
سلام سلام:///
مرینت:انقد آهنگش قشنگ بود دلم میخواست گریه کنم نمیدونم چرا گریه ام گرفته بود یکم دیگه زد و بعد دستش و از روی گیتار برداشت اول از همه من شروع کردم و دست زدم و بعدشم بقیه بجز لوکا و آرژانچ ولی وقتی نگاهای من و دیدن اونا هم دست زدن آدرین گیتار و داد دست لوکا و آرژانچ به من نگاه کرد بعد چند ثانیه... آرژانچ:ام... مرینت میشه یکم قدم بزنیم؟ مرینت:اممم... آدرین:الان هوا تاریکه گم میشید آرژانچ:حواسم هست و بعد مظلومانه نگاهم کرد و گفت:مرینت تو که نمیخوای رد کنی؟ مرینت:هوففف باشه بریم با آرژانچ رفتیم توی جنگل... حالا میریم از زبان آدرین: همه رفتن توی چادراشون و خوابیدن بجز متیو بهش نگاهی انداختم اون واقعا رفتارش عجیب بود با مرینت یه جوری رفتار میکنه مرینت حق داره ناراحت بشه ازش رفتم پیشش و دیدم یه شیشه از کنارش برداشت آدرین:فکر نکنم بخوای اون و بخوری خیلی قویه! متیو:فک کنم میخوام و درش و باز کرد و¼ بطری و یه نفس خورد آدرین:چیکار میکنی؟ توی یه ثانیه چشماش خمار شدن و ولو شد(خودتون میدونید معنیش چیه🤯😁) آدرین:من موندم آخه تو چته و بطری و ازش قاپیدم و پرت کردم کنار و روی چوب پیشش نشستم و ادامه دادم: متیو، اگه چیزی وجود داره که اذیتت میکنه میتونی به من بگی! و دستم و زدم روی شونش به دستم نگاه کرد و گفت:آره هست!(به به اسلاید بعد افشای راززززززز😂😂😂😂)
متیو:میدونی چی هست؟ مرینت هست مامانم هست تام هست کل زندگیم داره اذیتم میکنه! آدرین:خب، ... چیزی نشده که! متیو:😏نشده؟ آدرین: نه، نشده متیو با داد:نشدههههـــ؟؟؟؟😠😠😠 آدرین:باشه حالا یه چیزی شده که من خبر ندارم متیو:آره شده، میدونی چرا اون دو سالی که بین من و مرینت هست دردناکه؟ چون توش یه چیز مخوف اتفاق افتاد، چون همون اتفاق باعث به دنیا اومدن و زجر کشیدن من شد من موندم چرا خودم و خلاص نکردم😢😢 آدرین:آروم باش، میتونی به من اعتماد کنی متیو کم کم داشت به خودش میومد متیو:اگه بهت بگم هیچی مثل سابق نمیشه😢😭 آدرین:نگران نباش من به کسی نمیگم چیزیم نمیشه! متیو:اگه مرینت و دوست داری میشه! این و که گفت کمی ترسیدم اما نمیتونم بذارم عذاب بکشه آدرین:خ....خب امم... نه میتونی به من اعتماد کنی، بگو! متیو:21سال پیش توی این زمان... فلش بک به21سال پیش😁: تام با چشمای خونی به خونه اومد سابین:عزیزم، چی شده؟ تام:پست فطرت😠 عوضی😠 نشونت میدم با احساسات من بازی کردن یعنی چی😠 که صدای گریه ی دختر کوچولوشون بلند شد....(به به آدرنالین ها خیل بالاست، میخواین یکم نفس بگیرین؟😂) تام دختر کوچولو رو بغل کرد و گفت:از این به بعد، هرگز! هرگز! اسمم و نیار تا دادگاه!
