سلام ببخشید که دیر می زارم
سابین:از همه خواستم بیاین این جا چون یه خبر خیلی بد دارم توی اخبار خانوم شاماک گفت می خوان شهر رو از وجود خون آشام ها پاک کنن . همه: این خیلی بده ...............😱😱😱😱😱...... وای یعنی چه بلائی سر مون میاد . سابین : باید هر چه زود تر این جا رو ترک کنیم زیر زمین یه دریچه مخفی به سرزمین خون آشام ها هست باید قبل از طلوع خورشید بریم به اون سر زمین . پس
املی ، آملی ، گابریل: آندره شما باید با کمک بقیه به همه ی خون آشام ها این خبر رو بدید . فیلیکس جک و لوکا شما دریچه رو باز کنید من و بقیه هم مواد غذایی ال باقی وسایل های مرد نیاز رو میاریم.
آدرین: همه رفتن سر کار شون من به مامان و فیلیکس و ماریا گفتم بیان یه جای خلوت گفتم پس مرینت چی اونا نمی دونن مرینت خون آشامه. املی: آدرین راس میگه.ماریا : من به مرینت می گم (#مرینت تو جلسه نبود تو اتاقش خواب بود .) ماریا : رفتم به مرینت گفتم
مرینت . مرینت : چی شده . ماریا: خون آشام ها میرن یه سرزمین دیگه هیچ کس به جز من و فیلیکس و آملی و آدرین خبر نداره تو خون آشام هستی و تو رو این جا تنها رها میکنن باید یه فکری کنیم . گفت
مرینت : نگران نباش من هر جور شده میام . راستی چرا می خوایم بریم . ماریا: همه چیز رو بهش گفتم . مرینت : این خیلی بده
عذر میخوام که انقدر دیر پارت ها رو می زارم به زور بهم اینتر نت میدن 😅 خداحافظ تا پارت بعدی