سلا..م.پارت هفت🤤
لینو از پیام هیونجین خوشحال شد.پیام هیونجین:من خیلی تنهام.دلم براتون تنگ شده.امیدوارم شما رو تو مدرسه ی گون دیز(Gone Days)ببینم.لینو بعد از اون پیام،مدرسه اش رو عوض کرد،و چند آشنا دید...
لینو وارد کلاسش شد و یه کسی رو دید..گفت:«چان!»چان گفت:«لینو!سلام!هیونجین به تو هم پیام داد؟»لینو گفت:«آره!باورم نمیشه!بازم همکلاسی شدیم!»چان گفت:«دقیقا!»لینو کنار چان نشست و گفت:«بنظرت دیگه به کی گفته؟»چان گفت:«نمیدونم.احتمالا همه بغیر از هان.اصلا نباید شماره هان رو داشته باشه.»
وقتی چان و لینو از کلاس خارج شدن،یه پسر با موهای سیاه به سمتشون اومد و گفت:«لینو هیونگ!چان هیونگ!باورم نمیشه! هیونجین به شما هم پیام داد؟»چان گفت:«سلام آی ان!به تو هم گفته؟»جونگین گفت:«آره.فکر کنم به همه گفته.»لینو سر تکون داد
چانگبین اومد و گفت:«البته که به هم گفته.من تو کلاس B4 دیدمش!»همه رفتن کلاس بی چهار.یکی تو راه اومد و گفت:«بچه ها!هیونجین اینجاست؟»چانگبین گفت:«سونگمین!آره تو همین کلاسه.»سونگمین سر تکون داد.چانگبین گفت:«چرا باید به همه بگه آخه.»سونگمین گفت:«نمیدونم.»
یه پسر با موهای مشکی اومد و گفت:«فکر میکردم یکیتون حد اقل نیاد.»هیونجین بود!لینو گفت:«هیونجین!!چرا رفتی؟»هیونجین گفت:«خب..بودن با هان برام مشکل بود.»سونگمین گفت:«مشکلی نبود!»هیونجین گفت:«چرا بود!اون خیلی بد دهنه.»
لینو گفت:«باید آشنا کنین.»هیونجین گفت:«نمیخوام!شما نمیدونین ما چقدر باهم رقابت داریم.»چان گفت:«شما خسته ام کردین.»صدای فلیکس گفت:«منم.»هیونجین گفت:«فلیکس!»فلیکس گفت:«نباید اینجوری ادامه بدی هیونجین هیونگ.»
لینو که به پشت بوم مدرسه گون دیز نگاه میکرد با خودش میگفت:«هان واقعا خوب بنظر میاد نمیدونم چرا هیونجین اینجوری راقب بهش فکر میکنه.»چان اومد و گفت:«منم نفهمیدم.من خیلی وقته با هان دوستم ولی رفتار بدی ازش ندیدم.»لینو گفت:«ای کاش میتونستیم یه کاری کنیم که اونا مجبور باشن با هم خوب باشن.» مثل گروه استری کیدز...
نتیجه 1
چالش:چیزی به ذهنم نمیرسه 😸
نتیجه 2
چالش:چیزی به ذهنم نمیرسه 😸
نتیجه 3
چالش:چیزی به ذهنم نمیرسه 😸
نتیجه 4
چالش:چیزی به ذهنم نمیرسه 😸
نظرات بازدیدکنندگان (0)