های کیوتا چطورید 🎀امید وارم از این تست خوشتون بیاد ✨
تیمارستان متروک که نام اصلی آن «شبح گریلاک» است، یک رمان در ردهی سنی نوجوان است که توسط دن پبلاکی نوشته شده است. دن پبلاکی در این کتاب داستان نیل و خواهرش بری را که به تازگی به شهری جدید نقل مکان کردهاند، روایت میکند. پدر نیل به کالیفرنیا رفته است تا حرفه بازیگری خود را دنبال کند و مادرشان بابت این تصمیم پدر ایام سختی را میگذراند، بنابراین نیل و بری به هدستون میروند تا تابستان را با آنا و کلر، خالههایشان بگذرانند.
داستان مردم شهر پروتکتریت هر سال کوچکترین نوزاد را در جنگل رها میکنند تا «هدیه ای» برای جادوگر بدی که از آن میترسند. با این حال، جادوگر زان، که مردم شهر معتقدند منشأ همه بدیها است، بچههای کوچک را میگیرد و به شهر دیگری میدهد، جایی که مردم این کودکان را مانند خودشان بزرگ میکنند.
کارتین اپل گیت در کتاب پاستیلهای بنفش داستان پسر نوجوانی را روایت میکند که درگیر نگرانی شدیدی درمورد وضعیت مالی خانوادهاش است و برای جلوگیری از بیخانمان شدنشان به والدین خود کمک میکند. پدر جکسون زمانی که جکسون به کلاس اول میرفته است دچار بیماری اماس میشود و پس از آن شغل خود را از دست میدهد. در آن ایام والدین جکسون با وجود تلاشهای فراوان، موفق به پرداخت کرایهی خانه نمیشوند و جکسون و پدر و مادر و خواهر بسیار کوچکش، رابین، برای مدتی آوارهی خیابانها میشوند و در ماشین خود زندگی میکنند. جکسون با یادآوری خاطرهی تلخ آن ایام نگران تکرار ماجراست و این نگرانی باعث میشود که بار دیگر دوست خیالی خود را که مدتهاست از او بیخبر است ملاقات کند. «کرنشا»، گربهای که پاستیلهای
برای فابل هفده ساله، دختر قدرتمندترین تاجر نروز، دریا تنها خانهای است که تابهحال میشناخته. چهارسال از شبی که شاهد غرق شدن مادرش در اثر طوفانی سهمگین بود، میگذرد و درست روز بعد از آن حادثه، پدرش او را در جزیرهای افسانهای که پر از دزد و راهزن بود رها میکند.
نظرات بازدیدکنندگان (0)