سلام دوستان اینم از پارت جدید خواستم بگم دوستان عاشقانه میکنم ولی از همین اول نمیشه حالا خیلی موارد داره این خیلی هم هیجانی هست و خیلی ممنون شدم که اون چند نفر نظر خودشون رو گفتن خیلی سپاس گزارم.
از زبون ادرین:از wc در اومدم رفتم پیش پسرا بهشون گفتم اون دختره همون دختی هست که چند وقت پیش دزدیده بودیم (ادرین اینجا خلافکار هس و چیز های ارزشی مثل ولالماس یا پ های بانک رو یا وسلیل موزه رو میدزده و.....)بعد گفتم بچه ببینین یه موزه هست که یه تابلو خیلی ارزشمند رو از ایتالیا اوردن به موزه دیریا (اسم رو از خودم در اوردم:joy_cat:)ما باید شنبه هفته بعد عملیات این تابلو رو انجام بدیم، نتنین گف داداش حالا نقشه چیه ?گفتم حالا بمونه :smiling_imp:بعد فیلیکس گفت باید خیلی دقت کنیم این موزه تقربا ۷۰ تا نگهبان داره خندیدم گفتن هه این که برا ما چیزی نیس(اعتماد به قفس?)فیلیکس گفت ببین یادت نمیاد به خاطر اون الملس کم مونده بود جونت رو از دست بدی گفتم اون فقط یه اتفاق بود?نینو گفت خب که چی اتفاق بوده معلومه که هر چیزی اتفاق میفته تو رو خدا از این خل بازی هات دست بردار:unamused:
از زبون ادرین باشه باشه حق با شماست . از زبون مرینت از wcدر اومدم رفتم پیش الیا گفتم بخشید دیر شد الیا گفت اشکال نداره ماریا ، به الیا گفتم بیا بریم خسته شدم ایا گفت اوک . از زبون ادرین به پسرا گفتم پاشی پاشین بریم که دیدم اون دختره داره با دوستش میره به پسرا گفتم حاضرین یکم نمک بریزم ، نینو گفت نکنه داداش تو عاشق دختره شدی گفتم خفه شو نینو گفت باشه بابا چی فتم مگه . گفتم بیاین بیان نیونو رفت پیش اون دخرا گفت میخواین ما حساب کنیم اون دختره که دوستش بود گف لازم نکرده منم گفت خانما چرا تعارف میکنید اخه اون دختره که موهاش سرمه ای بود اومد جلو و یه لگد زد از پام گفت گفتیم که لازم نکرده.............
از زبون مرینت : از کافه اومدیم بیرون الیا گفت دختر اون ها رو میشناسی گفتم اره الیا گفت خبببب از کجا منم مجبور شدم حقیقت رو بگم کل ماجرا رو گفتم الیا گفت وای خدای من گفتم خب من میرم خونه خودم نمیای گفت نه میرم پیش مامان بزرگم گفتم باشه یه تاکسی گیر اوردم و رفتم خونه بعد از چند دقیقه رسیدم خونه پیاده شدم وفتم تو خونم خیلی خسته سده بودم رفتم تو اتاقم و خواستم بخوابم که عکس پدر و مادرم رو دیدم راستش من توی این دنیا غیر از این خونه هیچ کس رو ندارم رفتم عکس رو برداشتم پدر رو مادرم سال ها پیش که من 15 سالم بود تصادف کردن و مردن با خوردم گفتم هیییییی اینم سر نوشت من بوده سرم رو گزاشتم تو تخت و خوابیدم.........
فردا صبح: از زبون مرینت از خواب بلند شدم رفتم پایین انروز نمیدونم چرا شنگول بود.........
رفتم در یخچال رو باز کردم شکلات صبحونه رو گزاشتم روی میز و نون تست برداشتم رفتم پذیرایی و تلوزیون رو باز کردم داشت اخبار میداد گزاشتم بمونه داشتمبم نون رو میخوردم که یه خانم گفت ثبت نام برای جاسوسی شرکت lkw شروع شد افرادی میتواند که ثبت نام کنند از که از 17 سال به بالا باشند این افراد برای جاسوسی ین شرکت باید کار کند و دزد هایی مثل گروه hb که اینم نمنه از عکس گروه hb اون چیزی رو که میدیدم باور نمیکردم....
از زبون ماریا : اون پسره که من رو دزدیده بود یکی از بزرگترین دزد های شهر پاریس بود بعد خانمه گفت برای ثبت نام امروز ساعت 11 صبح به شرکت جاسوسی بیان و کد ملی در همراه خود داشته باشند در این شرکت چند تست میگیرند و اگه قبوا بشن انها یکی از جاسوس های این شرکت میشوند........
با خودم گفتم برم شاید قبول شدم ولی من خیلی هم نباید امید وار باشم بابا اصلا قبول نمیشم.......
