بییییی شرححححححح
آناستازیا: میتونی یه کاری کنا که نجات کاگامی و شانس برنده شدنتون در جنگ زیاد شه. مرینت: چیکار؟ آناستازیا:تو نبدیل به لیدی باگ شده و دست کاگامی رو میگیری و کاگامی به طور معجزه آسایی از طريق ذهن باهات حرف میزنه. تو جریان زندگی کاگامی رو براش تعریف میکنی و اون زندگی همه رو میفهمه و بهش میگی ساعت ۱۲:۰۰ بره به همه زندگیشونو توضیح بده و اونا وقتی زندگیشونو فهميدن از اون دنیا آزاد شده و در جنگ بهت کمک میکنن(دوستان اگه نگفتم ببخشید ولی آلیا و رز و جولیکا و الکس هم طلسم شدن)
*آناستازیا از اتاق رفت بیرون* مرینت: تیکی بیااا. تیکی اومدمم. مرینت: تیمی خال ها روشن. *مرینت دست کاگامی رو گرفت* . از زبان کاگامی: فردای رفتن دختره مرینت احساس کردم تصویر دختر خالخالی جلومه و فقط من میبینمش. مرینت: کاگامی منم مرینت. کاگامی توسورگی. دختر شمشیرباز. عشق رنگ قرمز. سفر از چین به پاریس برای عضویت در آکادمی آقای دارژنکو. مبارزه و باخت به ادرین. شرور شدن. مباره با لیدی رو کت. قهرمان شدن. عاشق ادرین شدن. دوستی با مرینت. بعد ها ازدواج با لوکا. جنگ با جان و به دنیا اومدن ژاکلین. کاگامی:مرینت ممنون باعث شدی همه یادم بیاد.مرینت: ولی آناستازیا گفت تو زندگی همه رو یادت میاد؟ گاگامی: با فهمیدن حقیقت زندگی همه رو به یاد میارم و راس ساعت ۱۲ به همه خواهم گفت و در جنگ کمکت میکنن.
ممنون کاگامی کاگامی: خواهش میکنم
از زبان مرینت: یکدفعههههههه😨😨😨😨😱😱😱 برای پارت بعد محتاج ۵۰ عدد نظر و ۱۰۰ تا لایک ام
تموممممم
نااااظر شدممم🤩
تخفیف در نظر برای لایک گرفته شد فقط به خاطر طرفتاران😂
۳۰ نظر و ۵۰ لایک😊
مثل همیشه عالی بود اجی😘
یکم تخفیف بده🥺
ممنونم آجی❤
بهش فکر میکنم 😅
سلام 100 تا لایک زیاده
اومممممممم😅
عالی بود اجی ۱۰۰تا لایک زیاده
سلام آجی❤
اممم راجب کم شدنش فکر میکنم اجی😇❤😅