دوستان ایپارتی بار پاک شده به خاطر همین مجبور شدم دوباره براتون بذارمش و اینکه دوستانی من ناامید شدم چون که قبلا رمانم حدود ۲۰۰بازدید داشته و حدود ۳۰ تا نظر ولی پارت ۶ با اینکه ۵یا۶ روز هم گذشت باز هم فقط ۸۰ بازدیدکننده و ۲۲ تا نظر بود ??
بالاخره رسیدیم من مستقیم رفتم سمت منشی اونجا و ازش پرسیدن دادگاه آرایکس اس میلر توی کدوم اتاقه جکسون اومد پشتم و دستم را گرفت و گفت نگران نباش از اون طرف و بعد با دستش به یک طرفه راهرو اشاره کرد من بدو بدو رفتم سمت دادگاه? میخواستم برم تو که یهو جکسون گفت صبر کن من اول باید بهشون اطلاع بدم که تورو آوردم? گفتم فقط زود باش لطفا?
از زبان آراکس: یه پلیس اومد و گفت جناب قاضی لونا کارتر اینجاست منتظر شما صداش کنید. من یه لحظه شوکه شدم دلم نمیخواد لونا منو رو تو این وضعیت ببینه من می دونستم که قاتل نیستم ولی باید ثابتش میکردن و امیدوار بود مدونا بتونه کمکم کنه? قاضی منو صدا کرد و گفت آقای اسمیلر اونجا چه اتفاقی افتاد بلند شدم و با استرس گفتند همه چیز داشت طبق برنامه پیش می رفت تا وقتی که من صدای جیغ یک نفر رو شنیدم دویدم که کمکش کنم? وقتی وارد اتاق شدم اون دختر رو دیدم ولی داشت ازش خون می رفت ?تلاش کردم که کمکش کنم ولی خودم حالم بد شد پسرم خورد به لبه میز و اصلاً دیگه نفهمیدم چی شد. بازی با شنیدن حرف های من یه جوری شد ولی بعد روبه کمیسر کرد و گفت لونا کارتر رو به سمت داخل راهنمایی کنید? من شوکه شدم میخواستم ببینم عکس العملش چیه ولی هیچ کاری نمی تونستم بکنم فقط باید ساکت موندم?
از زبان لونا : کمیسرجکسون منو صدا کرد و منم رفتم داخل اولین چیزی که توجهم را جلب کرد آراکس بود سمت راست صورتش بخیه خورده بود در همونجایی که اون موقع زخمی بود دلم براش سوخت نمی خواستم تو اون وضعیت باشه حقش نبود که به عنوان مجرم بیاد تو دادگاه? رفتم جلو قاضی گفت : خانم لونا کارتر شما به میل خودتون اومدین اینجا؟ گفتم بلههههه خودم اومدم? قاضی گفت بسیار خوب موضوع از دید شما چگونه بود آیا چیز خاصی دیدید که نظرتون رو جلب کنه؟ من میدونستم که آراکس قاتل نیست اما میدونستم چیزایی که من دیدم دلیلی برای اثباتش نیست ولی باید همه چیزو میگفتم☹️ پس شروع کردن به حرف زدن و کل چیزایی که میدونستم رو از اول تا آخر گفتم و آخر حرفم به قاضی اطمینان دادم آراکس قاتل نیست. ? داشتم حرف میزدم که یهو یکی پرید وسط حرفم و گفت آقای قاضی بهتون گفتم پسر من قاتل نیست‼️
یه لحظه شوکه شدم صدا را دنبال کردم و دیدم الیور اسمیلر داره حرف میزنه ... شوکه شدم پدر آراکس از اسپانیا آمده بود رم? اینکه یکی از بزرگترین بازرگان های دنیا رو توی دادگاه آراکس ببینم برام خیلی جالب بود ولی خب بالاخره پدرش بود و قاعدتاً باید توی دادگاه پسرش حضور میداشت?? بازی بعد از حرفای من به فکر فرو رفت و بعد از کمی مکث چکش رو کوبید رو میز و گفت رای دادگاه همه بلند شدیم استرس داشتم امیدوارم میشه البته با اینکه میدونستم بی گناه? به چهره آراکس نگاه کردم من نگران و نظر می رسید اما نمیدونم این نگرانی به چه دلیل بود. قاضی گفت با توجه به حرف های حوضار و ادعای متهم به بیگناهی و اینکه متهم و مقتول هیچگونه ارتباط یا شناختی از هم نداشتند آقای آراکس اسمیلر آزاد شده و تبرئه می شود? یه نفس راحت کشیدم و خودم گفتم بالاخره من آراکس به هم رسیدیم و دیگه هیچ چیز نمیتونه جدامون کنه. قاضی از دادگاه رفت بیرون جکسون گفت باید آقای اسمیلر رو برای امضا کردن چندتا فرم ببرم . گفتم یه لحظه صبر کنید و بعد دویدم آراکس و بغل کردم? گفتم دلم خیلی برات تنگ شده بود آراکس گفت این من بودم که دلم برات تنگ شده بود ، ممنون که جونمو نجات دادی تو واقعاً یه فرشته ای ? با اون حرف آراکس داشتم از خوشی میمردم اون فوق العاده بود ...
