
های گایز😃اینم پارت اخر😄 لذت ببرید نفسا😘
دامنم رو گرفتم بالا و از پله های مارپیچی اومدم پایین...در حین اومدن با چیزی که پایین پله ها دیدم وایسادم....یه اقای جذاب و جلتمن با یه دسته کل قرمز و صورتی😍...با چشمای سبز کشندش بهم نگاه کرد و لبخند زد...دلم ریخت❤...لبخندی و زدم و اروم رفتم پایین... _امشب ماه روش نمیشه بیاد بیرون اونم وقتی تو هستی😍...خنده ارومی کردم...+خیلی جذاب شدی..._توهم فوق العاده شدی..میتونم بگم خوشگل ترین عروس دنیایی🥰....اینو ببین داره دل منو با شیرین زبونیاش میبره....دستمو گذاشتم روی دماغشو و یکوچولو فشار دادم...+ای شیطون😉....ادرینا:به به عروس دوماد خوشگلمون....دستمو اوردم پایین و با لبخند به ادرینا نگاه کردم🙂
اومد جلو و من و کشید توی اغوش خودش...ادرینا:امیدوارم تا اخر عمر باهم و با خوشحالی زندگی کنید...+ممنونم...از بغلم و اومد بیرون و قیافه جدی به خودش گرفت...ادرینا:عروس خانم نمبینم داداش منو اذیت کنیا😠وگرنه میشم خواهرشوهر بده😆...خندیدم جوابشو دادم:بستگی به خودت داره😌داداشمو اذیت نکنی به ادرین تخفیف میدم😁.... _ ااا مرینت😐....+به هر حال منم باید خواهر شوهر بازی در بیارم دیگه😉...بعد باهم زدیم زیر خنده😂(ادرینا و متیو و همینطور اریک و مریلا ازدواج کردن)..ادرینا:ولی از حق نگذریم اذیت کرون میخوانا😌وگرنه که ادم نمیشن این مردا....+دقیقا...بعدم زدیم قدش🤛🤜😂... _مرسی خواهر عزیزم😐❤
مر:بگو و بخند بسته مراسم داره شروع میشه ها😉....اینو که گفت دوباره دلهرم شروع شد😐💔....مریلا دست منو گرفت و برد اونور...مر:خب ابجی اماده ای؟...+نه🥶...مر:نه و مرض😐..به هیچی فکر نکن باشه؟...+سعیمو میکنم😥....مریلا اومد جلو و بغلم کرد...مر:باورم نمیشه ابجی کوچولوم داره ازدواج میکنه...+فقط یه سال ازت کوچیک ترما....از بغلم اومد بیرون...مر:بلاخره کوچولویی...+از دست تو....ما:کجا موندی مری..همه منتظرنا...+اومدم...عروسی روی حیات خونمون بود...چون خیلی بزرگ و قشنگ بود و الان با تزئینات قشنگ ترم شده...از در رفتم بیرون که ادرین رو دیدم...لبخند زیبایی زد...رفتم و جلو و دستامون رو توی هم حلقه کردیم و رفتیم سمت عاقد و توی جایگاه مخصوص وایسادیم....به مهمونا نگاه کردم...الیا و نینو..کلویی و لوکا...جولیکا و رز و میلن و ایوان همه بچه های کلاس...لبخندی روی لبم اومد...عاقد:مرینت دوپنگ چنگ ایا اقای ادرین اگرست رو به همسری میپذیرید و عهد میکنید به او وفادار باشید؟...+بله.....عاقد:ادرین اگراست ایا خانم مرینت دوپن چنگ رو به همسری میپذیرید و عهد میکنید به او وفادار باشید؟...._بله...صدای دست و جیغ رفت هوا و ادرین اومد جلو و همو.....💏
۹ سال بعد مرینت و ادرین دارای دوتا سه تا بچه میشن...اریان که الان ۷ سالشه و الیس و ارژان هم دوقلو هستن و هردوشون ۵ سال دارن...اریان موهای ابریشمی و چشمای ابی اسمونی داره و کپ مرینته...الیسم موهای زرد و درخشان با چشمای سبز یاقوتی داره درست مثل ادرین..اما اریان موهای زرد و چشمای ابی داره...مارتین رونا هم ازدواج کردن و الان یه دختر ۵ ساله به نام سانیا دارن...متیو و ادرینا هم یکی دختر ۷ ساله به اسم لیسا و یه پسر ۵ ساله به اسم لویی دارن...اریک و مریلا هم یک پسر ۶ ساله به اسم شوگا دارن
و انها تا اخر عمر با خوبی خوشی در کنار هم زندگی میکنند🙂
قصه ما به سر رسید...کلاغه به خونش نرسید😊
هوففف..بلاخره تموم شد😄اگه بدونید چقده به خاطر این داستان حرص خوردم و خسته شدم😅ولی بلاخره تموم شد🙂خیلیاتون رسیده بودید بعد این داستان داستان دیگه ای مینویسم یانه؟...خیلی ایده های بهتر و قشنگتری از این داستان دارم ولی امسال میرم کلاس نهم و میخوام وقتمو صرف درس کنم🙂🤭و فکر نکنم وقت داشته باشم😁به هر حال خیلی ممنون که تا الان هوامو داشتین و با داستانم مراه بودید نفسا😍😘بای بای🥰
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خیلی قشنگ بود 😭😭😭😭
سلاااااممممم
سه سالی میشه که تستچی رو میشناسم
شبانه روز تو این سایتم
ولی به دلیل گشاد بودن زیاد اکانت نمیساختم
فقط خواستم بگم حالا که دوباره تابستون اومده یه فیک جدید بنویس^_^
عه اسم بچشون شوگاست🌚😂
اره 😂 اسم خابالو ترین عضو بی تی اس
فالویی بفالو
و یه چیز دیگه منم می خوام یه داستان بنویسم میشه تو داستانم خواهر و برادای مرینت و خواهر آدرینم توش باشه 🙏🙏🙏🙏
سلام آجی چطوری
واقعا که عالی بود حتی از عالی هم عالی تر 😍😍😍😍😍😍😍
من از اول نوروز امسال شروع کردم دو روز پیش هر دو داستانتو تموم کردم و همین طور که یکی از اونایی که نظر دادن گفته ای کاش توی تو را می خواهم سوبارو و آیاتو و کنگ می پریدن وسط بنظرم بی نظیر میشد به هر حال بی نقص بود هر دو داستان 😘
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگ بود😭😭😭😭😭♥♥♥♥♥نباید تموم میشد ولی خیلی خوب بود ♥♥♥♥♥♥
هر روعی پایانی دارد خب:/
عالی بود آجی😍😍😍
ولی سر سوتی دوپن چنگ و ویلسام خیلی خندیدم😂😂😂
ببخشید خیلی وقته نیومدم خودت ک میدونی😥
ب هر حال خداییش خیلی داستان قشنگی بود😍😘
اخ بد سوتی دادم😂
ممنون اجی😍
خیلی قشنگ بود از وقتی خوندن این داستانو شروع کردم به خوندن بیشتر کل عمرم اشک ریختم خیلی داستان زیبا و احساسی ای بود عالی بود واقعا قشنگ ترین داستانی بود که خوندم موفق باشی خداحافظ
مرسی ممنون♡ :)
خواهش میکنم