سلام اومدم با پارت ۱۱ . امیدوارم خوشتون بیاد
مرینت... از فردا صبح ماموریت گیر اوردن دختره شروع میشه، امیدوارم وقتی گیرش اوردم ، دیر نباشه🤦♀️تو اتاق ادرین نشسته بودم و حوصله جفتمون سر رفته بود. دلمون یه کار هیجان انگیز میخواست ولی ساعت ۳ بعدازظهر اونم تو بیمارستان چی کار میتونستیم بکنیم، دیگه نشستیم پای گوشیامون. ادرین .... نمیدونم چرا به مرینت شک کردم همش حس میکنم لیدی باگه🤦♂️🤦♂️🤦♂️
اخه مدل موهاش ، رنگ چشاش. وای داشتم دیوونه میشدم. باید میفهمیدم چی به چیه . تصمیم گرفتم برم از لیدی بپرسم که رابطش با اون پسره چجوریه . اگه باهاش ازدواج کرده بود و یا جدا شده بود ، مرینت نیست. از اونجایی که هم مرینت ، ادرین اگراستو میخواد. لیدی هم ادرینو میخواد، پس اگه مرینت لیدی باگ باشه به کت میگه نه چون ادرینو میخواد😯😯😯
پس اگه نظر لیدی رو در مورد ادرین بخوام ، میتونم بفهمم چی به چیه . فردا میرم پیش لیدی.. ادرین و مرینت هر جور شده سر خودشونو گرم میکنن و شب بی حوصله میخوابن اونم فقط به امید فردا. مرینت .... از خواب که بلند شدم دیدم ادرین حالش بد شده از بس صدام کرده😅😁🤣 _ مرینت تو مثلا یاید مواظب من میبودی. نه اینکه خودت بگیری بخوابی. خندمون گرفت. ساعتو نگاه کردم ۸ بود. میخواستم ادرین رو خفه کنم که انقدر زود بیدارم کرده . من که خوابیده بودم ، چرا نذاشت بیشتر بخوابم. از دست افکارم نیز خنده ام گرفته بود ، مارکو🤣🤣🤣(باز زده بودم تو فاز فلسفی )
پاشدم کارامو کردم ، دیگه ده زدیم بیرون. با چه حالتی اومده بودیم ، با چه حالتی داشتیم میرفتیم. تو راه برگشت داشتیم از سوتی هامون میکفتیم و ترکیده بودیم رسیدیم در خونمون . خلاصه خیلی خوشحال خداحافظی کردم . وقتی پامو گذاشتم تو خونه مامان بابام پریدن بغلم کرده . بعدش رفتم تو اتاق نشستم پای ماموریت مخفی😎😎😎
ادرین... وقتی رفتم تو خونه حتی بابام به استقبالم نیومد. این مرد با حس پدرانه ، شاهکار کرده😑😑😑 اخرین باری که بغلم کرده رو حتی یادم نمیاد، اصلا ولش کنم بهتره ، این که تغییر نمیکنه بدتر دارم اعصاب خودمو خرد میکنم.رفتم تو اتاق ، دلم برا اتاقم تنگ شده بود😁
نمیدونم چرا تصمیم گرفته بودم یه ذره با خودم حال کنم. به پلگ گفتم ، اونم از خداش بود. دوتایی پارتی گرفتیم ساعت ۱۱ صبح 🤣اونم به صرف کممبر🤣🤣🤣 بعدش تمام کارامو کردم . ساعت نزدیکای ۴ بود . اماده تر از اماده....
