سلام اینم پارت ۴ که خواب دیدم??
یه دکتر اومد تو و گفت...تو یه موجود عجیبی؟درسته؟گفتم...نه...اسم من چیه؟ دکتره گفت...یادت نیست؟؟؟؟؟؟؟گفتم نه بعد ولم کرد منم رفتم جایی که نمی دونستم کجاست...بعد یهو همون مرده اومد...
منو کشید طرف خودش و گفت...خب...مثل اینکه پر رو شدی...و...بعدش...همه چیز یادم رفت...هیچی....تو ذهنم نبود...فقط اون مرد...اون مرد گفت...اسم من...جان هست...و ولت نمی کنم...?
بعد خودمو آزاد کردم فرار کردم و در راه گفتم اسم من چیهههههه گفت...الینا?♀️بعد در رفتم و به یه نفر بر خورد کردم
یه پسر با چشم های آبی روشن بود به من گفت چرا چشمات رنگش تغییر می کنه گفتم الان چه رنگیه؟گفت الان...آبی هست من معنی این اتفاق رو می دونم...الان ترسیدی گفتم خب میشه پیش تو زندگی کنم...گفت یه دقیقه دهنت رو باز کن منم باز کردم...گفت اممم...آره میشه چون یه گربه ای گفتم چی...گفت تو یه گربینه ای...(گربینه یه موجوده که شبیه گربه هاست مثل گرگینه)بعد منم گفتم باشه ولی نفهمیدم?بعد منو برد مثل جت خیلی باحال بود
بعد من خوابم اصلا نمیومد گفتم تو خون آشامی درسته...گفت آره فکر کنم از رنگ چشمام فهمیدی گفتم دقیقاً?بعد چند ساعت من بی هوش شدم از شدت خوای آلودگی? صبح پاشدم...گفتم من مدرسه دارم تو چی(بچه ها الان چون گربینه شده یه چیزایی یادشه یادم رفت بگم)اون گفت تو اسم منو می دونی؟ گفتم نه ولی خب...چیه اسمت؟ گفت کیم منم گفتم الینا?♀️
بعد گفت می رسونمت چون منم مدرسه دارم همون جایی که تو میری?رفتیم مدرسه،بعد مدرسه رفتیم بستنی خوردیم ولی یه دفعه منو یکی مثل جت برد بالای برج ایفل بعد یه چاقو دستش گرفت و فرو کرد توی کمرم و....
خب این پارت تموم شد
نظرات فراموش نشه
پارت بعد رو می خونید؟
بای بای
تروخدا نظر بدید❤❤❤❤❤❤????????????????????????
نظر بدید خواهشا
سلام تسته برای من بود اسم من الینا است
سلام حتما انجام میدم