یه داستان کوچولو، از طرف من، ستاره و بلاگیون برا یه فرد خاص
در سال ۱۴۰۵ هستیم. سالی که تکنولوژی پیشرفته های زیادی داشته و دنیای مجازی بر واقعیت غالب شده. در میان این همه کاربری که در فضاهای مجازی فعالیت دارند، داستان ما درباره دختریست به نام ستایا، که او را ناروپو نیز صدا می کردند. دختر قشنگ داستان ما، فردی بسیار شاد و مثبت بود و اطرافیانش را همیشه شاد می کرد. علاقه بسیار شدیدی به لازانیا داشت و همیشه می گفت که لازانیا تنها عشقش است. ناروپو، علاوه بر این ویژگی ها، بسیار هم باهوش بود.
روزی روزگاری در یکی از روزهای نسبتا سرد بهار، دختر قصه ما با پسری زیبا ملاقات کرد، پسرکی که گوشواره داشت.از آن موقع به بعد،لازانیا یک رقیب پیدا کرد: "پسرک گوشواره دار" ستایا به مدت چند روز، هر روز چندین بار از پسرک گوشواره دار صحبت می کرد و از خوبی های او می گفت. حتی دوست داشت که پسر گوشواره دار برای او لازانیای خوشمزه ای درست کند! البته، این قضیه پسرک گوشواره دار کمی از کاربران را نگران کرده بود و این علاقه ناروپو به پسر، برای کاربران عجیب بود.
البته، این داستان پسرک گوشواره دار، به مرور زمان کم رنگ تر شد و ناروپو کمتر از او سخن می گفت. ستایا تیکتاک را خیلی دوست داشت، پس قطعی و ملی شدن نت برایش سخت بود، میخواست در تیکتاک برای پسرک گوشواره دار استوری و آهنگ بگذارد اما متاسفانه نت او را یاری نمی کرد.
اگر بخواهم از علایقش برایتان بگویم، میتوانم به علاقه اش به لازانیا اشاره کنم (بله، درسته اگه بخوام ناروپو رو معرفی کنم صد در صد باید لازانیا توش باشه!) اگر از غذا ها (و لازانیا) بگذریم، انیمه موردعلاقه او ناروتو بود و به خواندن مانهوا علاقه داشت. البته، به مانهواهایی مانند جینکس، علاقه زیادی نداشت. به دوستانش اهمیت می داد و بسیار مهربان بود. حرف زدن با او حس دلنشینی به فرد مقابل منتقل می کرد.البته که خودِ ستایا هم برای دوستانش اهمیت و احترام زیادی قائل بود.
ما، به عنوان دوستان ستایا، هیچوقت نمیتوانستیم نبود او را تصور کنیم. همیشه با هم میخندیدیم، از شرایط گِله می کردیم و... یکی از روز های عادی که با کاربر های بلاگ، "بالایی پایینی" بازی میکردیم، یک نفر ناگهان گفت که ناروپو از سایت رفته! بله... این شد پایان قصه ما.. گویا ستایا، به خاطر بیماری اش اکانت خود را حذف کرده و رفته... این گونه بود که ما یکی از بهترین دوستان و بهترین کاربر های سایت رو از دست دادیم...
ای واییی . نمیشناسمم ولی گریهههههههه😭😭😭😭 مشخصه کاربر خیلی خوبی بودههه . واییی چه قدر بدد . ولی از صمیم قلب امیدوارم برگرده . 🫠😭
واییی دارم گریه میکنم خدایا این چی بود🥲🥀
😭😭😭😭
عالی بود خسته نباشی🫶🏻🫶🏻
یک پست و یک شب گریه
وای گریه...
تازه داشتم باهاش آشنا می شدم😭براش آرزوی سلامتی میکنم و امیدوارم زود تر خوب بشه💓
خسته نباشی
عالی