این اولین تستمه
زینگ زینگ . صدای زنگ آخر کلاس بود همه وسایلشون رو جمع کردن به عنوان دانش آموز جدید تقریبا هیچ دوستی نداشتم حتی معلم ها هم از حرف زدن با من خوششون نمی امد شاید به خاطر اینه که خیلی ساکتم اما آخه چطوری ارتباط برقرار کنم ؟ تازه بهتره که کسی باهام دوست نشه چون من وقتی با کسی دوستم نمی تونم خوب مخفی کاری کنم و دست پاچه می شم و ممکنه که رازم فاش بشه ....
توی فکرام بودم که یهو یه صدایی شنیدم ، صدای پا بود، روی ریتم با تمرکز کردم ،داشت از آخر کلاس به سمتم میومد از طرز گام برداشتنش فهمیدم که پسر زیر چشی بهش نگاه کردم باورم نمی شه که اون پسر خود خواه داره میاد طرفم درسته که فقط یه روز توی این دبیرستان بودم اما فهمیدم که این پسر محبوب کلاسه و یکی از خصوصیاتش اینه که به دخترا اهمیت نمی ده اما دخترا جونشون هم براش می دن چون انگار خیلی جذابه اما حالا که بهش با دقت نگاه می کنم این طور نیست در اصل به نظرم....
خیلی هم جذاب نیست ، در اصل مثل پسرای عادیه ، به هر حال امید وار بودم که با من کاری نداشته باشه چون من میونه خوبی با پسر ها ندارم اما از بخت بدم درست امد کناره واستاد و گفت سلام من الکساندر هستم میتونی منو الکس صدا کنی منم خیلی بی تفاوت گفتم سلام منم آزارینا هستم می تونی زارینا صدام کنی (این قسمت آخرش رو برای این گفتم که اونم گفته بود ترسیدم بگن چه بی ادبه ) خلاصه این طوری بهم لبخند زد ? و گفت از دیدنت خوشوقتم با این قیافه ? گفتم همچنین ، قیافمو نادیده گرفت و گفت میشه باهم دوست بشیم تا این حرف رو زد...
همه دخترا یهو پچ پچ رو شروع کردن دیگه هرسم داشت در میومد ? بهش گفتم من بدون آشنایی با کسی دوست نمی شم و کیفم رو برداشتم و از کلاس زدم بیرون واقعا احساس راحتی میکردم تو راه خونه داشتم درس ها رو دوره میکردم که صدای یه کسی رو شنیدم سرم به طرف صدا چرخوندم باورم نمی شد اون پسره داشت بدو بدو به سمتم میومد و داد میزد زارینا ، زارینا واستا تا منم بیام باخودم گفتم نکنه راهمون یکیه وقتی نزدیکم شد نفس نفس زد و گفت ممنونم که به خاطرم واستادی گفتم خواهش میکنم و دوباره .....
راهم رو ادامه دادم یهو دستم رو گرفت و گفت چقدر میخوای فرار کنی ?اینطوری نگاش کردم و گفتم نمیدونم درباره چی حرف میزنی ؟؟ گفت درباره رازت ، توی دلم یهو پر از آشوب شد صدام یهو پر از لکنت شد و گفتم ک ،ک ،کدوم راز ؟؟ من که را ، رازی ، ندارم ? گفت نمی تونی از راهنمات پنهان کنی ...
دستمو کشیدم و گفتم منظورت چیه ؟؟ مگه من توریستم که نیاز به راهنما داشته باشم من دارم زندگی آرومم رو سپری میکنم ? گفت اگه تو یه دختر عادی هستی پس ثابت کن گفتم مگه دختر عادی بودنم هم میشه ثابت کرد؟؟ چرند نگو ? گفت اگه دختر عادی هستی با اون گل حرف بزن گفتم مگه عقلم رو از دست دادم گفت پس تو دختر عادی نیستی، واقعا که پسر عجیبی بود دیگه نتونستم تحمل کنم گفتم آره من یه راز دارم و اونم اینکه من از پدر و مادرم جدا شدم حالا ولم کن بزار برم ، به صورتش نگاه کردم دیدم داره با تعجب بهم نگاه میکنه..
بعدش یهو خندید و گفت وای خدایا ........ تو هنوز نفهمیدی ........ واقعا که جالبه ، قیافه من ? قیافه الکس ? اخم کردم و گفتم چیو نفهمیدم ؟؟؟؟ بعد از این که کلی خندید گفت ، این که چی هستی !!!! گفتم تو حالت خوبه ؟؟؟؟ معلومه که انسانم گفت برای این که ثابت کنم تو انسان نیستی باید به اون گل که هنوز غنچه است بگی که باز بشه ، با این قیافه ?گفتم باااااشهههه و رفتم به طرف گل ، با خودم گفتم من تا حالا حتی به گل دست نزدم دیگه چه برسه به این که باهاشون حرف بزنم اما اگه من انسان نیستم پس..... من چی هستم ؟؟؟؟؟??
یه نفس عمیق کشیدم چند دقیقه به گل نگاه کردم گل رز بود ، رنگش صورتی و کناره یه درخت رشد کرده بود یه دخت بید مجنون یه نگاه به الکس کردم و گفتم اگه اینو بگم چی میشه مثلا ؟؟؟ قیافش رو این شکلی? کرد و گفت خودت میفهمی گفتم آهه باشه و بعد آروم به یکی از گلبرگ های گل دست زدم و گفتم باز شو چند دقیقه صبر کردم ولی هیچ اتفاقی نیوفتاد یه نگاهی به الکس کردم و گفتم بفرما الان مثلا چی شد ؟؟؟؟ الکس این طوری? نگام کرد و گفت ......
اگه از داستان خوشتون امد کامنت بدید و بگید گه دوست دارید ادامه داستان چطوری باشه ممنون میشم ?
راستی این عکسی که برای تست گذاشتم عکس زارینا توی حالت انسانی هستش
داستانت عاااااااااااااااالیه😜
حتما دنبالش میکنم🙃
راستی اگ دوست داشتی به داستان منم سر بزن🙃
وای به نظ م خیلی جالبه بقیشم زود بزار
نمی دونم با توجه به اسمه تستت فک کنم الف باشه اگه الف باشه داستانت رو حتما دنبال میکنم
داستانت عالیییییی بود ??❤❤❤❤??
همیجوری ادامش بده
آفرین .
داستانت خیلی خوبه ادامه بده. چون قسمت اوله نمیدونم اصلا چی به چیه و ماجرا از چه قراره، برا همین نمیتونم بگم قسمت بعد رو چجوری بزار. پس خودت ادامه بده شک ندارم داستانت خیلی قشنگ میشهه
فک کنم خوناشامی باشه.به هر حال ادامه بده بینیم چی میشه.