این داستان در مورد زندگینامه یک دختری به نام اوین است
خب می خوام داستان زندگی یه دختری به نام اوین رو براتون بگم که چه جوری یا یک اتفاق مسیر زندگیش عوض شد
اوین مثل همیشه پیش دوستش الینا و ستین بود (اوین تابستونا وقتشو با دوستاش می گذروند هر سال) اونها در حال حرف زدن باهم بودن که ناگهان یه پسری به اسم یاسین با یه دوچرخه قرمز زنگ اومد دوست اوین یعنی الینا شروع به دعوا کردن با یاسین کرد چون..
شب قبلش یاسین به همراه دوستاش به در پارکینگ الینا اینا سنگ زده بودند ولی وقتی الینا یه یاسین گفت او گفت من این کار رو نکردم دوستام بودن? و خلاصه الینا شروع به تهدید کرد که دفعه ی بعدی پسر عمو هاش رو میاره و به یاسین گفت که از اونجا بره و..
یاسین رفت و اوین رو به الینا کرد و گفت چرا با اون پسر دعوا کردی و الکی سر و صدا ایجاد کردی و از این حرفا اون روزم گذشت و از فردای اون روز یاسین ..
به همراه دوستش اومد و به سنین و الینا و اوین گیر می داد.اوین از سایت خوشش نمی اومد و از نظرش یاسین یه پسر مغرور و خودشیفته با اعتماد به نفس کاذب بود?
خلاصه چند روز به همین روند ادامه پیدا کرد تا اینکه...
یاسین از اوین خوشش اومد??. خیلی عجیب بود اون پسر مغرور و خودشیفته عاشق شده بود ? یاسین رو به اوین کرد و گفت
عاشقتم خوشگلم.اوین تعجب کرد ?? دوستش روژان (یکی دیگه از دوستاش) رو به او کرد گفت چه رمانتیک ولی اوین انکار می کرد و می گفت اون منظورش من نبودم و ....
اوین نه خوشحال بود نه ناراحت هیچ حسی نداشت و یاسین رو دوست نداشت حتی ازش بدم می اومد☹️ ولی یاسین مثل اینکه دوستش داشت ?? ولی ...
آیا یاسین واقعا دوستش داشت و عشقش نسبت به اوین واقعی بود برای اینکه بفهمید با ما همراه باشید ?☺️
کارت عالی بود ادامه بده من دنبالت میکنم میشه به تست منم یه سری بزنی اسمش کت باگ و لیدی باگ هست الان قسمت دو هست مرسی ???❤??????
داستان کت باگ و لیدی باگ بسیار زیبا بود??