با حرف تیکی سریع رفتم سراغ جعبه معجزه گر ها و ویز رو فرستادم.از زبان ادرین/داشتم به پلگ پنیر میدادم که یهو ویز رو دیدم و گفت:که برم خونه ی استاد فو چون دختر کفشدوزکی کارم داره مشتاق شدم بدونم بانوم چیکارم داره پس شروع کردم به تبدیل شدن . پلگ پنجه ها بیرون . راه افتادم رسیدم خونهی استاد فو دیدم دختر کفشدوزکی با دوتا کاغذ و مداد منتظرمه و یک کاغذ و یک مداد بهم داد و گفت/حالا هویتت رو توش بنویس شروع کردم به نوشتن ... شاید این قسمت هم کم بود ولی بازم ببخشید بایییییییییییییییییی ♥️
گلم رمانت حرف نداره ولی یکم کمه بیشتر پارت بزار
خب بیا مشخصات رو کامل کنیم
من 11سالمه یه میراکلسی کامل هستم آهنگ های آروم دوست دارم
شخصیت مورد علاقه ی من توی ماجراجویی در پاریس دختر کفشدوزکی و مایورا
هستش
اجی نگفتی اسمت چیه و اینا
اسم یوتاب داوودی ♥️
بسیار عالی منم که میدونی
پارت آینده هم در راه هستش اما درستش کردم یاد گرفتم چجوری تست درست کنم 👍🏻👍🏻