برای اون هایی که ازشون خوشم نمیاد مغرورم😐 ولی نه زیاد خوب ... سنگ صبورم هم رِکس هست سگ مورد علاقه امم خلاصه ما هفت نفر زندگی خوشی داریم و هممون هم دیگه رو دوست داریم ولی ما خواهر و برادر ها زیاد دعوا و شیطنت می کنیم 🤣💔دیگه بریم شروع
وای خدای من چقدره خسته ام😪 مهمونی امشب خیلی خسته ام کرد هی کارمن😪 برو یک دمنوشی درست کن مردم از سردرد و این خستگی .... به من چه برو به اون داداشات بگو😐......لج نکن دیگه افرین خواهر خوب من🤤....برو خودت رو سیا کن نکبت😐💔 ..... هی انگار تنت میخاره وایسا ببینم ناسلامتی منو تو دوقلو ایم باید همو درک کنیم😐 بزنم تو سرت باید به خواهر پنج ثانیه بزرگترت این طوری صبحت کنی.... اقا به من چه مگه خودت دست و پا نداری برو درست کن مگه فقط منو میبینی خیرسرت یک خواهر دیگه هم داری......آها راست می گی ولی اون زندگیش توی گوشیش هست کلا وجود خارجی نداره😐💔....( اقا اسم اون خواهر رو یادم رفته چی چی بود اسمش😐 اسمش رو از الان به بعد کاترین می زارم) کاترین بیا پایین.... کاترین: وایسید الان میام اینو پست کنم...مرینت: هوی چی چی می گی دختر وقتی خواهر بزرگترت می گه بیا پایین یعنی بیا پایین به مامان می گما که انقدر سرت توی اون گوشیه هااا... کاترین:نه نه من چیز خوردم😐💔🤣 اومدم اومدم ... چیه چتونه شما دوتا گربه ای وحشی😐...مرینت و کاترین: چیییی چطور جرعت می کنی ( همزمان گفتن🤣) باید به خواهر یک سال بزرگ ترت اینطوری صبحت کنی بز 😐😐...کاترین: نه بابا من شکر خوردم💔😐 منظورم این بود که چتونه شما گربه های ملوس😌🙂(مح: یه مشت بز جمع شدن اینجا 😐💔 کاترین مرینت و کارمن: تو دخالت نکن😌🤣💔)مرینت: کاترین عزیزم برو یک دمنوش درست کن خدمت کارا مرخصی گرفتن در ضمن مامان بابا هم رفتن چین برای یک مدت پیش بابابزرگ و مامانبزرگ باشن پس یعنی خانم این خونه کسی نیست به جز 😐🤤 کاترین🤣 .... کاترین: اهم اهم تو که از همه ای این خانمای این خونه بزرگ تری 😐 تو خودت خانم این خونه ایی😌🤣کارمن: بسته دیگه برو سه تا دمنوش درست کن باهم بخوریم امشب مهمونی خسته ام مرد زود سریع تند برو همین الان😌 کاترین: الان دقیقا من تند برم سریع برم زود برم کجا برم من😐💔 مرینت: نمک نریز برو دیگه....۲۰ دقیقه بعد:اه اه این چه دمنوشی هست بز😐💔 مزه بستی گورجه ایی می ده😐💔🤣
کارمن: اقا کات🤣💔 مگه تو تا الان بستی گوجه ایی خوردی😐 مرینت:فضولی نکن برگریم به بحث اصلی.... دختر تو حتی نمی تونی یک دمنوش درست کنی اعصابم پودر شد بز😐 کاترین:ای وای عزیزم به خودت مصلت باش پیشونیت چروک میفته ها😐💔 مرینت: اقا نمی شه امشب کاترین توسط من اعدام می شه من اینو می کشم ... کارمن: دو عدد خرفت به تمام معنا 😐 ( منم موافقم🌬️😂)
مرینت و کاترین:, اوه اوه انگار باید جنگ بالشت را آغاز کنیم😎😼 کارمن: گل خوردم یعنی امم چیزه شکر خوردم😐💔🤣 مرینت: خوب دیگه شیرین کاری بسته بریم بخوابیم کاترین: امم چیزه مرینت مری: جان چته خواهری 🙂 کاترین: من با این که ۱۷ سالمه از تاریکی می ترسم می شه امشب پیش تو بخوابم🥺لطفااا مرینت :
مرینت: نه با اون چشمای خاکستریت اون طوری نگاهم نکن🥺🤦🏼♀️ باشه بابا بیا تو اتاقم🤦🏼♀️ کاترین: ایول تا صبح فیلم میبینیم مرینت : وایسا ببینم چیچی فیلم تو قشنگ میگیری می خوابی وگرنه به مامان میگم که دوست مذکر داری😈 کاترین: از کجا می دونی مری: خوب دیگه.... چشم حتما گوشی و فیلم رو می زارم کنار🙂🤦🏼♀️🤣کارمن: آقا استپ کنید ببینم چی چی دوتاتون پیش هم باشین من تنها اینطوری قبول ندارم منم می خوام خوب مرینت: چه گیری کردیما 🤦🏻♀️😐💔 تو هم بیا ۳ ساعت بعد: مرینت: ویی اینا چقدر بدخوابن اوخ کارمن با پا نزن تو شکمم اوخ چقدر اینا چین....