سلام دوستان من اولین تستمه لطفا کامنت فراموش نشه چون همه رو میخونم و جواب میدم?❤️
سلام من دیکم.15سالمه و داخل پاریس با عمه خانم زندگی میکنم. میخواستم برم دبیرستان. رفتم پیش عمه خانم و گفتم خداحافظ خشگله?. رفتم لباس بپوشم. یک پیراهن آستین کوتاه مشکی و کراوات همرنگ باهاش پوشیدم. بایه شلوار تنگ خاکستری. یک کت چرمم پوشیدم و را افتادم
سلام من مارتام⬅️15 سالمه. سرکلاس فیزیک بودیم که پسره رسید.وایساد جلو کلاس و گفت:سلام من دیکارد گریس نم ولی شما میتونید دیک صدام کنید. ازدید دیک⬅️بعد از معرفی یک نگاه تو کلاس انداختم. دیدم یک دختره داره نگاهم میکنه. دختره خیلی خشگل بود?. موهاش طلایی بود و چشماش سبز. یکهو دیدم دستش که زیر چونش بود ول شدو خرد توی میز?. داشتم میمردم از خنده. یکهو چشمای معلمه این شیپور چی کارتون پسر شجاع(منم پسر شجاع میدیدم خو?) برق زد. گفت شما میتونی کنار... مارتا بشینی. دیدم دست دختره خورد تو جامدادی و وسایلش ریخت. داشتم میمردم از خنده. اگه یک اتفاق دیگه می افتاد دیگه میرفتم بهشت زهرا(نفهمیدی چرا گفت بهشت زهرا?. ولش کن برو بقیه رو بخون).
از دید مارتا⬅️پسره اومد پیشم نشست. کتش رو که در آورد دیدم چه هیکلی داره. خدایا هرکولم این هیکل رو توی این سن نداشت? رو مچش یک دایره
از زبون مارتا⬅️خدایا هیکل هرکول پیشش کم بود?دور مچش یک خالکوبی به شکل مار بود و و از مچ تا بازوش هم یک چیزی مثل دم خالکوبی شده بود.
از زبون دیک⬅️دیدم دختره داره به خالکوبی ام نگاه میکنه. ?تازه پشتم رو اگه میدید کف بر میشد(نمیگم چی خالکوبی شده?) کلاس که تموم شد راه افتادم سمت خونه.
از زبون مارتا⬅️بالاخره کلاس تموم شد و راه افتادم سمت خونه. سارا تو گوشم گفت(عشق در نگاه اول مارتا خرس تنبل?)گفتم:(گفتم چی میگی بابا?). گفت انکار نکن کفتر عاشق?) گفتم خیلی بدجنسی?
پیچیدیم تو کوچه که دیدم...
از زبون دیک⬅️داشتم میرفتم خونه که صدای جیغ شنیدم. سریع دویدم اون طرفی دیدم یکی میخواد به زور چاقو گوشی مارتا رو بگیره(هی پرو نشید گفتم مارتا ها همینجوری تو ذهنم موند?) داد زدم. بیا با هم قد خودت در بیفت عوضی?. گفت باشه. یهو ناقافل چاقو رو کوبوند رو دستم. بعو کوبوند تو شکمم?
از زبون مارتا ⬅️ دیدم دیک از خودش دفاع نمیکنه. زنگ زدم پلیس ولی دیدم آنتن نداره?. دیدم یارو در رفت. رفتم سراغ دیک. دیدم افتاده زمین و دورش پر خونه?. دیدم بازهم آنتن ندارم زنگ بزنم آمبولانس ?. وای حالا خه خاکی به سرم بریزم. ????
از زبون دیک ⬅️ دیدم دختره بالای سرم وایساده. آخرین توانم و جمع کردم و گفتم برو خونه. بعد بیهوش شدمو افتادم. از زبون مارتا ⬅️ دیدم داره میمیره آخه خدااا کمک کن???
بابا کامنت بدید بدونم کیا میخونن
داستان خوبی بود حتما ادامه بده👌🏻🤗
بچه ها پارت 2 رو گذاشتم درحال برسیهه حتما کامنت فراموش نشه 😍
بعدی بزار مگرنه.... شوخی کردم ادامه بده ولی چندتا ایراد داشت
1_ نمیگفتی داخل پاریس چون شبیه میراکلسه
2_ ایکاش بدنش خالکوبی نداشت
عالی دمت گرم
11 نفر انجام دادید بدون نضر من همیشه منتظر نظرم و تا 3 تانظر نزارید پارت بعدیو نمیزارم
سلام نویسنده ی تستم بچه ها این علامت سوال ها قرار بود استیکر باشه نه علامت سوال اگه خوب بود بگید ادامه بدم یا نه