قبلا راجبش تست ساخته بودم امروز میخوام معرفیشون کنم
جانگ کوک :سرپرست ارتش نظامی قصر یک ادم به ظاهر سرد اما مهربون و پر شور خیلی از دخترا عاشقش بودن(همون کراش خودمون😂✋) اما خیلی با دخترا گرم نمیگرفت به جز یه نفر که اونم خواهرش بود ، جانگ کوک عاشق خواهرش بود و خیلی خیلی خیلی بهش وابسته بود(حیح منم میخوام😭)پدرشون رو پر جنگ از دست دادن و مادرشون هم بر اثر بیماری از بین رفته بود و اونا فقط همدیگه رو داشتن
جانگ بوم :خواهر جانگ کوک یه دختر اروم و ساکت و ملایم و خجالتی اون خیلی به برادرش وابسته هست خیلی خشگله درست مثل برادرش، عاشق شعر گفتنه تمام کتاب شعر و خونده حتی اونایی که فکرشو نمیکنی اکثر اوقات توی قصر پیش برادرش هست و کار های نظامی هارپ انجام میده(مثل تمیز کاری، یا بستن زخم هاشون و.....) توی اون بخش همه میشناختنش و نزدیک ترین فرد برای سرباز بعد از خانوادشون بود چون هم باهاشون مهربان بود هم خیلی راز دار خوبی براشون بود جانگ بوم همه چیز رو به برادرش میگن اما راز های بقیه رو نه حتی کوچک ترین کلمه🙂
کیم ته یونگ:یه نجیب زاده هست و خیلی خشگله همه خدمت کاراشون عاشقش بودن و شبا قبل از خواب باهاش تو رویاهاشون ازدواج میکردن😂حتی گاهی وقتا شب وقتی همه خواب رفتن میرفتن بالای سرش و نگاش میکردن گاهی وقتام شیطون گولشون میزد و یه بوسه رو گردنش میزدن 😫😒خیلی شیطون و پرشور بود و نزدیک ترین فرد بهش خواهرش بود 🙃 همه راز هاشو خواهرش میدونست 🙂 گاهی وقتام ازشون سو استفاده میکرد😂اوا کیم بازم بهش میگفت و خیلی دوسش داشت، خواهرش از مادرش هم بهش نزدیک تر بود و اکثر مواقع باهم بودن
ته یانگ :خواهر تهیوگ یه دختر پر شور و شیطون پیش برادرش که میرسید دیگه کسی اسایش نداشت 🙂 😂 (مثل من و دوستم 😂✋) خیلی مهربون بود و تو دل همه جا باز کرد بود (منم تو بغلش کنارش میشینم خیل همسایه خوبیه😂😎) ارزوش این بود که قصر و از نزدیک ببینه
اینا نقش اصلی ها بودن نقش فرعی ها هم فک نکنم نیازی داشته باشه به معرفی
اگه نوشتم حمایت کنید لطفا 😓😧😢
عالیییی
نورا+شوگا=نوگا
اسمامون چقد شبیه همه😌🤤🥺
😂😂😂
قشنگ میشه