سلام به همگی امید وارم خوشتو ن بیاد . بریم سراغ داستان
مرینت :سرم رو بالا کردم دیدم آدرین از ترس اینکه گازم بگیره همون طور رو زمین نشسته بودم خواندمش با خاله و پسر خالش رفتن دست منو گرفت و از رو زمین بلندم کرد و گفت
آدرین:خب خانوم خوشگله من دیروز خودمو معرفی کردم و الان تو باید بگی کی هستی گفت ممنون مرینت دوپن چنگ هستم 16ساله . گفتم مگه می خوای ثبت نام کنی . مرینت:چی.آدرین:باشه بابا این طوری هم قبوله
می گم میای بریم بیرون ؟ مرینت :تو که خون م من نو نمی خوری می خوری .آدرین: نمی دونم حالا بیا بعد سریع رفتیم بیرون اون جا با لایلا رو به رو شویم (+ای بابا مس اینکه این کلا بی کاره ) لایلا: سلام آدرین جون این دختر دیگه کیه از ریختش خوشم نمی یاد راستی من با دختر خانوم سابین دوستم خیلی صمیمی هستیم (😂😂😂😂) مرینت :واقعا . لایلا:بله تازه همین چند دقیقه پیش هم رو دیدیم .مرینت:ولی من تو رو ندیدم
لایلا : چی چرا این رو میگی . مرینت:من مرینت دوپن چنگ دختر خانم سابین و تام هستم خواهر ماریا 16 سالمه و الان از اینکه تو یه دروغ گوی تمام کمالی کاملا مطمئنم میگم خانم لایلا بهتره هواست رو جمع کنی من از ریختن خوشم نمی یاد واقعا که تو خجالت نمی کشی جواب خودم به من می گی از ریختن خوشم نمی یاد بیا بریم آدرین من از آدمای دروغ گو خوشم نمی یاد . (+پچه هااین +علامت منه . می گم مرینت خیلی خوب روش رو کم کردی . مرینت:اون همون دروغ گویی که هشت می مونه .)
آدرین : من و مرینت رفتیم یه جای خلوت من گفتم خب دیشب گفتم هر جا گیرت بیارم می ببوسمت پس آماده شو مرینت:او اون تو بودی . بعد بهم نزدیک شد گفت نه نه نکن تو و یهو
دیگه تو پارت بعد معلوم میشه خداحافظ راستی لایک یادتون نره دوستان دارم بای بای 💋💋💋
عالی بود به تست های منم سر بزن
عالی بود🖇💜
بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی بعدی
مرسی . چشششم
عالی بود♥️😍
سپاس از شما