سلام این اولین تست من هست امیدوارم خوب باشه و کمکم کنید بهتر شه
مرینت : سلام من مرینت هستم 16 ساله ام هست من 2 روز پیش مادربزگم رو توی یک تصادف از دست دادم . پدر بزرگم چون از پاریس خوشش نمی اومد میخواست مادر بزرگم رو توی شانگهای دفن کنه بخاطر همین با مامان بابام رفتن شانگهای ولی من به خاطر درس هام نتونستم . ولی من ......
آدرین : سلام من آدرین هستم و 17 ساله ام هست . پدر من اصلا بهم اهمیت نمیده و برای اینکه از دستش خسته شده بودم بهش گفتم برای من یه خونه ی جدا بگیره من به تازگی گواهینامه گرفتم . ولی من .....
خب بریم سراغ علامت ها لیدی باگ و مرینت = 🐞 تیکی = 🍬 کت نوار و آدرین = 🐾 پلگ = ⭐
شیپ های این داستان 1- لوکانت 2- مریکت 3- آدرینت 4- لوکا گامی ( اگه منظورم رو از لوکا گامی رو نفهمیدید بعدا میفهمید 😆😆😆😆)
نکته ها =👇 1- آلیا میدونه مرینت کیه 2- آلیا دیگه نمیتونه رو در رو با شرور ها بجنگه 3- برین تو گوگل فصل 4 رو ببینید میفهمید چرا این اتفاق ها افتاده
خلاصه : 🐞 هنوز دنبال قاتل مادر بزرگم بودم میگفتن قتل از عمد نبوده و خانواده منم حاضر بودن رضایت بدن چیز هایی که در مورد قاتل میدونم= 1- قاتل مادر بزرگم رو رسونده بود بیمارستان 2- نوجوون بوده پسر بوده با مو های طلایی 3- و خر پول ، چون تمام هزینه های بیمارستان رو با کمال میل پرداخت کرده بود ولی هنوز من باید پیداش کنم نمیدونم میخوام باهاش چیکار کنم بهتره اون موقع فکر کنم بهش (بریم به دو روز پیش ) 🐾 یهووووووو آخر گواهینامه ام رو دیروز گرفتم برم یه دوری بزنم با ماشین ( یه ماشین پرش داره ) آخر از دست این سایمون خلاص شدم ( اون گولاخ رو میگه راننده شخصیش 😂😂) داشتم با ماشین از جلوی برج ایفل رد میشدم که ........
ممنون که معرفی داستانم رو خوندید اگر دلتون میخواد داستانم رو کامل بنویسم اون قلب رو قرمز کنید و تو نظر ها نظرتون رو در مورد داستان بنویسید ناظر عزیز لطفا منتشر کن😘
سلام خیلی عالی بود همه چی تموم پارت بعدی رو سریع بزار و اینکه نیازی به راهنمایی نداری آخه عالی بود
ممنونم
دو تا پارت بعدی یعنی قسمت اول دوم تو راهه
فکر کنم میگه بیا بوی فرندت شم اجی
راستی من دخترم
ممنون از راهنماییت 😕😕
سلام Taha میای فرزند بشیم ... من صدرا هستم ١۴ ساله
منظورت رو واقعا نمیفهمم ؟.؟.؟.؟.؟