داستان دختری نوجوان که در حال بالغ شدن است که با سختی هایی مواجه میشود ک…
زمان چیز عجیبه در لحظات ممکن است چند گل شکوفا بشن یا چند انسان در اثر بیماری یا عوامل طبیعی جان خود را از دست بدهند در لحظه یکی تازه این راه رو شروع میکنه و یکی ب اتمام میرساندش و نکته جالبش این است که تو در حال حرکتی و نمیتونی توقف کنی بحث زمان شد راستی این صدا زنگ ساعتم نیست؟
(صدای زنگ ساعت)مامان: ایمی دیرت شد! ایمی: بیدارم بیدارم! امروز ریاضی و شیمی و هنر داریم صبر کن، دفتر ریاضیم کجاست؟ مامان: حاضر شدی؟ ایمی اره اره اومدم ( بیخیال دفتر حتما دسته مایاس) مامان: کمربدنتو ببند. ایمی: بستم ( در حال نوشتن برای مایا) مایا دفتر ریاضیم دسته توعه؟ مایا: نه تو مدرسه جا نزاشتی؟ بذار من الان میرسم میرم چک کنم ببینم تو مدرسه هست یا نه . ایمی: ممنون میبینمت:)
مامان: خب رسیدیم ایمی بترکون! ایمی: باشه مامان(ضدحال😒) مایا: کجا بودی دختر؟ بیا(📒)تو جامیزت بود. ایمی: ممنونم مایا . ( زنگ کلاس) خانم مارپل : بچه ها برید سرکلاس هاتون خب خب خب اینجا فکر کنم لازم باشه باهم آشنا بشیم.
من ایمی هندرسون هستم و در حال حاضر 14 سالمه و در فلوریدا زندگی میکنم یک خواهر کوچک تر به اسم امیلی و یک برادر بزرگ تر به اسم مایک دارم اسم مادرم هم الیزاست و پدرم رو نمیشناسم چون وقتی پنج سالم بود مرد که بعید میدونم اینطور باشه چون یک دلیل مرگش رو بهم نمیگن و دو اسمی ازش برده نمیشه پس ب احتمال زیاد ترکمون کرده. مایا دوست صمیمیه که تقریبا از وقتی که به دنیا اومدم میشناسمش
خب فکر کنم تا اینجا اطلاعات اولیه رو دریافت کردید خب کجا بودیم… مایا: ایمی؟ نیم ساعته دارن صدات میکنن بگو حاضر . ایمی: حاضرم. مایا: حواست کجاس؟ ایمی: هیچی تو فکر بودم . معلم: خب حضور و غیاب تموم شد همه حاضرن ب جز… تق تق تق معلم : بیا تو ، خب ایشون دانش آموز جدید ماست که هم از لحاظ زمان بندی کلاس تاخیر داشتن و هم هفته اول مدرسه غایب بودن ( معلم رو مخ🗿) ایشون(…)
خب دوستان پارت یک تموم شد بنظرتون اون دانش آموز جدید کیه؟😉
خب اینم از پارت یک داستان بنظرتون اون دانش آموز جدید کیه؟ کامنت کنید😉