زما حال: متیو:درست فهمیدی اون دختر کوچولو مرینت بود، سابین زن قبلی تام و تام پدر فعلی من و مرینت آدرین:😲😲 من هیچی نفهمیدم! متیو: پدر سابین شرکت تام رو ورشکست کرده بود و تام برای تلافی با دختر عموی سابین مارگارت ازدواج کرد، و بعد هم برای اینکه خودش و گول بزنه که مارگارت و دوست داره... آدرین:تو به دنیا اومدی!؟ متیو:👍 آدرین:ی...یعنی... متیو:فقط15سالم بود، یه روز صدای بحثشون بالا گرفت، از پشت در اتاقشون یواشکی گوش دادم و نصف ماجرا رو فهمیدم و بقیه شو هم خودشون مجبور شدن بهم بگن! میدونی وقتی شنیدم مرینت واقعا خواهرم نیست... شاید به نظرت مسخره بیاد اما... سرش و انداخت پایین و با صدای خیلی آروم گفت: اما من عاشق شدم😢(اوخیییییی چقد دمپاییاتون درد داره😖) سرم و چرخوندم و با تعجب بهش نگاه کردم متیو:نگران نباش من نمیخوام با تو رقابت کنم آدرین:بعدش چه اتفاقی افتاد؟ متیو:وقتی16سالم شد فهمیدم دیگه نمیتونم تحملش کنم، تصمیم گرفتم برم! وقتی نمیتونی با شرایط کنار بیای فقط برو! آدرین:کجا رفتی؟ متیو:آمریکا! میدونی بعد از17سالگی فهمیدم فقط نمیتونم با درس و مشق بهش فکر نکنم پس...آدرین:آموزش دیدی برای خوانندگی! متیو:آه ببخشید که تورم درگیرش کردم حالا دیگه تو هم میدونی و این که عاشق مرینت باشی عذاب آوره و نتونی حقیقت و بهش بگی😢
آدرین:بهت حق میدم... متیو بهم نگاه کرد و گفت:آدرین! برات یه نصیحت دارم! عاشق مرینت بودن نعمت خیلی بزرگیه، بهترین حس دنیاست! هیچوقت از قلبت بیرونش نکن بذار کل درونت و بسوزونه اما هرگز بیرونش نکن! میدونی پسر! من بخاطر عاشق مرینت بودن چیا که نشدم، دنسر شدم،خواننده شدم،آشپز شدم،موسیقی دان شدم،تعمیر کار شدم، استاد شدم! آدرین:😲😳😦متیو:کاری کردم کل روزم و کار پر کنه نه عشق مرینت! میدونی روزی 4 ساعت میخوابیدم!☺ فقط و فقط بخاطر اینکه مرینت و به خاطر نیارم! حتی وقت سر خاروندنم نداشتم چه برسه به فکر کردن به مرینت! ولی با اینجا اومدنم همه چی خراب شد! همه ی احساساتی که که این 4 سال پنهان کردم فوران کرد! آدرین:متیو نگران نباش! من کاری میکنم ازش دور باشی! متیو:😭😪 دیگه باید باهاش کنار بیام! بیخی داداش همین که بهم گوش دادی ازت خیلی ممنونم! آدرین: پس بذار یه چیزی بهت بگم! عاشق مرینت بودن عذاب آور نیست! قشنگ ترین چیز تو دنیاست! ازش فرار نکن چون دنبالت میاد! متیو:گفتنش برای تو راحته چون اون کسی که مرینت صداش میکنه داداش منم! هر وقت میگه داداش احساس گناه میکنم!

آدرین:بیخیالش بیا حالمون و خراب نکنیم یه بطری برداشتم و نزدیک گرفتم و گفتم:پایه ای؟ متیو:چه جورم! دیه بستونه از زبان مرینت:با آرژانچ رفتیم توی جنگل و داشتیم قدم میزدیم.. احساس میکردم میخواد چیزی بگه اما نمیدونه از کجا شروع کنه یهو روبروم ایستاد آرژانچ: خب راستش مرینت من!.. چجوری بگم...! من دوست دارم(اوه شت👢👠👡)(حالتشون عسک اسلایده و اون آدرین و لوکا و اون پسره هم جهت خندست چون اگه بودن عصبانی میشدن😂) مرینت:خب... آرژانچ تو پسر خوبی هستیا... ولی... آرژانچ توی چشمام نگاه کرد:ولی؟؟؟ این نگاهای خیره ش به چشمام اجازه ی حرف زدن بهم نمیداد نگاهم و ازش دزدیدم مرینت:من... من یکی دیگه رو دوست دارم آرژانچ چونه مو گرفت و چشم تو چشممون کرد و گفت:توی صورتم بگو! نتونستم حرفی بزنم آرژانچ:بگو دیگه چرا نمیگی؟ این یعنی دوسش نداری و نمیتونی به من اینجوری بگی! با این حرفش عصبانی شدم و داد زدم:دوست ندارم😠! آرژانچ با صورت تعجب کردش داشت نگاهم میکرد مرینت: دفعه ی آخره اجازه میدم از پاک بودنم سو استفاده کنین و از اونجا رفتم واو چقد دور شدیم هر چی میرفتم نمیرسیدم! که یهو توی راه!!!!!