😐🤣🤦🏻♀️ ۶ ساعت بعد: کارمن: بلند شین خرس های تنبل صبح شده ساعت شش هست چقدر تنبلین کاترین: وای خدا ولم کن می خوام بخوابم کی به ورزش اهمیت می ده😐💔 مرینت: کی صبح شد ای خدا😪😴🥱 بریم ورزش ولی قبلش اون خرس های تنبل بالایی رو بیدار کنیم 😴 هی کاترین پاشو پاشو بریم 🥱 کارمن : افرین دخترا پیش به سوی اون خرس های بالایی( داداش هاشون رو می گن🤣🤣💔) از زبان مرینت: از پله ها بالا رفتیم چیزی که روی در دیدیم رو باور نمی کردم . نوشته بودن( ورود مرینت کارمن و کاترین شدیداً ممنون پیگرد قانونی دارد فتا🤣) مرینت:هه نکاه این بزغاله ها🤣🤣منو از چی می ترسونی من خودم رییس فتام داداش😈🤣 خوب دخترا بریم تو دیگه سلام به داداش های گل من🙂❣️ هری: وای هدا شما دخترا چتونه بگیرین بخوابین بابا🤦🏼♀️ کاترین: بسه تونه بیاین بریم ورزش ولی قبلش این صورت و لباس هاتون رو درست کنید انگار موجودی ناکافی هستین آبروم جلوی فالور هام میره تام: چشم چشم فقط برین بیرون
خلاصه هممون رفتیم بیرون داشتیم به سمت پارک می رفتیم که همون جا راه بریم و صبحونه رو توی اون کافه همیشگی بخوریم ولی وسط را بابام زنگ زد و گفت سلام مرینت عزیزم موضوع مهمی هست که باید حتما بدونی ...چشم بابا چی هست این موضوع.... الان دقیقا بهم بگو کجایی.... توی پارک داریم میریم سمت کافه.....خوب این حرفم رو باید همتون بدونین....۵ دقیق بعد: کیومرث:. هری تام کاترین کارمن و از همه مهم تر مرینت شما باید به پاریس واسه ای دانشگاه برید کالیفرنیا دیگه امن نیست یک ویروس خطرناک به وجود اومده و فقط توی کالیفرنیا هست شما باید برید به پاریس ما اینجا نزدیک چند ماه کارمون طول می کشه 😪 و مرینت تو باید برای رونمایی از ماشین فراری بری پاریس شرکت به رییسش نیاز داره یعنی تو حواست باشه این هم یک رونمایی هست هم یک مهمانی مهمان مخصوص تو اقای آدرین اگرست هست اون مدل مشهوریه حواست باشه باهاش سر و خون سرد نباش مرینت: بابا مگه من چند بار گفتم مذکر نمی خوام😪 در ضمن من نمی تونم بدون تو همچین جاهایی برم .کیومرث: راپونزل بابا این کار مهمی هست یادتون باشه پس فردا شب مهمونی و رونمایی داری ظهر به بادیگار و منشیت توی کالفرنیا گفتم هواپیما شخصی رو آماده. کنه. کاترین : اما کیومرث : اما نداریک دخترم اون دوست مذکرت هم ول کن دیکه🤣💔 کاترین: شما از کجا می دونی😳😳 کیومرث: خوب دیگه. یادتون باشه ظهر بلیت داریم مرینت یادت باشه تو از همه ای این مغز فندقی ها باهوش و بزرگ تری حواست باشه بهشون .تام هری کاترین و کارمن: بابااااا😐💔🤣 کیومرث: خوب دیگه این حقیقت هست شما همتون ۱۸ سالتونه به جز کاترین ولی مرینت ۵ ثانیه از همتون بزرگ تر هست بحث نکنید با من که کلی کار دارم تا بعد بای🤣💔
مرینت: الهیی بابا هم قبول داره من از همتون باهوش و باحال ترم😎🤣 هری: کشتی خودتو خانم رییس 😐 مرینت: همتون حسود و بخیل هستین تام: صبحونه زهر مارمون شد😳🤦🏼♀️ کاترین: دقیاق🤣( خدا چه خانواده شلوغی نمی دم به کدومشون برسم🤦🏼♀️😐) کارمن : یادتون نرع ظهر باید بریم مرینت: هی میگما این آقای چی بود اسمش اها گرفتم اقای اگرست چیکاره است که بابا اینقدر تاکید کرد 😐 کاترین: وای مرینت یعنس آدرین اگرست خوشتیپ ترین جذاب ترین و حدی ترین رو نمی شناسی مرینت: هه 😏 اینو بهت بگم کاترین که کسی از من برای بقیه جدی تر نیست و در ضمن تام خیلی خوش تیپ تره و هری هم جذاب تره😎 ایششش🤣🤣💔
کاترین: اصلا ازش بگذریم بهتر این دوساعت رو با رفیق هامون باشم و اون ها رو هم راضی کنیم باهامون بیان😎 مرینت : دقیقا و.....
