بچه ها برای اینکه دیگه داستان های مند بشناسید این اموجی🥺میزارم که اگه دوست داشتید اینو بزنید تو جستجو که راحت بیابد براتون
رفتیم اونجا دو درخت بزرگی بود کنار هم جیجی گفت یعنی اینها دروازه هستند گفتم اره ولی قبلش جک رو بزار کنار جک گذاشت زمین تا اومد بره یک دفعه دستش گرفمتش یه هول کویچک بهش دادم دستش راه کردم گفت چیشده گفتم باید بیای تو بغلم جیجی سرخ شد جک گفت چیشده هان دلت کشید😂😂😂 گفتم تو ببند و یه به جیجی گفتم بخواطر نیروی که هست و شما انسان ها ضعیف هستید نمیتونید رد شید باید بیای تو بغلم جیجی گفت جک چی گفت؟ دوم من نمیام تو بغل تو من دخترم حیا دارم گفتم جک بیخیال یه مکثی کردم گفتم باشه نیا ولی اونجوری از دروازه هم نمیتونی رد شی ماهم ترو نمیبریم😝 یه پوز خنده هم زدم جیجی سرخ شد از عصبانیت یا از خجالت نمیدونم گونش خیلی قشنگ قرمز بود اخم هاشم تو هم ولی بازم حدس بزنم خجالت کشید😂
داستان از زبون جیجی
توماس گفت جک بیخیال یه مکث کوتاه کرد گفت باشه نیا ولی اینجوری از دروازه هم نمیتونی رد شی ماهم ترو نمیبریم به پوز خنده هم زد😐 از عصبانی شدم😡 از یه طرف هم خجالت میکشیدم برم تو بغل توماس ولی من کم نمیارم که😎 گفتم باشه دستش گرفتم گفت تو بغلم نه دست سرخ شدم البته فکر کنم شدم دستم رو سینه هاش بود سرمم بالا یک که یهو..........................
( من : چقدر یهوو یهو میکنی 😐 نویسنده : خب باید بچه ههرو هیجانی کنم😂 من: عجل گیری کردیم😐 بریم سر داستان نویسنده : باشه😂😈)
یهو یه نور اومد تو صورتمون برگشتیم جک بک دفعه گربه شد با یه دوربین کنارش😐 رفتم دوربین برداشتم عکس زدم که منو تومای کنار همو عکس گرفته بود😐
رفتم دوربین ازس گرفتم یه میو کرد گلی نفهمیدم چی گفت 😕 زدم دبدم عکس منو توماس تو بغل هم😐 پاکش کردم خود به خود رفت عکس بعدی ( عکس بالا با عکی پارات) عکس دختری و یه پسر خوشگل مو قرمز بود اینگار که داشتند به چیزی میخوردن که توماس اومد کنارم گفت مو قرمزه جکه دختر هم نامزد سابقش گفتم منظورت... یک دفعه
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست. مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
چقدر کم😢😢😢😢😢😢
یکم بیشتر بنویس ممنون
بیشتر از این🥺 بخدا یکم سخته ببخشید
کاترین میگم چیزه
قسنت اخرش رو سکته زدم☹️😨
عالی ولی خدایی باید ایم داستان میشد سکته دادن دوستان توسط ملیکا 🤣🤣🤣
😂😂😂😂😂