
های گایز❤️☺️ببخشید طول کشید میدونم🥺

از زبان راوی نامجون:خب ا/ت امشب پیش کی میخوابی؟ ا/ت یه نگاه به پسرا انداخت و گفت نمیدونم! جیمین:میخوای بیا..... یهو نگاهش به تهیونگ افتاد که داره با اخم نگاش میکنه حرفشو قورت داد🥺😟نامجون:اینجوری نمیشه بیاین سنگ کاغد قیچی بازی کنیم ببینیم پیش کی بره! ا/ت:خب من تو سالن رو کاناپه میخوابم شوگا:نه نه سالن برای خوابیدن خیلی سرده در ضمن رو کاناپه هم نمیشه بخوابی من یه بار توسط جناب ورلد واید هندسام تنبیه شدم تا یه هفته گردنم و کمرم درد میکرد🤐😒سنگ کاغذ قیچی بازی کردن تهیونگ برد ا/ت هم با خجالت زیاد بخاطر اتفاق سر شب(ب. و. س)مجبور شد پیش تهیونگ بره🙊 تهیونگ هم خیلی خوشحال بود چون دیگه ا/ت پیش یکی دیگه نمیخوابه و پیش خودش میخوابه😍همه رفتن تو اتاق ها خوابیدن فقط ا/ت تهیونگ بیدار بودن و از هم دیگه خجالت میکشیدن😶ا/ت برای اینکه تهیونگ باهاش راحت باشه و خجالت نکشه گفت:خب تهیونگ چجوری بخوابیم😂تهیونگ یه لبخند زدو گفت:هرجور تو راحت باشی😁ا/ت:من هرجور تو بگی راحتم تهیونگ از فرصت استفاده کرد و خودشو روی تخت انداخت و بغلشو باز کرد تهیونگ:بیا بغلم راحت بخواب😄ا/ت همینجوری به تهیونگ نگاه میکرد خودشو جمع و جور کردو تو دلش گفت:آره خب من و اون مث برادر و خواهر میمونیم بخاطر همین گفته☺️ ا/ت خانم منحرف نشو😠 (اینا همرو تو دلش گفت) ا/ت:اوکی الان میام تهیونگ:ا/ت لباس نیاوردی؟ اینجوری با شلوار لی که اذیت میشی! ا/ت:آره آوردم کجا عوض کنم لباس هامو؟ البته شلوارکه! اشکال نداره اگه بپوشم؟ تهیونگ:نه نه راحت باش میتونی داخل اون حموم لباس هاتو عوض کنی☺️تهیونگ همینجوری بغلش باز بود😂ا/ت:همینجوری بمون تا بیام🤣🤣تهیونگ:🤣حواسم نبود دستام همینجوری بازه اوکی همینجوری میمونم😍ا/ت خندید و رفت لباسش رو عوض کرد شلوارک مشکیش رو پوشید و یه تاپ خیلی نازک مشکی هم پوشید برای اینکه تهیونگ متوجه لباسش نشه تا از حموم اومد پرید رو تخت و پتو رو دورش جمع کرد و رفت بغل تهیونگ😉تهیونگ تو دلش عروسی بود قلبش خیلی خیلی تند تند میزد انگار واقعا عاشق ا/ت شده بود حس خیلی خوبی بود که کنار دختری که عاشقشه خوابیده🥰ا/ت هم خیلی خوشحال بود از اینکه کنار تهیونگ یه حسی عجیبی به تهیونگ داشت ولی نمیدونست اون حس چیه؟ خیلی خسته بود و خیلی زود خوابش برد ولی تهیونگ همینجوری به صورت ا/ت که مثل فرشته ها خوابیده بود نگاه میکردو تو دلش میگفت:چقد یه دختر میتونه خوشگل و کیوت باشه هییی کیم تهیونگ چرا دختر مردم رو دید میزنی ولی آخه مگه میشه نگاهم رو ازش بردارم اون واقعا دلمو دزدیده خیلی خوشگله وای خدا دلم میخواد ب. و. س. ش کنم ولی چقد ل. ب های نرمی داشت وقتی منو ب. و. س. ی. د ای کاش اون لحظه هیچوقت تموم نمیشد❤️(بایستون شیطون شده هااااا😈)