ببخشید کم بود دستم درد گرفته پارت بعد قراره طولانی باشه تست های جدید ما رو هم می تونید با آبی کردن این قلب پیدا کنید متشکرم خوندی 😎😍
بای مواظب خودت باش و ماسک بزن🖤🤍💙
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی یعنی دارم پشت این کامپیوتر از خنده سکته می کنم🤣🤣🤣🤣
بچه ها حتما یه سر به داستان های منم بزنید ❤❤♥️♥️
قسمت بعد پلیزززززززز
باور کن گزاشتم منتظرم بیاد توی سایت
سلام
باشه
من فقط می خواستم از اسم شرکت هایی که گفته بودی استفاده کنم که گفتی نه
منم یک داستان دیگه نوشتم و آن داستان را توی تستچی نگذاشتم
داستانم وقتی آمد بخوان
صد در صد می خونم😻 و ببخشید که باهات بد صبحت کردم می ذونی من در واقع دختر خیلی عصبی هی هستم😑😂
معرکه بود محشر بود عالی بود خیلی خوشم اومد واقعا باید بگم که محشر بود لطفا بعدی رو هم زودتر بزار مرسی❤️🌸🌺❤️🌸🌺❤️🌺❤️
مرسییی عزیزم چشممم
این جا رو عالی نوشتی 👇🏻👇🏻
هی کارمن😪 برو یک دمنوشی درست کن مردم از سردرد و این خستگی .... به من چه برو به اون داداشات بگو😐......لج نکن دیگه افرین خواهر خوب من🤤....برو خودت رو سیا کن نکبت😐💔 ..... هی انگار تنت میخاره وایسا ببینم ناسلامتی منو تو دوقلو ایم باید همو درک کنیم😐 بزنم تو سرت باید به خواهر پنج ثانیه بزرگترت این طوری صبحت کنی.... اقا به من چه مگه خودت دست و پا نداری برو درست کن مگه فقط منو میبینی خیرسرت یک خواهر دیگه هم داری......آها راست می گی ولی اون زندگیش توی گوشیش هست کلا وجود خارجی نداره😐💔
👌🏻👍🏻✌🏻😅😅😂😂
خواهششش😂😂😂 می دونم دو روز کار کردم روش
خیی عالی بود فوق العاده آفرین برتو👏🏻🙏🏻👍🏻
سلام
می گم من یک داستان دارم می نویسم تقریبا قسمنمعرفی اش مثل تو هست اشکال نداره
چون من از شرکت هایی که گفتی تو داستانم استفاده کردم
اگر قبول کنی ممنون می شوم.
بهت قول می دهم فقط قسمت یک اش پارت۱،۲،۳ نصف اش تقریبا مثل تو
نه عزیزم من قبول ندارم شما نباید مثل من بنویسی من دوتا پارت گزاشتم قبول ندارم حتی اسم شرکت هلتم مثل من باشه لطفا عوضش کن
چرا از شرکت های من پامش کن من زود تر گزاشتم شما حق کپی نداری وگرنه گزارشت رو می دم
خیلیییییییی قشنگه😅زود به زود بزار پارت های اول تا پنجم زود بزار تا با داستان زود اشنا بشیم بعد کم کم میتونی دیر بزاری🙁😁🔪نزاری خودم تیکه تیکه ات میکنم
من بمیرمم می زارمم😂💔
بزار دگه خیلی باحاله 😅😜❤
عالیییی
Thanks