آراس رو که بردن دیدم الیور اسمیلر داره میاد سمتم بگم هیجان زده شدم ولی به میدان آمد و گفت تعریف تورو از آراکس شنیدم به نظر میاد دختر خوبی باشید اما شما باید درک کنید که شما نمی توانید با هم باشید حتی اگه بخواهید هم شرایط اجازه نمیده چون آراکس بعد از این که آزاد شده مستقیم با من به اسپانیا برمیگرده و ادامه زندگیش رو پیش من،مادر و برادرشه☺️ ... انگار یکی پا گذاشتم رو قلبم خیلی ناراحت و شوکه شده بودم اگه آراکس برگرده اسپانیا من باید چیکار میکردم ? یکم بغضم گرفته و بغض گفتم اما آخه چرا ما هم دیگه رو دوست داریم چرا اون مخواد بره?؟ الیور گفت نمیخواد بره از دست تو نباید ناراحت باشی این منم که با خودم ببرم اون حتی نمیدونه که من می خوام ببرمش? لطفاً زیاد به پسرم نزدیک نشو بخاطر خودت میگم چون وقتی امروز با من به اسپانیا برگرده این خودتی که اذیت میشی... دلم میخواست بمیرم?
یک ساعت بعد از زبان آراکس : بعد از امضا کردن کلی فرم بالاخره کارم تموم شد میتونستم برم ? اتاق رئیسپلیس که اومدم بیرون پدرم جلوم سبز شد گفتم پدر اینجا چیکار می کنی الیور گفت خب معلومه دیگه اومدم که با هم بریم گفتم کجا گفت خونه پیش مادر و برادرت گفتم چییییی‼️? الیور گفت ازت می خوام برگردی اسپانیا پیش من و بقیه خونوادت ...یه لحظه هنگکردن نمیدونستم الان باید چیکار کنم گفتم اما اما لونا چطور اون چی؟? پلیور گفت مطمئن باشید بدون تو هم از پس خودش برمیاد گفتم اما من نمیتونم اونو ول کنم من دختر دوست دارم اولیور گفت اراکس خودتم میدونی که تو اون نمیتونم هیچ وقت با هم باشید اون لیاقت تورو نداره‼️ عصبانی شدم گفتم چی این منم که لیاقت تورو ندارم اون دختر یه فرشته به تمام معناست... پدرم گفت : خودت میدونی که باید با من بیای اگر خودت با پای خودت نیای، من مجبورت می کنم? پس بهتره به خودت بیای من خوبی خودتو می خوام تو با دختر خوشبخت نمیشی? ناراحت شدن اما پدرم راست میگفت چه بخوام چه نخوام منو با خودش می برد پس بهتر بود که خودم با پای خودم برم ...
پدرم دستم رو گرفت و با هم از اداره پلیس اومدیم بیرون میخواستم برم سوار ماشینم((همون پورشه زرده ?)) شم که پدرم دستم رو گرفت و گفت بیا با ماشین من بریم، به یکی از رانندهها میگم ماشین رو بیاره?? سرم رو تکون دادم و رفتم سوار ماشین شدم پدرم هم نشست کنارم این که بدون خداحافظی از دنیا جدا شم برام خیلی سخت بود من حتی از تشکر من کردم اون جون من اجازه داده من دارم ترکش می کنم?? اگه یه راه هم وجود داشت که بهش برسم حتما آن را امتحان می کردم اون دختر واقعاً چیز فوق العاده بود حیف که زود از دستش دادم?...