از زبان ا/ت از خواب بیدار شدم دیگه بغل تهیونگم یکم خجالت کشیدم به صورتش نگاه کردم و یه لبخند زدم آروم از پیشش بلند شدم و رفتم دست و صورتم رو شستم😊رفتم تو سالن دیدم فقط نامجون بیداره و روی مبل نشسته داره با گوشیش ور میره آروم آروم رفتم کنارش و بلند گفتم:سلاااااااااام نامجون به جیغ بنفش کشید که فوری جلوی دهنشو گرفتم و زدم زیر خنده ا/ت :ترسیدی😂؟ نامجون:معلوم نبود؟؟؟😟ا/ت:چرا چرا خیلی معلوم بود😂 نامجونم خندید😂ا/ت:من میرم صبحانه درست کنم نامجون:میخوای بیام کمک؟ ا/ت:فقط بیا بهم وسایل رو نشون بده😁نامجون :اوکی الان میام😊باهم رفتیم و بهم وسایل نشون دادو گفتم بره خودمم یه میز بزرگ و خوشگل درست کردم رفتم به نامجون گفتم بریم بچه هارو بیدار کنیم اونم قبول کرد من رفتم تا تهیونگ رو بیدار کنم وارد اتاق شدم دیدم تهیونگ خیلی ناز خوابیده رحمم میومد بیدارش کنم ولی خب بلاخره رفتم سمش ا/ت:تهیونگا بیدار شو... هی تهیونگ..... تهیوووووونگ...... تهیونگ چشماشو یکم باز کرد و گفت:بله؟ ا/ت:بلاخره بیدار شدی😂پاشو صبحانه درست کردم با بچه ها بریم بخوریم یهو چشماش گرد شد و اخم کرد تهیونگ:تو با این شلوارک کوتاه رفتی پایین😠؟؟ا/ت:فقط نامجون بود🥺تهیونگ:ناراحت نشو خوشگل خان.... چیزه ناراحت نشو و لبخند زد😊فقط دلم نمیخواد پسرا اینجوری ببیننت😊ا/ت:اشکال نداره فقط چی بپوشم؟😂تهیونگ:بیا من یه لباس و شلوار بهت بدم😂ا/ت:شوخی میکنی؟ من شلوار تو رو بپوشم؟ عمراااا😳تهیونگ:ولی اینجوری هم نمیشه بری من نمیذارم🙁ا/ت:😂باشه بابا اگه دلت میخواد بیا منو بزن؟تهیونگ:نه رحمم میاد بهت وگرنه حتما میزدمت😂ا/ت:خوبه که رحمت میاد البته همون اخم اولت هم خوب بود قشنگ ترسیدم😂تهیونگ:میدونم معلوم بود گفتم الان میزنه زیر گریه😂کوچولو😂ا/ت:😐هی من کوچولو نیستم تهیونگ:هستی ا/ت:نیستم تهیونگ:هستی ا/ت:😑پاشو بیا بهم یه لباس و شلوار بده گشنمه میخوام برم پایین نمیدونم چجوری از غذاهای اون پایین دل کندم و اومدم بیدارت کنم😢پاشو بیا تهیونگ خندید و رفت سمت کمد لباساش و یه شلوار و یه نیم آستین بهم داد ا/ت:تهیونگااااا لباسم که خوبه😶تهیونگ:همه جات دیده میشه چجوری خوبه؟چون نیم آستینت نازکه لباس ز. ی. ر. ت دیده میشه میخوای رنگش و بگم؟😂جلوی چشماشو و گرفتم ا/ت:سریع برو تهیونگ زود باش بدووووو تهیونگ:اگه میخوای بگم هااااا😂؟ ا/ت:پسره ی بد😡بدووووو برو بیرون تهیونگ:اوکی اوکی میرم ولی زود بیا پایین 😂ا/ت:باشه میام تو فقط برو تهیونگ:باشه میرم😂ا/ت:نخندددد تهیونگ همینجوری میخندید و رفت منم یه نگاهی تو آینه به خودم انداختم ا/ت:راست میگه خیلی لباس ز. ی. ر. م معلومه خاک تو سرت ا/ت آخه این چه لباسی بود برداشتم ابروم رفت🙊☹️البته تهیونگ همچین پسری نیس😩(نچ نچ یکی به جین بگه رو تربیت این بچه ها کار کنه🤣)
(گفتن داستانو منحرفی کنم وگرنه من بچه ی بدی نیستم😈😂) لباسامو عوض کردم و رفتم پایین دیدم همه داره چشماشون برق میزنه وقتی میز غذارو دیدن😍خندیدم و گفتم:بشینین بخوریم اولین بار و آخرین باره که میخواین غذامو بخورین میخوام این غذاهای خوشمزه شامل حالتون بشه😂😂البته من دستپختم زیادم خوب نیس😂😂تهیونگ:نه خیلی خوشمزه س من خوردم دستپخت ا/ت رو🤤 کوکی:کی خوردی😈؟ تهیونگ:شب قبل اینکه بیایم آمریکا😊 کوکی:اووووو پس شب قبلش پیش هم بودید!😈تهیونگ:برو بشین غذاتو بخور😡همه خندیدن و من یکم خجالت کشیدم انگار اینا دست به دست هم دادن تا منو اذیت کنن هااا🙈جیمین:ا/ت اینا لباسای تهیونگ نیس تنت؟😂ا/ت:آره لباس نداشتم😅جیمین:کار بدی کردیم این دوتا و توی یه اتاق کردیم هااا😈😂😂ا/ت:هی جیمین غذاتو بخور وگرنه میزنمت هااا😡😂منحرف جیمین:اوکی اوکی میخورم😂همه دراز بودن از خنده منم با خجالت زیاد میخندیم تهیونگ:هی کوچولو اون لیوان آبمیوه ای که روبه روته رو بده من بخورم ا/ت:من کوچولو نیستم😡 تهیونگ:چرا کوچولویی ببین تو لباسام گم شدی😂ا/ت:هی من کوچولو نیستم بعدشم تو لباسات گم نشدم میرم لباس های خودمو میپوشم ها😡تهیونگ:راستی رنگش؟؟؟ بگمممم؟؟؟؟ ا/ت:آره آره اصلا گم شدم تو لباسات خیلی هم کوچولو ام فقط بیخیال👍😁کوکی:رنگ چی؟ ا/ت:هیچی هیچی🙂پنکیک هارو بخورین سرد نشه😁 تهیونگ:واااای خدا الان از خنده میترکم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣ا/ت:بخور تهیونگ😡😐بازم میخندید بهم بلاخره غذا هم تموم شد خیلی از دست پختم تعریف کردن خودم شک کردم به خودم که اینا با منن یا نه ولی واقعا خوشمزه شده بود جین:ا/ت خیلی خوشمزه اس تازه از دستپخت ورلد واید هندسامم رد شده البته یکم هااا😁هوپی:ا/ت اگه جین داره تعریف میکنه از غذات بدون خیلی خوشمزه س چون جین از غذای هیچکس تعریف نمیکنه😳ا/ت:ممنونم جین❤️
