5 سال پیش 10 اسلاید 336 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (23)
  • خیلی عالیه 😍❤

  • بهار جان مثل همیشه معرکه بود(منظورم مثل زندگی جدید من و گذشته زندگی من هستش اونا هن واقعا مثل این خیلی عالی بودن نویسنده خوبی میشی و هستی❤💋)

  • عالیه دنبال = دنبال

  • خیلی عالی😍
    خیلی دوست دارم بدونم بعدش چی میشه😃
    (داستان قبلیت هم که اسمش زندگی جدید من بود رو هم خوندم یه شبه😅 اونم خیلی خوب بود🤩)

  • معرکس:)🤞🏻🍓✨

  • واسه من خیلی چیزا نا مفهوم بود پیرزنه چرا بهشون حمله کرد؟ راستی این جمله رو اون آخرش نفهمیدم👇
    بعد گفتم اگه از نظر تو کمک کردن اینه که منو تحویل بابام بدن و تورم بکنن
    تورم ب**ن یعنی چی😂😂
    ولی هم این دلستان هم اون داستانت به نظر میاد قشنگ باشن

    • مرسی عزیزم
      سوال ۱
      پیرزنه جادوگر بوده و خوب یه مشکل جدی با خوناشاما داره ولی خوب یخ چند تختش کم بوده که نفهمیده خوناشاما میخوابن
      سوال ۲
      منظور اون نبود😅 منظورم این بوده که تورو غذای امروزمون بزارن (خواهشا برداشت بد از فعل ها نکنید😂منظور رو به سبک عادی بگیرید نرید در فیلم های ۱۸+😂) با تشکر❤

  • عالی بود 🤩🤩
    بریم سراغ پارت بعد و پارت اون یکی داستان 😅😁

  • عالیه

  • عالیییی بود🙃🙃🙃

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.