سلام تشکر میکنم بابت این که حمایت هاتون عالی بود اینم همجوری حمایت کنید ممنونم 💚💚 لطفا منتشر کن ناظر ممنونم انچه در این قسمت خواهی دید: دستاش مصل یخ بود یهو افتاد...😰 هوی خوشگله دستم رخم شده بود😰 😰😰😰😰😰
انچه گذشت: من میدونم مادر پدرم کینان. کلاه : نمیییدونم دامبلدو: نمیشه کلاه: باهوشی روینکلا مهربانی هاپلپاف شجاعت گریفندور اتش جنگ اسلسرین . تو خیلی با پدر مادرک فرق داری امیرا
کلاه ازم پرسید: خودت کدومو می پسندی دخترم؟ تو دلم گفتم: گریفندور لطفا لطفااااا نمی خوام تو روه مادر و پدرم باشم . کلاه : پس.............. گریفندوررر همه دست زدن دراکو گفت: اه . حالا شانس اون پاتحححححح بیشتره .
یادییممم رفت کج بودم . اممم همین دیگه ت گریفندور افتادی 🙂 امیرا: بعد از چشن میخاستم برم تو تختم که یهو هری رو دیدم گفت : اممم.....س.سلام امیرا چیزه ... تووو... امیرا: من چی؟ هری: هیچی. اسمت قشنگه معنیش چیه؟ گفتم: بانو حاکم زیبایی هست از زبان هری: تو دلم گفتم: اره حاکم قلب من لبخند زدم و رفتم
از زبان امیرا: رفتم ت رخته خوابم . خوابم نمی برد رفتم بیرون یکی رو دیدم مو بلوند بود فهمیدم کیه مالفویه . نرفتم پیشش{ هر فکردین میرین؟🤭} اون یه اسلسرینیه منم گریفندوری پشتم بهش بود نگاهی رو روم حس کردم رومو برگردوندم مالفوی بود. گفت : با اون پاتح خوش گذشت؟ گفتم : مالفوی من باهاش حرف نزدم . گفت : پس حرفاتون دم خوابگاه دخترا چی بود؟ گفتم : تو فارگوش وایسادی؟ گف : جوابمو بدهههه تو دلم گفتم: صداش جدید و ترسنام بود گفتم: اون معنی اسمم رو پرسید ببهشد مالفوی من باید برم دستمو گرفت و گفت: فردا تو سرسرا میبینمت بعد از کلاسا اه نیای بد چیزی سرت میاد. ترسناک شده بود جوابی ندادم و رفتم
صبح تمم کلاسامو رفتم. دراکو بهم گفته بود برم سرسرا نمیدونم برم یا نرم به هرماینی خبر دادم گفت: هرچی شد من پیشتم هرچی گفت بهم بگو سرمو به نشان تاکید تکون دادم. رفتم سرسرا .........
دراکو اونجا نبود فقط کراب و گویل 😐 اونا منو دیدن اومدن سمتم. کراب : هوی خوشگله ت با ما میای 😐 دراکو دستور داده د رود خونه باشی حاال و حوصله دعوا نداشتم باهاشون رفتم دستمو محکم گرفته بودن صبحانه هم نخورده بودم. دستم زخم شد انقدر محکم گرفتن
وقتس رسیدیم اونا هلم دادن و دستامو ول کردن😐 درامو پای درخت بود . اومد نزدیک بهم به صورت ترسناکی نگاه کرد. نگاهشو رو دستم انداخت پرسید: دستت چی شده؟ - هیچی - کبود شده زخم هم شده. به کراب و گویل نگاه کرد و گفت: قرار نیست شکنجش کنید که دستمو اورد بالا به دستم دست زد گفت :
دستت مثل یه تیکه یخهه! ردگت پریده! تو چته امیرا؟؟ - خو... - دروغ نگو اصلا خوب نیستی از زبان دراکو: یهو افتاد ..........
اقا جان کاااااااااات😐😂😂😂 هی هی 😂 جای حساس کات کردم 😂 تا لایک کنید و فالو به امید 100 تایی و 120 تایی مون با 6 لایک و 6 کامت مثبت ادامه مینویسم و اینکه پارت قبل حمایت از نظر لایک کم بود 11 تا به15 برسونین منو شاد کنید صواب کنید😂 برو چالش داریم
چالش: به نظرت چشت شده؟هیچیم نی فقط چون صبحونه نخوردم ضعف کردم
چالش 2: از داستانم خوشت میاد؟ خوشم بیاد ؟آره قشنگه استعدادش رو داری❤
چالش 3: دراکو چی میخاسته بهت بگه؟نمد😑
تنکس پارت بعدی ت برسیه
هر چقدر هم که با پدر و مادرش فرق داشته باشه بازم اون وارث اسلیترینه
اصلا چرا همه فک می کنن همه ی اسلیترینی ها بد هستن؟
بودن تو گروه اسلیترین به این دلیل نیست که حتما تو شرور و بد هستی
ولی بهرحال این داستانه تو هست
و جور که خودت دوست داری باید بنویسیش
مهم نیست که این داستان چه جوریه ولی بازم من میخونمش
امیدوارم موفق باشی و از حرفام ناراحت نشده باشی
معلومه که اسلسرینا بد نیستن عزیزم فقط اون نمی خواسته بگن که این مصل مادر و پدرش هست و اینا و خودش دوست داشت تو گریفندور باشه تا قضاوتش نکن شخصیت های داستان
عر بعدی رو بذار
لایک ها و کامت ها به 6 برسه چشم
وارث اسلیترین تو گریفیندور🤨😒
پارت اول خوب بود ولی ای پارت...😑
امیرا با پدر و مادرش فرق داره
چالش: به نظرت چشت شده؟ پدرم با من روابط ذهنی گرفت
چالش 2: از داستانم خوشت میاد خوشم اومد ؟ عالی بود
چالش 3: دراکو چی میخاسته بهت بگه؟ خیلی خوشگلی
بعدی لطفا
وقتی 6 تا لایک شد حتمااا عزیزم
سلام عزیزم
عالی
چالش: به نظرت چشت شده؟ قطعا پدرم روابط ذهنی گرفته بود و من غش کردم
چالش 2: از داستانم خوشت میاد؟ خوشم بیاد ؟ عالی بود
چالش 3: دراکو چی میخاسته بهت بگه؟ تو خیلی خوشگلی
ممنونم عزیزم