از زبان لونا : صندلی نشسته بودم گریه میکردم دلم نمیخواست ازش جدا شم? همینجوری داشتم گریه میکردم یه دفعه دو تا ماشین از کنارم رد شدن یکیشون یه ماشین مشکی مدل بالا بود یکی پورشه زرد آراکس ? اون داشت میرفت ت ناراحت شدم مثل دیوونه ها دویدم کنار خیابون سریع تاکسی گرفتم ازش خواستم چه سریع تر بره فرودگاه رم ... باور نمی شد آراکس بدون خداحافظی داشتمیرفت... شادی دلیلی داشت ولی تقریباً از عصبانی بودم? تو ماشین فقط به رفتنش فکر میکردم بدون خداحافظی رفت و من از این موضوع خیلی ناراحت بودم برام سوال بود که چه جوری راضی شد بره اینا چیزایی بودند که تو مسیر راجع بهش فکر میکردم از شیشه بیرون رو نگاه کردم ماشین آراکس رو ندیدم ?به راننده گفتم اون پورشه زرد که داشت جلومون می رفت کجاست؟راننده گفت خیلی وقته از ما جلو افتاده??♂️ داد زدم چییییی؟و بعد گفتم میشه لطفاً سریعتر برید راننده گفت متاسفم ما توی محدوده سرعت میتونیم رانندگی کنیم جزو قوانین تاکسی های رم هست و اگه ازش پیروی نکنیم جریمه میشیم☹️...
بلاخره بعد یه ساعت رسیدیم ... دویدم تو فرودگاه از راهنماها پرسیدم هواپیمایی که آقای آراکس اسمیلر باهاش پرواز داره کجاست؟یکی از راهنما ها به کامپیوترش نگاه کرد و با کمی مکث گفت متاسفم همچنین فردی تو مسافرها وجود نداره گفتم چی امکان نداره اون الان باید سوار هواپیما شده باشه من باید حتما باهاش صحبت کنم لطفاً کمکم کنید?? راهنما دوباره به کامپیوترش نگاه کرد و گفت آقای الیور اسمایلر همین الان با هواپیمای شخصی شون پرواز کردن هواپیما احتمالا الان باید توی باند باشه متاسفانه دیگه نمیتونید کسی رو ببینید? گفتم نه حتما باید ببینمش خیلی مهمه بعد با عجله گفتم خب پس باند کجاست؟راهنما با دستش به طرف اشاره کرد منم بدو بدو رفتم سمت باند ...رسیدم به یه پنجره قدیمی خیلی بزرگ از اینجا بانک کامل معلوم بود که هواپیمای کوچک به گوشی پارک بود دقت که کردم دید ما را کسر سوارش میشه محکم می زدم به شیشه تقریباً دیوونه شده بودند را صدا میکردم اما نمیشی در لحظه آخر لحظه نگاهش به من افتاد بعد با یه قیافه خیلی غمگین سرش و انداخت پایین و سوار شد یه جورایی حالم گرفته شد این خودش میخواست بره؟ اون منو ترک کرد ؟خیلی عصبانی بودم از خودم، از آراکس، از همه عصبانی بودم ...
گوشه نشستم و شروع کردم به گریه کردن نمیدونستم باید ناراحت باشم یا عصبانی شاید جفتش واقعا اعصابم خورد بود نمیدونستم باید چیکار کنم فکر اینکه آراکس منو ترک کرد و دیگه قراره ببینمش دیوونم میکرد?? دور و برم رو نگاه کردم همه داشتم نگاه میکردم اما اهمیت ندادم و سرمو انداختم پایین و آروم اشک ریختن تو حال خودم بودم که یهو...
خیلییی عاشقانه باش
سلام عالی یه جاهاییش را گزینه ی 1 بکن و یه جاهاییش هم گزینه ی 2
عالی عالی عالی🌸🌸🌸
عادی و می خوام حالا که آراکس رفته لونا یه دختر قوی بشه و از عشق بیزار بشه اما بعد از چند سال سر یه اتفاقی دوباره آراکس رو ببینه ولی نشناسه اما آراکس لونارو بشناسه و بعد .......
دیگه چیزی به ذهنم نمی رسه خودت بقیش رو بنویس?
۱???داستانت خیییییییلی خوبه خییییییلی عالیه حتما بعدی رو زود بزار وگرنه میکشمت?????
?داره بررسی میشه
سلام خیلی باحاله من تازه با داستانت آشنا شدم ممنون کاشکی میراکاس بذاری بعدش واقعا با بهار خیلی خوب مینوشتی این دفعه خودت تنها بذار اگه میتونی بعد این داستان لطفا?
سعیم رو میکنم ممنون❤️❤️❤️
خیییلیی زیاد عاشقانه باشه