3 ماه پیش 4 اسلاید 425 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی ترسناک

نظرات بازدیدکنندگان (7)
  • بچه ها ما یه همسایه داشتیم خونه قبلیمون،
    خیلی به جادو اعتقاد داشت.
    یه بار داشت به یکی میگفت تو خونه سر منو پسرمو محکم به دیوار فشار میدادن.
    -----------------------------------------------------
    یک بار دیگه هم دم در خونه با همسایه های دیگه نشسته بودن میگفت آقا آمد سلام کنید،بلند میشد سلام میکرد میگن قیافش ترسناک میشد.اما بقیه هیچکس رو نمیدیدن.
    اما مامانم میگفت با قرص اعصاب توهم میزنن

  • برای منم یه مورد پیش اومده... بابا بزرگم که فوت شد ۹ سالم بود. چند روز اول رو خونه خاله هام موندیم. تا سه روز شبا که همه خواب بودن صدای عصای بابابزرگم رو میشنیدم یا یه وقتایی رادیوش صدا میداد. بعد از سه شب اون صدا ها تموم شد 🫠

  • وایسا
    تو مادرمادربزرگ داری
    خوشبحالت امیدوارم همه اعضای خانوادت عمر بلند و زندگی سالم داشته باشن
    من هردو مادربزرگ پدربزرگم رو از دست دادم

  • مادرمادربزرگتون چشم سوم داشتن؟

    • نه... چون شنوایی شون ضعیف بود هم توهم میزدن و هم از اینجور چیزا حس میکردن

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.