از زبون ادرین : تو خونه نینو بودیم که پدرم زنگ زد پدر من سر دسته گروه ماست و ما با حرف های اون کار میکنیم ،؛ گوشی رو برداشتم گفتم بله بابا گفت بچه ها رو زود بردار بیا اینجا گفم چرا گفت میفهمین زود بیاین به بچه ها گفتم زود پاشیم بریم نتنین گفت اقای اگرست چی میگفت گفتم خودم هم نمیدونم باید بریم از خونه خارج شدیم سوار ماشین شدیم ما گروه 5 نفره هستیم من ئ نینو و مارک و نتنین و در اخر لوکا رسیدیم خونه بابام در زدیم و رفتیم تو بابام تو سالن بود گفت یه اتفاق خیلی مهم افتاده.....
پدرم گفت شرکت جاسوسی شروع کرده برای ثبت نام دانشجو برای جاسوسی لوکا گفت این خیلی بده الان چیکار کنیم پدرم گفت خودم میدونم برای همین شمارو به اینجا دعوات کردم که درباره اش حرف بزنیم/..........
خب بچه ها امید وارم دوست داشته باشید راستی بچه ها مرینت و ادرین عاشق هم میشن نگرا نباشید و خواستم این رو هم بگم بچه ها که روبیکا داره من پیجم تو روبیکا میر اکلسی هست نام پیجم @ladynoir_wx اگه خاستید فالو کنید . بچه ها با نظر هاتون من رو خوشحال میکنید خیلی پارت بعد رو هم سعی میکنم زود بزارم.
چرا لوکا رو قاطی کردی 😭😭
بچه ها به خدا قسمت بعدی رو گزاشتم وای تست هنوز قبول نکرده😭😭😭😭😭😭😭😭😩😩😩😩😭😭😭
این بهترین و قشنگ ترین داستانی هست که من تا حالا خوندم❤️❤️?❤️?❤️???????????❤️❤️
پس چرا بعدی رو نمیزاری؟???
این یه داستان متفاوته من دوست دارم بعدی هاش رو هم خیلی خیلی زود بزاری منتظرم????
راستی داخل روبیکا هم دنبالت کردم❤️❤️بخاطر این داستان قشنگت لطفا لطفا بعدی رو هم زودتر بزار ????????❤️?❤️
مرسی??❤️❤️
یتنظر. یگه دارم اگه مرینت ادرین بگیره اون وسط فیلیکس میاد عاشق مرینت میشه ادرینم که فعاشقشه بعد از ادرین فرار میکنه مرینت میو فته دنبالش این ۲پسر عمو اگه خوی داستانت پسر عموان باهم درگیر میشن مرینت ادرین باهم میشن اما یادم تازه وارد تویجاسوسی عاشق مرینت میشه واز اینجوریا دیگه منمیگم داستانو همین جوری ادامه بده اما ادرین باید توی یجای به مرینت بگه که من ترو دوست داشتم اما من الان تورو دوست ندارم عاشقتم قبلش اینو میگه که هه من دنبال توبودم بگیرمت بدزدمت الان تو میخوای منو دست گیر کنی ببری بعد این حرف میگه بعد از یطرف ادرین خوب میشه به ججاسوسا میخواد کمک کنه اما میخواد از کارا شون سر در بیاره مرینت میفهمه بعد مرینت تمام چیزارو میگیره که دزدی کردن بعد لوکا هم عاشق مرینت میشه اما مرینت لوکارو نندیده اما میدونه که برادر دوستشه یجوری اینجوری میشه جواب بده
ببین اگه میشه تونخون داستان دوست منو میدونم لایلا دوست من نیست امتا من مسل دوستم حصابش میکنم بعدم داداش ارضه داری برو بنویس ببینم چجوری مینویسی
خب معلومه بد مینویسی من ۱۰ یپارت نوشتم اما تستچی قبول نکرده خب حالا داستانت عالیه خیدلی خوبه میدونی چرا چون تو مینویسی بعد ینظر دارم نارا حت نشوکاشکی مرینت و ادرین از نیویورک برمیگردن خب هواپیما سقوت کنه فرتموشی بگیرن خب فیلیکسم مثلا بوده قسمت یا پترت ۳۶ ۳۸اینا یادشون بیاد کین و مامان بابای مرینتم نمرده گابریلم دربهدر دنبال مسرشه ولی همهی اونا از پاریس رفتن فقط همین چند نفر از خوانوادشون مونده
جوازگب ممو بده من خیلی از داستانت خوشم امد اما یچیزی هدس میزنم مرینت قبول میشه ادرینو میگیره باور کن اگه اتفاق نیوفتاد من میدانم?????من یک عالمه رمان خوندم و این قشنگ ترینه اها بقییشون چیه هی کشف هوبت میشه
راستی من نمیتونم رمانمو توی تستچی بگم میدونی چرا?????????
سلام خیلی ممنون??
اره خب به ذره نو گفتی شبیه?
و عزیزم تو باید قسمت ساختن تست رو بزاری?
بچه ها سوالی داشته باشید درخدمتم.
ممنون میشم نظرات خودتون رو بگید
ترو خدا دوتا پشت سر هم بزار من توی همه ی تست هات شرکت میکنم فقط زود زود بزار
عالی