اوین و یاسین 💞
خلاصه اون دیدار هم تموم شد و اوین و الینا رفتن و یاسین و پوریا و رامین هم رفتن. این برای اوایل رابطشون بود به نظرتون این رابطه چقدر میتونه پایدار باشه ؟
رابطه ی اونها در حد پیام واتساپ که اونم خیلی کم و تماس تلفنی بود.اوین خیلی راحت می تونست یاسین رو ببینه ولی خودشم نمی دونست 😐💔😶
رابطه ی اونها در حد پیام واتساپ که اونم خیلی کم و تماس تلفنی بود.اوین خیلی راحت می تونست یاسین رو ببینه ولی خودشم نمی دونست 😐💔😶
خلاصه تابستون اون سال همو چند بار دیدن مدارس شروع شد و یک روز یاسین به اوین گفت که بره خونه ی یاسین اینا و اوین هم گفت که
اوین هم گفت با ستین میره پیشش و یاسین هم گفت که رامین میاد و بالاخره رفتن پیش یاسین و
اوین و ستین سوار آسانسور شدن و به طبقه یاسین اینا رفتن و وارد خونه شدن و یاسین گفت که کفشاشون رو بیارن داخل خونه و
اونها کفشاشون رو آوردن داخل خونه و یاسین به اوین دست داد بعد گفت که بهتره که برن داخل اتاق و یاسین و اوین رفتن داخل اتاق و روی تخت نشستن
یاسین اوین رو بغل کرد و لپش رو بوس کرد و بعد بلند شدن و روبروی آینه وایسادن😐😂 بعد اوین گفت باید یه عکس می گرفتیم الان ولی عکس نگرفتنا 😂😂 فقط لفظشو اومد
بعد بغلش کرد بعد آنقدر محکم بغل کرده بود اوین گفت دارم خفه میشم 🥺🧿 بعد یاسین گفت می خوام خفت کنم 🥺🧿
میدونید یاسین پشت تلفن یکم شاید عصبانی و چس باشه ولی موقعی که ببینیش خیلی خوب میشه🥺🥺💚💜 اون روزم تموم شد و موقع رفتن یاسین لپ اوین رو جلوی ستین و رامین بوس کرد😂😶 و ستین زدش 😂😂🙄🚬
😍😍😍😍 عالیه ادامش رو زود بنویس 🥺