تا به حال فکر کردید چرا وقتی از ایموجی ها استفاده میکنیم شکل قلب دقیقا مثل قلب نیست...؟! امروز اینجام تا باهم این قضیه رو روشنش کنیم که اصلا این ❤️ از کجا پیدا شد و چرا شبیه خود واقعیش نیست. پس با من همراه باشید😁🖐🏻
درباره قلب ❤️ و رازهایش: این شکل قلب، یه شکل فانتزی و کلیشهایه که ما رو یاد احساسات، عشق و محبت میندازه، نه قلب واقعی که داخل بدن داریم. واقعیت اینه که طراحی اولیه این علامت، برمیگرده به قرنها قبل، زمانی که هنرمندا و نقاشها نگفتن «اینجا قلب واقعی است»، بلکه خواستن یک نماد ساده و قابل فهم باشه که هر کسی سریع بفهمه: «آقا، اینجا عشق است!» تا همین چند دهه پیش، مردم نمیدونستن داخل سینهها چه خبره، ولی با دیدن همین شکل❤️، سریع میفهمیدن طرف دلش چیه، چه حالیه، چه حسِ عمیقی داره. پس دلیل اصلیِ این شکل، «سادهسازی و روان بودن انتقال احساس» بوده، نه شکلی که شبیه قلب واقعی باشه.
حالا چه چیزی باعث شد که این نماد به این شکل جهانی بشه؟ اول: تکرارش در هنر و کارتونها و نشانهای تجاری دوم: سادگی که هیچ جزئیاتی نداره ولی پیام رو میرسونه سوم: جهانی شدن احساساتی چون عشق و محبت، با زبان تصویری و نه زبانی پیشنهاد میکنم، یه بازی اینجا رو انجام بدی: تصور کن اگر همین شکل رو میخواستن طراحی کنن و در قالب یک فیلم کوتاه یا کارتون نشون بده، چه چیزهایی رو نگه میداشتن و چه چیزهایی رو حذف میکردن تا همون حس رو منتقل کنه.
حالا برای درک بهتر شما عزیزان تصمیم گرفتم یه داستان در رابطه با این نماد عمیق به اشتراک بزارم : «قلبی که اصلاً شبیه قلب نبود!» روزی روزگاری، خیلی خیلی قبلتر از اینکه آدمها استیکر ❤️ بفرستن زیر پست هم، در یک سرزمین خیلی بیمنطق، سه تا نقاش نشسته بودن دور هم و داشتن نقشه میکشیدن که «نماد عشق» باید چه شکلی باشه. نقاش اول گفت: «بچهها… قلب واقعی خیلی افتضاحه. همهاش رگ و پی و خون و این حرفاست. اگه اینو بکشیم، مردم بهجای عاشق شدن، حالشون بد میشه.» نقاش دوم گفت: «باشه قبول… ولی چی بکشیم؟ یه چیزی باید باشه که مردم تا دیدنش بفهمن “اوه! یکی داره احساساتی میشه.”» نقاش سوم —که از اون آدمهای عجیبغریب بود— گفت: «بیاین یه چیز *دلبرانه* بکشیم. یه چیزی شبیه دوتا برگ یا دوتا قطره آب که کنار هم وایسادن… یه مهربونکی، یه قِلقِلی…» و همینطوری که داشت شکلش رو میکشید، همه نگاه کردن و گفتن: «اِه! بدک نیست… یه حس لطیف داره. نه شبیه قلبه، نه شبیه گلابیه، ولی یه جوریه!»
بعد مردم اون زمان اومدن نگاه کردن و گفتن: «این چیه؟» نقاشها گفتن: «قلبِ عشق!» مردم گفتن: «ولی چرا شبیه قلب نیست؟» نقاشها گفتن: «مگه گفتیم آناتومی درس میدیم؟ ما فقط احساس میفروشیم.» و همین شد که قرنها بعد، وقتی گوشیها و چتها اختراع شد، طراحها گفتن: «وقتشه عشق رو دیجیتالی کنیم!» یکی گفت: «بچسبیم به همون شکل سنتی.» یکی گفت: «رنگ قرمز بده. حس عشق بده.» یکی گفت: «لطفاً قلب واقعی نکشید، چند نفر از گروه طراحی از حال رفتن.» در نتیجه، ❤️ ساخته شد. یک نماد فانتزی، دلنشین، غیرواقعی، اما جهانی. بعدها، یک قلب واقعی هم اعتراض کرد گفت: «من این همه سال دارم زحمت میکشم پمپاژ میکنم، آخرش یکی دیگه اومده شده نماد عشق؟!» سیستم بدن گفت: «بشین سر جات لطفاً. مردم عاشق میشن، تو فقط خون پمپاژ کن.» و اینگونه شد که انسانها برای ابراز عشق، از ❤️ استفاده کردن، نه از «قلب واقعی» که حتی اگه به کسی نشون بدی، احتمالاً بهجای عاشق شدن، جیغ میزنه.
نظرات بازدیدکنندگان (0)