?خاطرات من پارت چهار ?
خب فردای اون روز رامین به یکی از دوستای اوین پیشنهاد داد ? به نظرتون کی بود؟?
خب اون به روژان دوست اوین که دوست الینا(یعنی دوست دختر رامین) بود پیشنهاد داد خب روژان آدمی بود که..
دوست پسرش دوست رامین بود و به دلیل گستاخی روژان از هم جدا شده بودند.نمیگم دوست پسرش خوب بود نه اصلا آدم متعهدی نبود درست مثل یگانه بود و هر دفعه عاشق یکی بود 💔😐
خب می خوام یکی یکی در مورد شخصیت های داستان توضیح بدم.. الینا دختری شوخ طبع بود ولی ضایع بازی زیاد در میاره و اینکه خیلی خبر. چین هست 😑و اینکه خیلی پسر ها رو دوست داره 💔🥴
وقتی یک پسر میدید دست و پاشو رو گم می کرد و خود بی خود می شد و هر دفعه عاشق یکی می شد! میدونی هر کی یه جوره مثلا یاسین اوین رو دوست داشت ولی اوین یاسین رو دوست نداشت و باهاش دوست نشد ولی اگه روژان به جای اوین بود قبول می کرد 🥴
روژان با اینکه سنی نداشت و فقط ۱۰ سال سن داشت دوست پسر داشت البته ازش جدا شده بود و می دونید دوست پسرش کی بود؟
ستین دختر خوبیه بر عکس الینا راز نگه داره فقط یکم چسه و اینکه خیلی مهربونه و ضعف پسر نداره🥺
یاسین پسر خوبی هست و اینکه خیلی وفادار هست و خیلی اعتماد به نفس بالایی داره و از خود راضیه ولی مثل آدمایی نیست که همش عاشق یکین
رامین فردی بود که عشق رو به مسخره می گرفت یه دفعه عاشق الینا بود یه دفعه روژان.اون هنوز معنی واقعی عشق رو نفهمیده و اصلا احساسات دیگران رو نمی فهمه
می دونید نباید هیچ وقت عشق و احساسات یک نفر رو به مسخره بگیرین.شاید با یه حرف یا رفتار شما اون فرد خیلی ناراحت بشه و احساس افسردگی کنه.پس بیاید از الان باهم خوب باشیم و نسبت به هم وفادار 🥺😉
نظرات بازدیدکنندگان (2)