آدرین و یه زن و دیدم(تیپکال آدرین😂) سریع دویدم سمتشون و کنار آدرین که به درخت تکیه داده بود نشستم سرم و بالا بردم و به زنه نگاه کردم مرینت:جنابعالی؟ زنه:اینجا پیداش کردم بد جوری به خودش آسیب رسونده و منم فقط چسب زخم داشتم مرینت:بی ادب چرا دکمه های لباسش و باز کردی😠 زنه: درست صحبت کنید اگه من نبودم معلوم نبود چش میشد😡 مرینت: آره اصلا بدون تو میمرد😠 آدرین:مرینت😢 مرینت:آروم باش الان میریم و دوباره عصبانی به زنه نگاه کردم زنه:خواهش میکنم😒 ورفت اوف نگاهم و به آدرین دوختم مرینت:خوبی؟؟؟؟ آدرین گردنش و گردوند و گفت:من خیلی خوبم!!! مرینت:با خودت چیکار کردی آخه!!!! آدرین:باید بدونی چی شده! و بعد کمی فکر کردن گفت:شایدم نباید بدونی مرینت: من همین الانشم میدونم جنابعالی تا مرز بیهوش شدن مس.ت کردی و دستش و گرفتم و بلندش کردم مرینت:وای حالا چجوری ببرمت😖 یکم دیگه مونده کشون کشون از اونجا بردمش چادرا و آتیشمون و که دیدم خوشحال شدم و سریع آدرین و بردم و گذاشتم توی یه چادر مرینت:ببین بی حیا دکمه های لباستم باز کرده! دستش و زد به موهام که روی شونم بود و گفت:تو بودی باز نمیکردی!؟ مرینت:من فرق دارم! یهو فهمیدم چه گندی زدم آخه من چیم فرق داره😧
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
چه شیر و شیریه🤣🤣🤣🤣وقتی میراکلس هارو میریزی تو سریال ترکی ها 🤣🤣🤣شوخی کردم امیدوارم ناراحت نشی هدیه جان ببخشید عالی بود
اوففف چ خرتوخریهه
ادرین و اونن پسره ک اسمشم یادم نیس و متیو و لوکا همه عاشق مرینتن؟ بیجاره الیا چ دوست پسر کشی داره😂
حقققق
وای وای وای من میگم آدرین تو همین حالت بمونه🤣
الهی بمیرم برا متیو حداقل اگه از دو تا پدر بودن میگفتیم هیچ نسبت خواستی ندارن خواهر و برادر ناتنین ولی الان😖
این پارت عالی بود عالی عالی عالی پرتغالی کیلی لی لی لی ماشالله عروسی داریمممم
پارت بعد پلیز🥰☺
پپپپپپپپپپپپپاااااارررررتتتتتتتتت ججججججججججججججدددددددییییییییدددددددد 😆😆😆😆😆😆😆😆😆😆💃💃💃💃💃💃💃💃💃✨✨✨✨✨✨✨♥️♥️♥️♥️♥️♥️
درست حس زدم متیو عاشق مرینته حسم درست بود من زودتر این راز فهمیدم هورااااااا راستی اون پسر کله شرغمی چی گفت مرینتو ازش دور نگه دار اون موفشنگی هم همین طور منظورم لوکا ناخونی برای این میگم لوکا ناخونی چون ناخوناشو لاک سیاه می زنه از ادرینم که ی کوه چسب زخم ساختی دمت گرم خودتم که می دونی طرفدارات با دمپایی میان سراغت پس مرینتو از اون پسرای کله شرغمی دور نگه دار مرینتو بیشر به ادرین نزدیک کن بازم دمت گرم اجی
باشه باشه😂😂 گرفتم👍👍
عالی
من دیگه حرفی برای گفتن ندارم 😑
پس پارت بعدی رو بزار بااااااییی 💛
من رفتم که رفتم خوش رفتم (دیوانه شد رفت) اوووم دوکلام از مادر عروس شنیدیم(من مادر عروس نیستم من وجدان عزیز و زیبای تو هستم)اعتماد به سقفت تو حلقم 😐
باشه برای بعدا🤣🤣🤣
عالی بود
🤣🤣🤣🤣 گند زد ها
اره مری ما ی گند زد هورااااااا دوست دارم بینم چی جوری میخواد جمش کنه ی وقت ادرینو با دمپایی نزندخوبه
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
عالـــــــــــــــــــــــــــی بود 💜💛 😻✨ 💕 💜💛 😻✨ 💕