چرا انتخاب آگاهانه مهمه؟ آیا ما به انتخابهامون ایمان داریم یا صرفا بهشون عادت کردیم؟ چرا برای اعتقاداتمون میجنگیم؟ توی این مطلب، سعی دارم کمی این مطالب رو باز کنم؛ چون بهنظرم این مطالب از مهمترین چیزهایی هستن که هرکسی باید هرچه زودتر راجع بهشون اطلاعات کسب کنه.
آیا تا به حال در چیزهایی که بهشون باور دارید تأمل کردید؟ تا به حال به این فکر کردید که چرا دین، آداب و رسوم یا حتی دیدگاههای سیاسی شما دقیقاً همون چیزیه که در خانواده یا محیطی که در اون بزرگ شدید، وجود داشته؟ واقعیت تلخ اما آزادیبخش اینه که اکثر ما «انتخابهامون» رو خودمون نکردیم. ما به دنیا نیومدیم که بگیم من مسلمون، مسیحی، بودایی یا بیخدا هستم؛ ما در یک جغرافیا متولد شدیم و باورهای اطرافیانمون مثل اکسیژن به ریههامون نفوذ کرد. مثل اینکه باورهامون ارثی باشن! عجیبه نه؟ اما آیا باورهای ارثی، لزوماً باورهای درستی هستن؟
یکی از تلههایی که ما رو گیر میاندازه اینه که ذهن انسان برای صرفهجویی در انرژی، عاشق «خودکار کردن» افکار و عقایده. وقتی موضوعی بارها و بارها تکرار میشه (مثل شعارها، اخبار یا حتی پستهایی توی فضایمجازی)، مغز اونا رو به عنوان «حقیقت مسلم» در بایگانی خودش قرار میده. انگار که اون باورها، تبدیل به هویت ما شده باشن. هویتی که ۹۹% اوقات، ساختهی دست ما نیست. از اون به بعد، هر وقت با اون موضوع روبرو میشیم، بدون چون و چرا اونو میپذیریم. این دقیقاً همون تلهایه که باعث میشه اخبار جعلی یا شایعات، با سرعت نور منتشر شن. اینجاست که نکتهی ظریفی رو باید درک کنیم. وقتی کسی خلافِ یکی از این باورهای قدیمی و تکراری رو میگه، ما ناخودآگاه احساس خطر میکنیم. چرا؟ چون اون فقط یه حرف نزده؛ اون به «هویتِ ساختهشدۀ» ما حمله کرده!
حالا اصلاً چرا باید بهدنبال «انتخاب آگاهانه» باشیم؟ اگه باورهاتون رو انتخاب نکرده باشید، در واقع مالک زندگی خودتون نیستید. شما مثل کسی هستید که باد و امواج هر سمت که بخوان، میبرنش. انتخاب آگاهانه یعنی فرمون کشتی رو به دست بگیرید. این به معنای لزوماً رد کردن همه چیز نیست؛ بلکه به معنای اینه که فقط چیزهایی رو بپذیریم که بعد از بررسی و تفکر به اونها رسیدیم. و صد البته، خیلی از موضوعات هستن که ما نمیتونیم به طور دقیق درستی یا نادرستیشون رو تشخیص بدیم. انتخاب آگاهانه کمک میکنه که متوجه بشیم لازم نیست توی همهی موضوعات عقاید افراطی داشته باشیم و روشون پافشاری کنیم، چون هیچ آدمی همهچیز دان نیست. ما باید سعی کنیم این حقیقت رو بپذیریم که عقاید شکل پذیرن و نباید توی یه چهارچوب کوچیک زندانیشون کنیم.
شک سالم رو تمرین کنید. شک کردن به معنای بدبینی نیست، بلکه آغاز جستجوی حقیقته. قبل از پذیرش هر خبر یا هر باوری، مکث کنید و بپرسید: «چرا؟ شواهد من چیه؟ شواهد گوینده چیه؟» چند تا دیگه از سوالهای مهمی که حتما باید قبل از پذیرش اخبار و عقاید از خودتون بپرسید اینا هستن: ۱. آیا این خبرگزاری بیطرف یا مستقله؟ خیلی وقتا از روی کلماتی که گفته میشه متوجه میشید. خبرگزاری های مستقل و بیطرف اغلب به کسی صفت نسبت نمیدن. از الفاظ معروفی مثل مزدور، خائن یا دیکتاتور استفاده نمیکنن و فقط واقعه رو شرح میدن. ۲. آیا این حرف از نظر علمی درسته، یا فقط یه بزرگنمایی و پارادوکس ادبیه؟! خیلی وقت ها وقتی از منابع علمی راجع به همون موضوع تحقیق میکنید، متوجه میشید که اون خبر درسته یا نه. ۳. آیا این خبر احساسات من رو برمیانگیزه یا منطقم رو؟ اخبار جعلی و شایعات معمولاً طوری طراحی شدن که دکمههای احساسی مثل «ترس»، «خشم» یا «غیرت» رو فشار میدن. قبل از هر قضاوتی، اجازه بدید هیجانتون فروکش کنه وگرنه به راحتی مورد سوءاستفاده قرار میگیرید.