بعد غذا رفتیم داخل حیاط اونجا یه استخر بزرگ بود ا/ت:میشه بریم آب بازی لطفااا🥺🙏 کوکی:اخییی چقد کیوت شدی😍تهیونگ اومد و جلوی صورتمو گرفت تهیونگ:خب دیگه اینجوری نکن بریم آب بازی منم آب بازی دوس دارم😁👍 از زبان تهیونگ وقتی دیدم اونجوری خودشو کیوتو کرد و کوکی بهش گفت کیوت حسودیم شد دلم نمیخواست جلوی کسی اونجوری کنه آخه واقعا خیلی ناز شده بود رفتم و جلوی صورتشو گرفتم طوری که هیچی نمیدید بعد دیدم پسرا تعجب کردن کوکی اروم گفت:حسودی کردی؟😂😂تهیونگ:نخیرم😡بریم کوکی:گوشام خیلی درازه مگه نه فک کردی خرم؟؟؟؟دیشبم وقتی فهمیدی میخواد پیش خودت بخوابه خیلی خوشحال شدی😂 تهیونگ:واقعا که خری😂 ولی خب بعدا در این مورد حرف میزنیم🙂کوکی:خودت خری تهیونگ:😝😝😝😂
همه پریدیم تو آب خیلی آب بازی کردیم بعد 2 ساعت اومدیم بیرون آخرین نفر ا/ت اومد انگار خیلی آب بازی دوس داشت لباسش خیلی به بدنش چسبیده بود سریع رفتم یه حوله دورش گرفتم همه رفتیم داخل سالن تا بریم حموم که یهو
یهوووو
یهووووو
منم میخوام مثل نویسنده هایی که قصد جونمون رو کردن که اینقد اذیت میکنن منم اذیت کنم🤣🤣🤣🤣میخوام ببینم چه حسی داره😜😜😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝یهووووو😂
یهووووو جیمین چون پاهاش خیس بود با مخ افتاد زمین😂همه خندیدیم بهش😂😂😂😂😂
جای حساس کات نکردم😃دیگه اونقدم بد نیستم😪

کامنت بذار وگرنه بچم جیغ میکشه😠🤐

بخاطر بچم لایک کن😂ناراحت بشه ناراحتتون میکنم😡😡شرط پارت بعد لایک=12 کامنت=25
خب دیگه من تشریف ببرم☺️راستی میدونم خیلی فحش خوردم😂راضی راضیم راحت باشین😁نظر بدین اگه نظر ندین باور کنین ادامه نمیدم چون فک میکنم بده داستانم😭
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییی😍
آجی میشی؟
بیا اوپا فقط جیع نزن صدات خش برداره
اره تستم تازه یکیش اومد بعده ۱۰۰ ها قرن😐😹
منم امروز اومد پارت جدید🤩
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😹😹😹😹😹
بخداا😂🤕
عرررر 😭
چرا پارت بعد نمیاد 😭
تستچی خیلی دیر منتشر میکنه😭
عاجو راستشو بخوای منتشر شد ولی حذفش کردم 😁🥺
اخه ... چیز شد.. وقتی منتشر شد مین هو خوندش بعد گفت که خیلی شبیه منه و ناراحت شد منم حذفش کردم ولی ۴ تا تست گذاشتم تو بررسی که ..۶ روز شده تو برسیه و منتشر نمیشه نمد چرا 🤷♂️
دیر منتشر میشه آجی😬منم نشستم به تستچی نگاه میکنم تستچی که از خستگی آه میکشد🤐(از بس همه داستان میذارن)😂
اوکی خانم معلم 😹😹😹❤
😂😂هنوز داستانی که گفتی منتشر نشده زهرا؟!
همونطوری چجوری میشه یه راهنمایی بکن😹❤❤
منم خوبم👍👍
😂❤️راهنمایی نمیتونیم بکنیم دخترم (حرف معلم های 🔞🔞🔞🔞🔞لا اله الا الله🤲📿)😑
سلام بر نمیه ی گمشده چطوری ؟؟
سلام بر خوشمل خودم❤️من همونطوریم تو چطوری؟😂
پارت بعد نمیاااااااد؟🥺
ولی اذیتت نمیکنم چون همدردیم😹💔
خدا خیرت بده🤐یکی بیاد مارو درک کنه🥺😵گذاشتم تو بررسیه💟