سلام کیوت ها!😊 توی این پست یکم در مورد گرگ ها میخوام بهتون بگم 😎
گرگ یکی از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین شکارچیان در زنجیره غذایی طبیعت است🙃. این حیوان باهوش، اجتماعی و قدرتمند، نقش مهمی توی حفظ تعادل اکوسیستمها ایفا میکند. گرگها با زندگی گروهی، شکار دستهجمعی و رفتارهای منظم خودشون، همواره توجه دانشمندان و علاقهمندان به حیات وحش را به خود جلب کردهاند. واقعا موجودات باحالی هستن🙂
گرگ های خاکستری، از پستانداران گوشتخوار هستند. این حیوانات بومی اوراسیا و آمریکای شمالی هستند و بیشترین پراکندگی جغرافیایی را در بین تمام اعضای خانواده سگسانان دارند. گرگ نیای وحشی سگ است. یعنی سگها از نسل نوعی گرگ هستند که بین ۱۸ تا ۳۲ هزار سال پیش اهلی شدند. ۳۷ زیرگونه از گرگ شناسایی شده که سگ اهلی، دینگو، گرگ خاوری، گرگ قرمز و گرگ ایرانی از جمله آنها هستند.
بیشتر گرگها به رنگ خاکستری با لکههایی از رنگهای دیگر هستند اما رنگهای سفید، سرخ، قهوهای و سیاه هم در آنها دیده میشود. اندازه و وزن گرگها در نقاط مختلف بسیار متفاوت است. به این صورت که عموماً در مناطق شمالی گرگها جثه بزرگتری دارند. گرگهای ایرانی از کوچکترین انواع گرگ با میانگین وزن حدود ۲۵ کیلوگرم هستند اما گرگهای آلاسکا و کانادا و شمال روسیه بسیار بزرگتر هستند. گرگها در مقایسه با خویشاوندان نزدیک خودشون مثل شغال زرد و کایوت بیشتر برای شکار جانوران بزرگ تخصص یافتهاند. علاقه بیشتری به زندگی اجتماعی دارند و از زبان رفتاری غنی و پیچیدهای بهرهمند هستند.
هسته اصلی گروه اجتماعی گرگها از یک خانواده متشکل از گرگ ماده و نر و فرزندانشان تشکیل میشود که معمولاً در قالب گلهای از چند خانواده زندگی میکنند. گرگ به طور کلی یک شکارچی رأس هرم غذایی محسوب میشود و فقط انسان و در برخی نقاط ببر توانایی شکار آن را دارند. غذای اصلی گرگها با شکار سمداران بزرگ مثل انواع گوسفند وحشی، بز وحشی، آهو و گوزن تأمین میشود ولی بعضی وقتا به سراغ حیوانات کوچکتر، دامهای اهلی، لاشه و زبالههای انسانی هم میروند. هرچند بسیاری از انسانها از گرگ می ترسند، اما اغلب موارد حمله گرگ به انسان به گرگهای مبتلا به بیماری هاری مربوط میشود و حمله گرگهای سالم به انسان به ویژه انسانهای بالغ غیرعادی است. گرگ ها به عنوان یکی از اجتماعی ترین اعضای خانواده سگ سانان، معمولا شکار گروهی را ترجیح می دهند.
گرگ ها شکارچیانی ماهر هستند. دامنه دید آنها در مقایسه با آدم ها بسیار وسیع تر است. اگر دامنه دید هر دو چشم انسان 100 درجه باشد، دامنه دید هر دو چشم یک گرگ 270 درجه است. همین دید گسترده به آنها اجازه می دهد که در زمان شکار نسبتا مطمئن عمل کنند. گرگ ها در عین حال پلک سوم هم دارند که به آن غشای راف یا Nictating membrane گفته می شود. پلک سوم درست داخل پلک های فوقانی و تحتانی آنها قرار دارد و زمانی که گرگ پلک می زند، این غشا روی سطح چشمش می آید و می رود. این غشا می تواند مقابل هر گونه گرد و خاک یا آلودگی از چشم ها محافظت کند. گرگ ها چشمان زرد و گردی دارند اما در تاریکی هم خوب می بینند، چون که یک لایه به نام پرده درخشان tapetum lucidum پشت چشم آنها وجود دارد که حتی نورهای اندک را نیز تشدید می کند. این لایه باعث می شود چشمان گرگ ها در تاریکی مثل گربه برق بزند. هر چند این لایه افزایش بینایی را در نور شدید به دنبال دارد، اما تداخل شعاع های نوری منعکس شده می تواند تصویر را بیشتر از آنچه باید، تیره کند.
گرگ ها از جمله حیواناتی هستند که در نیمکره شمالی یعنی آسیا، اروپا و آمریکای شمالی حضور شاخصی دارند. در گذشته انسان ها به شکل بیرحمانه ای آنها را شکار می کردند و همین مسئله باعث شد جمعیت آنها در برخی نواحی به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند. اغلب گرگ هایی که در نیمکره شمالی یافت می شوند، از گونه ای به نام Canis lupus هستند. زیرگونه های متفاوتی از آنها شناسایی شده است. گرگ خاکستری و گرگ قطبی (قطب شمال) که دومی گاه به نام گرگ توندرا نیز شناخته می شود، در اصل دو زیرگونه متفاوت هستند.
یک واقعیت جالب درباره گرگ ها این است که آنها گاهی مثل سگ ها شروع به عَو عَو می کنند. این اتفاق اغلب زمانی می افتد که یک متجاوز به لانه آنها نزدیک شود. اما نحوه عَو عَو کردن گرگ ها برخلاف سگ ها آهسته تر و با خشونت کمتر است. یک استراتژی جالب گرگ ها چرخش گوش ها در جهات مختلف است که باعث می شود حتی از فاصله دور، حدود سه کیلومتری هم صداها را تشخیص دهند. دامنه شنوایی گرگ ها از آدم ها خیلی بیشتر است. گرگ ها حتی صداهای فراصوت را هم که فرکانسی بیشتر از بازه فرکانس شنوایی انسان ها دارند، می شنوند. در حالی که ما برای شنیدن این صداها به ابزارهای پیشرفته نیاز داریم. شنیدن صداهای فراصوت برای گرگ ها به این معناست که آنها می توانند موشها و سایر جوندگان را حتی در تاریکی تعقیب کنند. گرگ ها برای شکار بیشتر از آن که به حس بینایی متکی باشند، به شنوایی خود تکیه می کنند. داخل پوزه گرگ ها یک حفره بزرگ وجود دارد که کاربرد آن برای بویایی بهتر است. بوهای مختلف به شکل ذرات ریز از لوله ها یا مجاری یک استخوان خیلی نازک در سقف حفره بویایی عبور و از این طریق مستقیم با شبکه عصبی حیوان که سیگنال ها را به مغز می فرستد، ارتباط برقرار می کنند. مرطوب بودن بینی چرمی شکل این حیوان نیز به واقع کمک موثری در انحلال رایحه های مختلف و تشخیص آن هاست. بعضی وقتا توی برف و یخ دیده شده که گرگ ها می ایستند و کف پنجه خود را لیس می زنند . آنها از این طریق یخ را از پنجه هایشان پاک می کنند تا پاهایشان بریده و زخم نشود. اونها واقعا موجودات باهوشی هستند و به راحتی گول نمی خورند!💎🐺 (حالا فهمیدید که چرا اسمم لیدی ولفه؟!😎😄)