امیدوارم خوشتون بیاد اگر هم نظر دادید دوستم بهتون جواب میده
آنچه گذشت: مرینتو ادرین حسشون رو به همدیگه گفتن وسط کلاس مرینت از معلم اجازه گرفت تا به دستشویی بره بعدشم لایلا از معلم اجازه گرفت که بره دستشویی( لایلا شیطان رجیم خیلی وقته در کلاس ها وجود دارد)
مرینت: از دستشویی داشتم میومدم بیرون که لایلا شیطان رجیم امد داخل دستشویی مرینت:چی شده لایلا. لایلا : بهتر از ادرین فاصله بگیری وگرنه برات بد میشه. مرینت:نه!!من ادرین رو د،و،س،ت دارم اونم منو د،و،س،ت داره تو هم نمی تونی هیچ کاری کنی (و مرینت رفت سر کلاس) لایلا:میدونم باهات چی کار کنم مرینت دوپن چنگ(الان لایلا با حالت عصبانی این حرف هارومیزنه)
مرینت:رفتم سر جام نشستم ادرین:مرینت لایلا توی دستشویی که کاری نکرد؟ مرینت:نه یه حرفی زد منم جوابشو دادم هیچ اتفاقی نیفتاد. بعد از کلاس باهات حرف میزنم.(بعد از کلاس)مرینت: میگم آدرین تو امشب میتونی بیای واسه شام خونمون ادرین:وایسا تا از پدرم اجازه بگیرم .گابریل:🔔🔔صدای زنگ گوشیم هست سلام ادرین چی شده؟ ادرین:بابا میشه من امشب خونه ی مرینت بمونم؟ گابریل:باشه اشکالی نداره.ادرین: مرینت بابام گفت اشکالی نداره بیام خونتون خوب پس بیا با بادیگارد من بریم مرینت:باشه بریم (دست تو دست هم رفتن تارسیدن خونه ی مرینت)
مرینت:مامان و بابا شما رو با ادرین اشنا میکنم (مامان و بابای مرینت دست دادن با ادرین)مرینت:ادرین امشب خونه ی ما می مونه .(بعدشم مریم آدرین رو میبره بالا تو اتاق خودش)مرینت: وای یادم رفت عکس های آدرین رو جمع کنم ادرین: یعنی تو هم اینقدر منو دوست داشتی که عکسامو روی دیوارت چسبوندی.!!!! مرینت: خوب بیا بشین آدرین.ادرین:میای بازی کنیم؟؟ مرینت:اره من تورو میبرم ادرین: به همین خیال باش.
( وقتی مرینت و آدرین بازی کردند و مرینت از آدرین برد شام هم خوردن و وقت خواب شد)مرینت: میگم ادرین فکر کنم مجبوریم هر دوتاییمون روی تخته من بخوابیم ادرین: آره پس بیا بگیر بخوابیم ( مرینت لباس خواب به همراه آدرین روی تخت خوابیدن)
خدا حافظ
نظرات بازدیدکنندگان (0)