سیلام 👋🏻👋🏻🖐🏻🖐🏻اگه به ۱۰ برسیم پارت بعد رو می ذارم❤❤
کنیجیوا🖐🏻🖐🏻👋🏻👋🏻
اماده ای؟🌸🌸
من خب اسمتو می ذارم بلا 🌸لباس عوض می کنم🌸 بلا را بر داشته وبه بیرون می روم نانای نای😐😂 🌸بیرون🌸 بلا میو می کند من حواس به بلا لیوای رد می شود من حوایم نی که پام می گیره و نزدیکه که بیوفتم تو چاله که.... لیوای دستم و می گیره و ....😂😂
منحرفا اهای منحرفااا دستمو مییره 😡😡 من: ممنون لیوای: خواهش من :لبخند اها راستی می دونستید این منم ( ^~^♡) حالا بدونید😁 ( ●_●♡) :می دونستید لیوای به دوست دخترش احساسات واقعیش رو میگه❤ البته من که نیستم گفتم بدونید بعدا تو رمان لازمتون میشه😁 بلا: میووو من: ها گشنته (-_-♡): ماشالا زبون گربه ای هم بلدی هااااا😂 من :منم همین طور خب بریم یه کافه 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 ( &_&♡) :چایی میدی به پیشی😐 🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈 🌸کافه🌸 من: اون اون لیوای نی این جا چی کار داره 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 ( *-*♡) :شت 💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗 من: کنیچیوا 😊👋🏻 لیوای: کنیچیو.. لی :تو این جا چی کار می کنی من: ام گشنمه😁 من: ببخشید اقا شیر دارید من: بیا بلا بخور 😊 لیوای :مهمون من من: اریگاتو ❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄ لیوای :چی می خوری ؟ من: چایی تلخ لیوای: ام راستش باید یه... یه...چیزی بهت بگم (~●^●~)
خب خوشت اومد 😘😘
باید بشیم ۲۰ تا اصلا 😂😂اگه بیست تا شیم حتما پارت بعدی رم می ذارممم😁😁
نظرات بازدیدکنندگان (0)