سلام اینم از پارت ببخشید دیر شد کلا یه هفته است دارم تو کتاب مینویسم هعی پاک میکنم چون فکر میکردم به اندازه کافی خوب نیست الانم اگه زیادی چرت بود ببخشید
یه دفع ای یه دستمال افتاد تو بغلم پاشدم دور و برمو نگاه کردم ولی کسی نبود بعد چشمم به درخت بغل خونه مون افتاد یکی نشسته بود روی شاخه اش. میا:ک...ک....کی اونجاست؟. ناشناس:نترس کاریت ندارم. و از روی شاخه اومد پایین پیش من اون یه پسر با موهای سفید و چشای آبی بود ولی نتونستم صورتشو ببینم چون ماسک زده بود ولی به نظرم آشنا میومد.
میا: تو کی هستی؟ اینجا چیکار داری؟ ناشناس:من پسرماه ام و اینجا کاری ندارم. میا:پسرماه؟. پسرماه:بله چون موهام سفیده و مثل ماه سردم پسرماه صدام میکنن. میا:آهان خب اینجا چیکار میکردی؟. پسرماه:هیچی فقط روی اون شاخه نشسته بودم تو آرامش و سکوت ماه رو تماشا میکردن تا اینکه یکی آرامش و سکوتمو خراب کرد.
میا:کی؟. پسرماه:تو .میا:عه خب من رو ی پشت بوم خونه ی خودمونم اجازه گریه ندارم😒 پسرماه: نه بابا راحت باش من کاریت ندارم😅 میا:ممنونم عالیجناب😑 پسرماه:بزار یه چیزی بگم. میا:بفرما. پسرماه: مار به اضافه جوجه تیغی چی میشه؟. میا: امممم🤔 نمیدونم. پسرماه: سیم خار دار😂😂😂 میا: اووووو و زیر لب گفت بی مزه.
پسرماه: فک کنم زیاد از جک خوشت نمیاد. میا: چرا خوشم میاد ولی تو وضعیتی نیستم که بخندم حتی شاید امشب نتونم بخوابم. پسرماه: چرا؟ میا: هعی چی بگم من باید زیر شیروونی رو تا فردا تمیز کنم ولی خیلی خستم و زیر شیروونی هم خیلی کثیقه. پسرماه: اینکه نگرانی نداره بیا من کمکت میکنم.
میا: چی؟ واقعا میتونی کمکم کنی؟ پسرماه: آره بابا معلومه که میتونم. میا: پس بیا بریم شروع کنیم. بعد دست پسرماه رو گرفت و برد زیر شیروونی. پسرماه: وای اینجا از آشغال دونی هم کثیف تره😅 میا: آره.. پسرماه: خب خب بیا شروع کنیم جارو کو؟. میا: نه اول باید این وسایل رو از اینجا ببریم رو پشت بوم بعد جارو بکشیم. پسرماه: آهان ببخش من تاحالا از این کارا نکردم😅 میا: عیبی نداره و موهاشو بلند بست. پسرماه قلبش تاپ تاپ تاپ تاپ این صدای قلبشه یا صدای تبله😂.
میا: خب بیا اینا رو کم کم ببریم بیرون پسرماه: باشه. همه وسایل رو بردیم بیرون. میا: حالا که وسایل رو بردیم بیرون بیا این تار عنکبوتا رو با جارو تمیز کنیم بعدم آشغالای روی زمین رو جارو بزنیم . پسرماه باشه. و اونا همه ی دیوارا رو تمیز کردن و کف زمین رو هم جارو زدن
پسرماه: آی من یه چند دقیقه ای اینجا میشینم . میا: باشه. چند دقیقه بعد خوابش برد .میا: چه زود خوابش برد حتما خیلی خسته شده اون دور و بر رو گشتم و یه پتو پیدا کردم که بندازم روش رفتم سمتش تا پتو رو بندازم روش ولی کنجکاویم گل کرده بود می خواستم بدونم کی زیر اون ماسکه پس دستمو آروم بردم نزدیکش تا ماسکشو بردارم که....
بک میدم
پین شه لطفا
پارتتتت بعدمممم بزاررررر خیلیییی خوبهههههه
عالیییییییییی
خیلی خوبببب
خیلی داستانت قشنگه اما خونه ای که زیر شیروونی داره پشت بوم نداره...
خیلی قشنگه:))
باحال بود.
پارت بعد و سریعتر بزار خواهر جان
باشه فداتشم چشم❤😄
ممنان
10
9
8