سلام دوستان این پارت دوم داستانمه امیدوارم خوشتون بیاد
از چشم ادرین : یهو زیر پای جفتمون خالی شد سقف ساختمون سوراخ شد درجا تبدیل شدم و مرینت رو هم گرفتم وقتی رو هوا آروم داشتیم میرفتیم پایین مرینت هم به تیکی غذا داد و تبدیل که یهو دیدیم استاد فو بوده که زیر پامون رو خالی کرده وقتی دلیل این کار رو ازش پرسیدیم گفت :بالا سرتون رو نگاه کنید اون ارباب شرارت بود ادامه از چشم لیدی باگ :
من از گردونه خوش شانسی استفاده کردم گربه سیاه هم از پنجه برنده به من یک تفنگ بادی داد همون لحظه فهمیدم (اگه قسمت هوای طوفانی رو دیده باشید میدوتید که کت نوار دید در شب داره ) من همه چراغ ها رو با تفنگ بادی ترکوندم اتاق تاریک تاریک بود که یهو
صدای فریاد ارباب شرارت اومد و معجزه گر پروانه به دست ما افتاد و ارباب شرارت مرد
ادامه از چشم ادرین : اون موقع خیلی خوشحال بودم چون هم عشق واقعی ام رو پیدا کرده بودم هم ارباب شرارت مرده بود بعد از اون رفتم خونه وقتی رسیدم خونه قاعدتا باید کار پدرم تموم میشد و میومد بیرون اما اینطور نشد از ناتالی پرسیدم و اون گفت ادربن باید یه حقایقی رو بگم گفتم بگو ادامه از چشم ناتالی :
گفتم قربان پدر شما به قتل رسیدند گفت توس کی صدای ادرین خیلی عصبی بود گفتم توسط لیدی باگ و کت نوار ایشون حاک ماث بودند و وامروز فوت کردن ادامه از چشم ادرین :
وقتی ناتالی بهم گفت توسط لیدی باگ و کت نوار حالم بد شد و دویدم تو اتاقم و در رو هم قفل کردم باورم نمیشد یعنی من پدر خودم رو کشته بودم نه این امکان نداشت غیر ممکن بود ادامه از چشم پلگ :
وقتی از ناتالی شنیدم که پدر ادرین حاک ماثه باور نکردم بیشتر از اون باور نمیکردم که ادرین پدر خودش رو کشته باشه که بعد یهو
ممنون بچه ها که این داستان رو خوندید اگه انتقادی چیزی داشتین حتما بگین
دوباره با تشکر از B.H.R
پایان
دوستان اگه کامت های اینجا بدون این کامنت بشه ۵ تا در جا قسمت بعدی رو میزنم آپلود شه
بعدی رو بزار.جالب بود.خوب بودا ولی اینکه من هر تستی درباره ی مراکلس دارم میخونم همشون شباهتشون اینه که توش یا لیدی باگ میمیره و بانیکس هی میاد یا هاک ماث.لطفا زیاد مرگ و میر تو این داستان ها شرح ندید.
خیلی خوب بود خیلی ممنون