۴. یکی از مهمترین سوالهایی که باید بپرسید اینه! همیشه از خودتون بپرسید:«کی از این باور یا خبر سود میبره؟» گاهی یه خبر سیاسی، افکار عمومی رو برای یه تصمیم خاص آماده میکنه. دنبال ردپای «پول» یا «قدرت» باشید. اگر کسی با پافشاری عجیبی میخواد شما رو متقاعد کنه، احتمال اینکه منافعی در کار باشه که به شما نمیگه، خیلی زیاده. ۵. آیا این ادعا، مدرک مستقیم داره یا فقط حرفهای کلیشهایه؟ بسیاری از باورهای غلط روی جملاتی مثل «همه اینو میدونن»، «همه همینو میگن» یا «این یه حقیقت انکارناپذیره» سوار میشن. اینجور خبرها معمولاً مدرک ندارن. یک خبر یا عقیدهی معتبر، همیشه منبع، آمار، یا سند مشخصی ارائه میده. اگر کسی حرفی میزنه اما وقتی میپرسید:«مدرکت چیه؟» جوابی جز توهین یا حاشیه رفتن نداره، مطمئن باشید که حرفش سسته.
فراتر از احساسات فکر کنید. گاهی ما چیزی رو باور میکنیم چون احساس خوبی به ما میده یا ترسمون رو از بین میبره، نه چون واقعاً واقعیت داره! انتخاب آگاهانه، نیازمند جدا کردن احساسات از منطقه. سمت مخالف رو هم حتماً حتماً بشنوید. یکی از بهترین راهها برای سنجش عمیق باورهاتون، شنیدن نظرات مخالفه. اگر باورتون واقعاً محکم و منطقیه، بحث و گفتگو با مخالفان نباید باعث شک و تردیدتون بشه. اگه هم سست باشه، خب متوجه اشتباه خودتون میشید. البته ترجیحاً اول نظرات و اخبار رو «به طور کامل» دنبال کنید و بعد به دنبال بحث کردن باشید چون گاهی اوقات بحث کردن صرفا باعث پافشاری های افراطی بیشتر میشه، که دشمن انتخاب آگاهانست.
و میرسیم به مرحلهی آخر! :> توی دنیای پرمشغلهٔ امروز، ما اغلب حرفها رو میشنویم و بلافاصله قضاوت میکنیم. اما «تحقیق» یعنی مکث کردن در بین کوهی از اخبار. تحقیقِ واقعی یعنی اینکه قبل از اینکه مطلبی رو به عنوان حقیقت بپذیرید یا رد کنید، خودتون دست به کار شید. به جای اینکه فقط به یک منبع اکتفا کنید، چند منبع مختلف رو بررسی کنید. ببینید آیا منابع دیگه هم همون خبر رو تأیید میکنن؟ گاهی اوقات با کمی جستجو در آرشیوها یا مراجع علمی، متوجه میشید که اون مطلب «نصفهکاره» بوده، تحریف شده یا اصلاً کذب محض بوده. تحقیق، زمانبره، اما باعث آزادیِ فکر شما میشه. اجازه ندید دیگران به جای شما فکر کنن؛ خودتون ببینید و تصمیم بگیرید.
در آخر من نمیخوام که شما رو گمراه کنم و باعث بشم گیج بشید. صرفاً دارم میگم که اگه عقایدتون، اخباری که دنبال میکنید یا غیره چیزی نیست که خودتون دنبالش رفته باشید و صرفا بقیه از بچگی تا الان اونا رو بهتون خوروندن، با احترام شما هنوز بچهاید و حداقل کارهایی که میتونید انجام بدید اینه که اولاً توی بحثی شرکت نکنید و دوماً تلاش کنید کم کم و با گذشت زمان، ذهنیت واقعی و مختص خودتون رو بسازید.
نظرات بازدیدکنندگان (0)