ببخشید پارت قبل کم بود توی این پارت جبران میکنم
آنچه گذشت:چارلی:ت تو از کجا اسم منو میدونی؟😨کت نوار:خب اخه وقتی ۲سالم بود باهم دوستای صمیمی بودیم چارلی:آآ.....که یهو کت چوب دستیش رو گذاشت رو لبم و گفت:هی تو که نمیخوای هویت منو لو بدی؟😕
زمان حال:چارلی:ن نه ولی اخه چه جور ممکنه اصلا تو اینجا رو چه جوری پیدا کردی؟ کت:یکبار گفتم برای بار دوم میگم وقتی چشمام رو باز کردم تو جنگل بودم اصلا تو اینجا چی کار میکنی؟این دختره کیه؟چارلی:مگه لیرا خودشو بهت معرفی نکرد(بچه من عذر میخوام قیافه لیرا رو تغییر دادم«عکس چارلی و لیرا:عکس پارت»)کت:چرا کرد ولی نگفت تو اینجایی!?چارلی:خب بگذار بهت بگم:لیرا خواهر منه و من و لیرا هم یه مشکلی مثل شما داریم
کت:یعنی چی:چارلی:کت من واقعا عذر میخوام😔😔😔کت:برای چی_؟من اصلا منضور تورو نمیفهمم درست توضیح بده!چارلی:وقتی تو و لیدی باگ بیهوش بودین.....کت:چیییییی بابا چارلی قلبم اومد تو دهنم بگو دیگههههه
چارلی:خب راستش وقتی لیدی باگ بیهوش بود من.......یهو یه صدایی اومد لیرا:چارلی فکر کنم بدبخت شدیم چارلی:هنوز نه بعد اومد دست و پای لیدی و کت رو باز کرد و گفت دنبالم بیاین
کت:چارلی این کیه:چارلی:ملکه و پادشاه اینجا کت و لیدی:چیییییی!!!😱😨😲چارلی:آروم تر چه خبرتونه بعد هم چی نداره
لیرا:اونا تا حالا مارو ندیدن چون اگه ببینن ما رو میکشن😢چارلی:بیاید از قلمرو بریم بیرون بقیه:باشه خلاصه.........رفتند بیرون
بریم یه سری هم به پاریس بزنیم:ناتالی: قربان!!!!!گابریل:چی شده ناتالی چرا انقدر پریشونی؟😕ناتالی:آدرین نیست!!!!!!!!!!!!!!گابریل:چی باید پیداش کنین همین الان!!!!!!ناتالی:چشم قربان؛یه هفته گذشت و خبری از آدرین نشد مامان بابای مرینت هم دنبال مری(مخفف مرینت)میگشتن ولی نه خبری از مری بود نه خبری از آدری(مخفف آدرین)
در جنگل:چارلی:اینجا روز ها خیلی قشنگه ولی شب ها نه حالا بیاید یکم بگردیم لیرا:فکر خوبیه کت:چارلی!چارلی:بله کت: یه هفته پیش داخل قلمرو داشتی میگفتی که وقتی لیدی بیهوش بود تو........بعدش هم که صدای ملکه و پادشاه اومد چی میخواستی بگی تو چی کار کردی؟؟؟
چارلی:خبببب من.........وقتی لیدی بیهوش بود داشتم از اونجا رد میشدم و یه معجون تو دستم بود که اخلاق و رفتار های آدم رو برعکس میکنه خب وقتی داشتم می فتم از تو دستم افتاد و ریخت رو لیدی باگ کت:چییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!😨😨😨😨کت در ذهنش:پس بگو چرا لیدی رفتارش اینجوری شده بود بیرون از ذهن کت:چارلی این معجون تا کی اثر میکنه؟چارلی:خب تا ۵ماه بعدش تمومه کت:پنج ماه!؟!؟!؟چارلی:آره من واقعا معذرت میخوام زیدی:اشکال نداره چارلی:خب حالا بیخیال بیاید به گردش ادامه بدیم بقیه:باشه🙂
بچه ها اگه نظرات به۲۰تا نرسه پارت بعد رو نمیگذارم و امید وارم تستچی عزیزم قبول کنه😚😚