سلام سلام،اومدم با پارت ۸ . راستی اینقدر ایده هاتون خوب بود که کلا یادم رفت چه بلایی سر کارکتر ها میخواستم بیارم،ولی از الان بگم اگه دنبال یه داستان پر از عشق و عاشقی میگردین،داستان من خیلی براتون مناسب نیست?
مرینت... دیگه به بیمارستان رسیدم و به سمت اتاق ادرین رفتم ، همینطور که داشتم میرفتم یه هو دیدم پرستار جلو در اتاق داره با ناتالی حرف میزنه . جلوتر رفتم که دیدم پرستار داره به ناتالی میگه حال ادرین خیلی بده و نمیشه که یه هو این شکلی شده باشه و از ناتالی میخواست که بهش بگه ادرین از کی اینطوری شده و چرا این قدر طول کشیده که بیارنش بیمارستان ،ناتالی هم دستپاچه شده بود . جلو رفتم و گفتم که من پیش ادرین بودم و فکر کردم خوابه ولی غش کرده بود و ما به محض اینکه فهمیدیم آورديمش ...
رفتم تو اتاق ادرین و درو پشت سرم بستم که صدا های بیرون ، تو نیاد. روی صندلیه کنار تختش نشستم و سرمو چسبوندم به دیوار و به ربع به هیچی فکر نکردم. دیدم ادرین داره کم کم چشماشو باز میکنه . واقعا از ته دل خوشحال شدم، دیگه قرار نیست دوباره از دستش بدم... دیگه حواسم بهش هست ، قراره جایه همه رو پر کنم...
میخواد که حرف بزنه ولی نمیذارم ، هنوز حالش تعریفی نداره، لبخندی میزنم و با حالت خاصی به ادرین نگاه میکردم و اون فقط ناراحت تر میشد ، انگار با چشمام یاداور اتفاق تلخی بودم که براش افتاده بود . خلاصه دوباره داشت اتاق تو فاز غم میرفت که سریع حرکتی به خودم دادم? باهاش شوخی میکردم و دستش میانداختم و اون فقط با بغضی که ته گلوش بود ، بی صدا میخندید. یه هو یکی در زد...
من گفتم بفرمایید و با تعجب به کسی که در میومد تو نگاهمو دوختم. کاگامی بود ... الان فقط اینو کم داشتیم?♀️?♀️?♀️ وایسا ببینم . کاگامی انتخاب ادرین نبود??? چون ادرین با دیدنش ناراحت نشد. یعنی یکی به جز کاگامی تو زندگیه ادرینه??♀️? همه ی اینا تو ۵ ثانیه از تو سرم رد شد?♀️?♀️?♀️
از جام بلند شدم و به کسی که نه باهاش راحت بودم و نه دشمنش ، سلام کردم و از اتاق بیرون رفتم که اونا باهم باشن، عملا با ناراحتی رفتم بیرون. یکی نیست بگه تو که میخوای حال ادرین خوب باشه پس چرا این طوری شدی?♀️?♀️ بگذریم ، اصلا این کاگامی از کجا فهمید ادرین اینجاست؟؟؟؟???خلاصه با این افکار از ساختمون زدم بیرون و رفتم محوطه. ساعتم رو نگاه کردم ، ۸ بود ولی چون تابستون بود هوا روشن تر از روشن بود . یه گوشه حیاط رفتم و همینطور راه رفتم و با تیکی حرف زدم . یه هو دست یکیو روی شونم حس کردم. یه جور برگشتم فکر کنم طرف هم سکته کرد . پشتم....
لوکا بود???این از کجا پیداش شد.عصبی بود و منم حوصلش رو نداشتم قبلا هر موقع حوصله نداشتم میرفتم سراغش ولی الان ازش فرار میکردم. اومدیم حرف بزنیم ، یه هو حجم عظیمی از خبرنگارا که داشتن از بیرون میومدن رو دیدم... کمه کم ۱۰۰ نفری بودن، صد در صد واسه ادرین اومده بودن. میدونستم اکه تا ۶۰ ثانیه ی دیگه تو اتاق ادرین نباشیم دیگه شانسی برای ورود به اتاق با این همه جمعیت نداریم?♀️?♀️?♀️
خلاصه عین باد ، دسته لوکا رو گرفتم و دوییدیم که اگه یکی میدید میگفت زلزله اومده، البته بماند چیزی که ما دیدیم دست کمی از زلزله نداشت?♀️?♂️?هر جور بود رفتیم تو ساختمونو یه هو پریدیم تو اتاق ادرین . فکر کنم سکته کردن.بلافاصله پشت سرمون راهپیمایی شد ????ما هم درو بستیم و پشت در نشستیمث فقط محض احتیاط. این اتفاقا باعث شد همه یه هو بزنیم زیر خنده.اونقدر خندیدیم که کاگامی ولو شده بود و منم دل درد گرفتم هر چی میکشیم از محبوبیته ادرینه?♀️?یاد اونروز افتادم که باهاش از ذست طرفدارا در میرفتیم . کاشکی زودتر خوب شه ، حاضرم تا ماه باهاش فرار کنم???
لوکا تا وضع ادرینو دید فهمید چرا اعصاب ندارم?♀️?♀️?♀️ دیگه اصلا عصبانی نبود دوباره شد لوکای خوده خودم? از رو میز کنترلو گرفتم و به ادرین گفتم بذار ببینم به چه سرعت خبر پخش شده ? تا تلویزیونو روشن کردم تیتر اخبار شد : ادرین اگراست در بستری بیمارستان به سر میبرد ، هنوز علت این موضوع مشخص نشده.?♀️?♀️?♀️ قیافه ی ما :???♀️?♀️?♂️?♂️??چه سریع خبرا پخش شددددد... خوده ادرین هنگ کرده بود??? و ما فقط میخندیدیم
خب دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه . در داستان اشاره کردم که قبلا ادرینو مرینت با هم فرار کرده بودن که متعلق به قسمت شرارت بادیگارد ادرینه . راستی بگم اینا دانشگاه میرنا ، فقط ۱ ماه دانشگاهاشون تعطیله ، ۲ هفتش که تا الان رفت کلا ۲ هفته دیگع مونده ، و مرینت تو همون پاریس دانشگاه میره که حواسش به شهر باشه و کت نوارو هر موقع لازم شه خبر میکنه
لطفا نظر بدید ????
چرا بعدی بعدی رو نمی زاری ۶ روز شود لطفن بعدی رو بزار
گذاشتم منتظر تایید تست چیم ، ممنون که منتظری???
عالی بود نه زیاد رمانتیک نه زیاد اکشن میان روی بهترین کاره ????بعدی رو زود بزار
سعی میکنم زود بذارم
ایده هاتو دوست دارم بعدی رو زود بزار???
سعی میکنم زود بذارم???