سلام🙃شرمنده حرفی برای تاخیر طولانیم ندارم🙄🌹
نمیدونم چیکار کنم 😱😱😱 وایسا ببینم 😐😐 منم دو روز با آدرین گشتم تاب زدماااا😶😶😶 من حرکات رزمی بلد نباشم پس کی بلده 😐😐 خدایاااااااااااا من کلی کاراته و جودو و ..... این چیزا بلدم دیگه 😕😃😃😃 خعله خوب پس بیوفتیم به جون این ریچارد 😁😁😁 ...... چاقو رو انداختم روی زمین 😄😄😄 که ریچارد گفت :
چیشد ؟؟ ترسیدی خانوم کوچولو😏😏 گفتم : هه ترس چه کلمه ی مزخرفی 😏😏 .... دروغ گفتم دارم مثل س*گ از ترس اینکه منو نزنه ناکار کنه میترسم 😓😱 (وجی : 😐😂😂) یه لحظه چشمامو بستم نفس عمیقی کشیدم و چشمامو آروم باز کردم 👁️👁️ ..... آروم تر شدم و اعتماد به نفس قبلیمو بدست آوردم و گفتم : خیله خوب بیا جلو تا ترس و حالیت کنم جوجه 🐔🐔🐔
همینجور آروم آروم جلو اومد یهو اومد سمتم خواست بهم حمله ور شه 🤗😐 پرید سمتم که سریع با پام زدم توی پهلوش و افتاد روی زمین 😬😬 دستشو گذاشت رو پهلوش و دست دیگشو روی زمین و بعد بلند شد و گفت : میبینم که کارت اونقدرا هم که فکر میکردم بد نیس 🙄🙄🙄 ....... گفتم : نخیر اشتب گفتی کار تو اونقدرا که فکر میکردی خوب نیس 🤨😂 ... آدرینم که انگار واقعا بسته شده به صندلی اصن تکون نمیخوره 😐😐😐 چه بیشعورع این پسره 🙄🙄🙄 ریچارد : عه نه بابا میبینیم 🤨🤨🤨 با سرعت داشتم میرفتم سمتش که چاقو 🔪 ی من رو که روی زمین افتاده بود رو برداشت و خواست بزنه تو شکمم 😱😱😱😱 منم یهو .....
پریدم بالا دستامو روی شونه های ریچارد و اونو با خودم به سمت پایین کشیدم که به طور ناجور و دردناکی بعد اون پروازی که کرد فرود اومد 😬😬😬 که حسابی ام دردش اومد 🤭🤭🤭🤭 البته ناگفته نماند که در حین فرود از پرواز هواییش چاقو از دستش افتاد 🤨🤨🤨 ناخودآگاه نگاهم رفت روی آدرین 👁️👁️ یهو آدرین با سرعت اومد سمتم 🙁🙁🙁🙁🙁 و منو هل داد که محکم با دیواره های انباری برخورد کردم 😬😬😬 و درد بدی توی بدنم پیچید 😱😱😱 وایسا ببینم آدرین واسه چی اونکارو کرد 🤨🤨 نگاهم و کشیدم سمت اون دو تا که دیدم مایک داره از شکمش خون میاد جوری که دو سه دقیقه دیگه میمیره 🤐🤐🤐وای قبل اینکه چاقو 🗡️ از دستش بیوفته پرت شده روی شکمش پ بعد اون افتاده اونطرف (کاملا تخیلی میباشد این قسمت و اگر متوجه باشید این امکان فکر نکنم وجود داشته باشد با تشکر 🤪🤪) بعدشم به آدرین نگاه کردم دیدم که دست راست آدرین زخمی شده 😱😱😂😂 حالا نمیدونستم که .....
بخندم 😂😂 یا گریع کنم😭😭 یا بترسم 😱😱 خندم واسه این بود که چند سال پیش هم همین دست آدرین بخاطر من زخمی شده بود البته با یه تفاوت که اونموقع با گلوله و الان با چاقویی که اگه آدرین نمی پرید جلوش تا الان من مرده بودم 🤐🤐🤐 و گریم بخاطر اینه که هم درد دارم و هم باید هنوز مبارزه کنم و هم یکی الان جلوی چشمم مُرد و هم اینکه آدرین زخمی شده و دلیل ترسم اینه که چرا من الان باید اینجا باشم و منو آدرین ریچارد بزرگترین خلاف کار رو کشتیم چه بلایی سرمون میارن و اینکه نمیدونم هیچی نمیدونم گیج گیجم الان 🧐🧐🧐🧐
آدرین با درد گفت : هعی خانوم کوچولو اونقدر زل زدی بهم تموم شدم نمیخوای بیای کمکم کنی بلند شم 🧐🧐🧐🧐😂.... بدون حرف سمتش رفتم و خواستم کمکش کردم تا بلند شه دستامو گرفت متوجه لرزش دستام که حتی خودمم نمی دونم برای چی بود شد 🥺🥺🥺 آدرین یه بار چشماشو بخاطر درد فک کنم باز و بسته کرد و گفت : هی مارینت ترسیدی 🙄🙄 ..... نمیدونم چرا اما تو گلوم بغض خاصی گیر کرده بود 🥺🥺🥺 دلم میخواست بزنم زیر گریه واسه بقیه تو اون زمان و مکان عادی بود ولی برای من نح واقعا اونموقع ضایع بود که بگم آره ترسیدم و گریه کنم😢😢😭😭 .... نفس عمیقی کشیدم که ارزش دستام کمتر شد و گفتم :
نه خودمم نمیدونم چم شده 😔💔 بیا زود تر از اینجا بریم 🥺🥺 .... آدرین پسر زرنگی بود میدونستم که خودش میفهمه یه چیم هست دیگه ولی دلم نمیخواد بهش بگم 🙄🙄🙄🙄 واسه همین یه جوری گفت باشه که من دقیق بفهمم منظورش خر خودتی 😶 هست 🤨🤨😂😂 آدرین با یه دستش دست زخمیشو گرفت ولی خون زیادی از دستش میومد و در ضمن اونطوری نمی تونست مبارزه من درسته رزمی کاری بلدم ولی همه رو که تنهایی نمیتونم ضربه فنی کنم که 🙄🙄والا 😪😪 ..... یه تیکه از پارچه ی آستین لباسم کندم و دست آدرین رو از روی دست دیگش برداشتم و پارچه رو بستم به دستش 🙄🙄🖖 ..... آدرین :
به به از این کارام بلد بودی تو 😜😜😜😜 پوووووف گفتم : پ ن پ پدر بزرگ عمه ی خاله ی نوه ی دایی خاله اقدسه عباس سبیل قصاب محلتون فقط بلده 😐😐😂😂 آدرین با خنده گفت : وای خاندان اون بدبختو چیکار داری که در آوردی 😜😜😂😂 ... گفتم : فک کنم کار مهمتری از این چرت و پرت گفتنا هم داریم 🙄🙄🖖 .... آدرین خودشو جمع و جور کرد و گفت : اوم (اوهوم) حواسم پرت شد یه لحظه 🤷🤷 .... خیله خوب بیا بریم دیگه🖖🖖🙄 .... خداییش خنگ تر و هنگ تر از این فقط مگه من باشم 😶😶😂 ..... نفسمو حبس کردم و بعد صدا دار فوتش کردم بیرون🤷🤷 می خواستیم تا کسی از نگهبانا نیومده از انباری بریم بیرون که یهو 😨😨
تمام😈😈😂امیدوارم که خوشتون اومده باشه🥰💋💋
خدافظ 🥰💋💋