زنگ زدم به لیدی طول کشید بر داره ، ولی بالاخره برداشت. برا ساعت ۹ هماهنگ کردم. تعجب کرد که بهش زنگ زدم ، ولی مهم نیس امشب قراره شب خوبی بشه
مرینت.... اوه اوه کت الان زنگ زد . یعنی دیگه از دستم ناراحت نیس.ایوللللللل . البته اشب براش سوثرایز دارم ولی از چیزی که میخوام بگم مطمئن نیستم😑😑😑
ادرین... دیگه کم کم وسایلا رو جمع کردم . ساعت ۶ شده بود😑😑😑رفتم سر جای همیشگی و دوباره اونجا رو تزئین کردم. دوباره همون مدلی😑، کلا یه مدل بلد بودم دیگه😑😑😑. تا به خودم اومدم ساعت ۹ شد . سریع تبدیل شدم و منتظرش موندم
مرینت... ساعتو نگاه کردم. وقت رفتن بود.دفعه ی پیش که رفتم ترکوندمش🤦♀️ شاید بتونم جبران کنم 😎 تبدیل شدم و رفتم به جای همیشگی . بازم کت ترکونده بود ، امیدوارم من حداقل نترکونمش مثل دفعه ی پیش🤦♀️🤦♀️🤦♀️_سلام لیدی باگ _سلام کت . شروع کردیم به حرف زدن تا اینکه خواستم حرفمو بهش بگم _کت من تازه متوجه شدم که تو فقط یه دوست نیستی و حس میکنم که بیشتری....
ادرین ... باورم نمیشه چی مبخواد بگه .میبینم که سختشع بگه . نمیذارم حرفشو تموم کنه . از سر جاش بلندش میکنم و بهش میگم تا ده بشماره
مرینت ... تا ده شمردم و وقتی چشامو بازم کردم دوباره با کتی که گل به دست ، زانو زده بود ، مواجه شدم. ذوق کردم، کت واقعا دوسم داشت. گل رو ازش گرفتم و با یه خداحافظی کوچولو رفتم . همیشه دوست دارم انقدر مرموز برم. دوست دارم چی ی باشم که هر دفعه برای شناختش زحمت کشیده شه
ادرین... یه هو لیدی رفت و منم خیلی خوشحال به خونه برگشتم. اصلا یادم رفت که آمار بگیرم که مرینت هس یا نه ، ولی تا زمانی که حالمون خوبه مهم نیس. البته نمیتونه مرینت باشه ، چون مرینت هنوز با لوکاعه و به احتمال زیاد لیدی فقط میخواسته ردم کنه و در واقع در شرف ازدواج نبوده
امیدوارم خوشتون اومده باشههههه . نظر یادتون نرههههه
دوستان الان من بیشتر از ۷۲ ساعته که تست رو گذاشتم. نمیدونم چرا تایید نمیکنه🤦♀️🤦♀️🤦♀️ الان من باید چی کار کنم؟؟؟ من از همه ی کسانی که منتظرن و درک میکنن صمیمانه تشکر میکنم و واقعا خیلی ارزشمنده که همچین ادمایی تستم رو میخونن. از همینجا بوس به همتون 😘😘😘
دوستان گذاشتم تو تست چی منتظره تاییدم . ببخشید دیر شده😘😘😘
بار بعد از جونت نمیگذرم 😐😐😐
چرا اینقدر لفتش میدی سریع بزار دیگه
یکم بیشتر بنویس بابا خیلی خوب ولی
وایییی ممنون از همتون خیلی ذوققق کردم . اگه موافق باشین از این له بعد بریم تو سایت ویرگول . اونجا بلافاصله منتشر میشه و محدودیت نداره . حالا بیاین یه سر به اونجا بعدا بزنین شاید بریم اونور
نه خوب نیستش همین تستچی از همه بهتره
نظراتتون رو همینجا در مورد سایت بنویسین مرسی
منم میگم تستچی بهتره چون هم میراکلسی هاش بیشترن هم یه بخش جدا داره برای داستان و هم رمان هاش بیشترن پس اکثر رمان خون ها میان همینجا و هم بازدید کننده های نوجوون زیادتری نسبت به ویرگول داره که دنبال داستان و رمان باشن
داستانت خیلی باحاله
عالی🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🙀🙀🙀🙀
عالی بود❤
بعدی رو زود تر بذار
عالی خیلی خوب بود