دوستان این تست و گذاشتم با بهترین ادامه داستان اصلی که می تونست داشته باشه
از زبان مرینت : بعد از اینکه نگهبان معجزه گر ها شدم نمی دونستم چی کار کنم یکم فکر کردم بعد تصمیم گرفتم هویتمو به گربه سیاه نشون بدم بلاخره من نگهبان معجزه گر ها بودم و اگه مشکلی واسه معجزه گرش پیش می اومد باید می اومد پیش من
پس تصمیم گرفتم برم پیشش و هویتمو بهش نشون بدم و هویتشو ازش بپرسم شب روی پشت بوم یکی از خونه ها قرار گذاشتیم وقتی اومد جلوش وایسادم و گفتم
(تیکی خال ها خاموش)وقتی دید من مرینتم خیلی تعجب کرد بعد گفت پلگ پنجه ها داخل
(آدرین!) بعد نفهمیدم چی شد چشام سیاهی رفت افتادم
ادامه از زبان آدرین) وقتی دیدم مرینت تمام مدت کفشدوزک بود خیلی تعجب کردم بعد از اینکه منم هویتمو بهش نشون دادم یه بیهوش شد
مرینت مرینت بیدار شو بانوی من
بقیه از زبان مرینت) نمی دونم چی شد وقتی بیدار شدم دیدم تو بغل آدرینم خیلی خوشحال بودم تمام این مدت آدرین منو دوست داشت ولی من حتی روحمم خبر نداشت بلند شدم و بغلش کردم و گفتم یادته تمام این مدت بهت می گفتم یکی دیگه رو دوست دارم آدرین گفت : خب؟ گفتم اون تو بودی وقتی اینو گفتم خیلی خوشحال شد و گفت منم خیلی دوست دارم بانوی من
بقیه از زبان مرینت) نمی دونم چی شد وقتی بیدار شدم دیدم تو بغل آدرینم خیلی خوشحال بودم تمام این مدت آدرین منو دوست داشت ولی من حتی روحمم خبر نداشت بلند شدم و بغلش کردم و گفتم یادته تمام این مدت بهت می گفتم یکی دیگه رو دوست دارم آدرین گفت : خب؟ گفتم اون تو بودی وقتی اینو گفتم خیلی خوشحال شد و گفت منم خیلی دوست دارم بانوی من
ببخشید دستم خورد سوال هشت پرید ادامش= من به آدرین گفتم ببین می خوان یه چیزی بهت بگم ولی نمی دونم چجوری آدرین گفت راحت باش بانوی من بهم بگو بهش گفتم من می دونم ارباب شرارت کیه! آدرین گفت کیه؟ من گفتم پدرته!
ادامش تو بخش دوم با من همراه باشید (چطور بود؟)
نظرات بازدیدکنندگان (1)