
این، پاره ای از نگفته هایمان است. این ،همان راز هایی خفته است.

-اینان که با دستان خسته و اشک آلود برایت می نویسم، گفته ای نه چندان گران بها، اما از بن جانم است. می نویسم برای تو، که جز بر دل خانه خراب من، سایبانی نبودی و برای این روح شکسته، کمتر از مهر و وفا نکرده ای. می نویسم تا بدانی که اگر نماندم، بیخبر نباشی و مرده باشم. نمی دانم چرا در پایانی ترین نقاط روحم مرا ویرانه کردی اما به فدای آن چشمان اقیانوسی ات. آتش هم بزنی مرا، نگرانی ام تنها دستان خودت است. به فدای سرت اگر رسم عاشقی را بلد نبودی. به فدای سرت اگر به من اعتماد نکردی. بگذار آخرین راز خویش را برایت بنویسم: من عاشقت هستم و می مانم. جز خنده های شیرینت برایمان رویایی ندارم، و می دانم هنگامی که به تک تک آن زندگی زیبایت میرسی، در کنارت ایستاده ام و موهایت را نوازش می کنم. پس بخند حتی اگر من گریستم به یاد خاطره هایمان.

-از کجا برایت بگویم؟ از همان دقایق نخست که چشم بر چشمانت نهادم؟ وای بر آن لحظه که عاشق شوی و فارغ باشد.. آن چنان نور ماه آن دو زمرد سبز را نوازش می کرد که گویا پاره ای از آسمان بوده ای و حال بر دستان من افتادی. شکننده و استوار. آری، تو محکم ترین سستی بودی که تمام این عمر بی برکت خویش دیدم. گیسو هایت را که بگذار بماند در خفا. مانند خوشه های انگور در یکدیگر پیچ خورده بودند و رنگش مرا به یاد شاهزاده ی قصه های کودکانه می انداخت. فر های درشتی که بر پیشانی ات، مانند رقاصانی ظریف هنرنمایی می کردند. تو آن شاه زیبا بودی و من همان رعیت درمانده. بلد نبودم چگونه باید جواهری همچو تو رو حفظ کنم . من ترسیدم ماه من. ترسیدم که از دستت بدهم. ترسیدم که آن قدر که در خیالم عالی هستم، نقص های این ستاره خسته ات کند و به سراغ دیگری بروی. من به تو باور داشتم، سوگند به چشمانت از هرکس بیشتر در این دنیا. اما به خود نه. من خود را نپذیرفتم و تو را پس زدم. و نمی دانی چقدر در این عمر بی فایده، بر خود لعن فرستادم که کاش، فقط کاش اندکی شجاع بودم.

- گل زیبای من،مرا ببخش نه بخاطر آن گناهانی که کرده ام، ببخش بخاطر آنچه نکردم. ببخش که ندانستم چگونه در اندوه خویش غرق گشتی و چطور برای بقای خود بر هرسو می تازی. ببخش که نفهمیدمت، یا لاقل آن هنگام که پرده ها از پس رخت کنار رفت که بسیار دیر شده بود و چه فرصت هایی که حسرت نگشته بودند. کافی بود کمی صبر کنم و چشمان بسته ام را باز، تا بدانم که این دستان زخمی، مرهم درد هایم می تواند باشد. مرا ببخش که آتش اشتباهاتم، نه تنها خویش، بلکه تو رو نیز گرفتار کرد.

-سکوت کن. می بینی؟ این آخرین دست نوشته هایم است که هرگز قرار نیست بخوانی شان. هرگز قرار نیست در کنار دریاچه ها بگذری و نامم رو زمزمه کنی برادر سفرکرده. هرگز قرار نیست به آینه ی زندگی ات خیره شوی و یادی کنی از آن که جان برایت داد و رفتی. آن که شاید بی حرف بود، اما بسیار عمرش را به باد داد تا کمی آغوشت را نصیبش کنی و رفتی. تو رفتی، آرزوهای بی کرانم را نیز بردی. آرامش شب هایم را بردی. خنده ی روز هایم را بردی. تو مرا بردی و این جسم خسته را بر قفس حجرت زندانی نمودی. و حال، من از این قفل هایم رهایی خواهم یافت، گرچه غمگین انگیز. پس سکوت کن و به موج های این دریا که مرا می برد گوش کن و ببین..
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
اول شدم؟
هنوز یادم نرفته همه پستاتو پلک کردی🤡🤡
بلههه بلههه خانم بزغاله که همه پستاشو پاک کرد بالاخره اومدد😭💔
عنوان: انچه نباید خوانده شود
خب از همینجا شروع کنم نباید برای من معنی نداره-آیرا
عه ایرا مودب باچ بچه بی تل ادب-من
عالی بودددد
مرسییی قشنگم
وای خیلی قشنگه🥲🩷🩷
وای ممنونن
عالیبود شوهزدزد😏💘
اقا امین ماینه بیادب🤨🔥
مزسیی
هیسشو💓
میزنمتا
پدی اسلایس اولخسخسخ😭😭😭
خیلیخوبهههه اندروو
خیلسمسنسهس😭😭
شوهر دوم😏
خیلییجثمثمث
مبارکمون
چی گفتی
خیلی قشنگ بودد
ممنوننن
عه منتشر شددد
ارههه